سلامی چو باد صبا در چمن

مطالعات ایرانی پویه نشریه‌ای است مستقل، با رویکردی چندرشته‌ای و میان‌رشته‌ای در حوزه‌ی علوم اجتماعی و انسانی. در این نشریه به مسایل مبرمی پرداخته می‌شود که هستی جامعه‌ی کنونی ایرانی را متاثر می‌سازد.

سلامی چو باد صبا در چمن۱۳۹۷-۱-۳۱ ۱۸:۵۶:۱۸ +۰۰:۰۰

فصلنامه مطالعات ایرانی پویه، شماره‌های ۱۳ و ۱۴، پائیز و زمستان ۱۳۹۹

چپ و افق دموکراسی

دریافت مجله

طی چند دهه اخیر حق توسعه‌ی مردم ایران نادیده گرفته شده و فرایند زوال سرعت گرفته است. حتی اصلاح‌طلبان هم برای ایجاد تغییر، الگو و برنامه‌ای نداشتند. اکنون اگر در کوتاه مدت برای فائق آمدن بر بحران‌های فاجعه‌آفرین کاری نکنیم، در بلند مدت هم اقدامی ثمربخش نمی‌توان کرد. در حال حاضر بار اصلی بر دوش روشنفکران و نیروهای سیاسی مستقل در جامعه‌ی مدنی است. نباید منتظر ماند که چنین اقدامی از طرف دولت صورت گیرد. بلکه باید در چارچوب یک برنامه‌ی پژوهشی برای ارائه‌ی برنامه‌ی جایگزین به جامعه، با همه‌ی سختی‌هایش، همت گماشت، و از نقدِ صِرف پرهیز کرد.

دریافت مقاله

این مقاله برگرفته‌ای است از صحبت‌های حبیب‌الله پیمان که از نسبت فعالیت‌های فکری و عملی خود با «مردم» می‌گوید. در این روایت، پیمان به عنوان یک خداپرست سوسیالیست و یک نواندیش دینی، بخش‌هایی از تاریخ فکری خود را طی هفت دهه‌ی پر تلاطم بازخوانی می‌کند. او همچنان بر این عقیده است که گشودن افقی برای سوسیالیسم، دموکراسی، و اخلاق از مسیر خود «مردم» ممکن است. این مقاله در فصلنامه مطالعات ایرانی پویه تنظیم شده است.

دریافت مقاله

این مقاله، برگرفته‌ای است‌ از صحبت‌های مراد فرهادپور، اندیشمند چپ‌گرا، در مورد تجربه‌ی برآمدن عمل سیاسی از درون مباحث نظری. فرهادپور برای پرداختن به این موضوع گزارشی تحلیلی از تاریخ فکری خود عرضه کرده است، که در فصلنامه مطالعات ایرانی پویه تنظیم شده است.

دریافت مقاله

از ابتدای انقلاب رویه‌ی اتحاد و انتقاد مبنای فعالیت بسیاری از نیروهای سیاسی و روشنفکران سپهر عمومی بود، اما به تدریج، در اثر شدت عمل حکومت و یکسان شدن نسبی حاکمیت، رویه‌ی اتحاد و انتقاد به سمت رویه‌ی انتقاد، با محتوایی معتدل یا تند تبدیل شد. در دوره‌ی برآمدن دولت اصلاحات، در میان بسیاری از نیروهای سیاسی و روشنفکران، بار دیگر رویه اتحاد و انتقاد، اما این‌بار نسبت به جناح اصلاح‌طلب نظام رواج یافت.

در حال حاضر با افول جریان اصلاحات و در حالی که به نظر می‌آید نظامی‌گری در شکل پراتوریسم امکان وقوع یافته است، بار دیگر رویه‌ی اتحاد و انتقاد نیز به حاشیه رفته است. چه باید کرد؟

دریافت مقاله

شریعتی‌ متهم به دشمنی با آزادی و دمکراسی است و به عنوان مدافع نظریه «دمکراسی متعهد» در قالب تز «امت و امامت» معرفی‌ شده است. وی را یک اسلامیست و نظریه‌پرداز دولت اسلامی خوانده‌اند و در سلک بومی‌گرایان نوستالژیک مذهبی‌ قرار می‌دهند. آیا میراث شریعتی می‌تواند برای گشودن افقی در آینده به جریان چپ دموکرات و نو در ایران مدد برساند یا در برابر این جریان یک مانع است؟

این مقاله بر آن است تا در یک سطح، از طریق بازخوانی اندیشه‌های شریعتی و در سطحی دیگر، از طریق یک نافرمانی اپیستمیک و پرداختن به نیندیشیده‌های شریعتی، ظرفیت میراث او را در گشودن افقی برای آینده ارزیابی کند.

دریافت مقاله

موضوع تأثیر دیدگاه چپ و کنش حاملان این دیدگاه بر جامعه‌ی ایران، به طور معمول در قلمروهای اقتصاد، جامعه‌شناسی و به ویژه سیاست مورد بحث قرار می‌گیرد. اما در قلمرو هنر این موضوع در محدوده‌ی شعر و ادبیات داستانی باقی می‌ماند و به موسیقی، پدیده‌ای که تأثیری مستمر و فراگیر بر جامعه دارد، کمتر توجه می‌شود. آیا جریان‌های چپ در گفتمان‌سازی موسیقایی در دوران معاصر ایران تأثیری داشته‌اند؟

دریافت مقاله

سرمایه‌داری بدن‌های کارگران، و به تعبیر دیگر بدن‌-‌کارگران، را به خدمت می‌گیرد و رنجی همیشگی را بر آنان تحمیل می‌کند. سرمایه‌داری بنا بر منطق انباشت، نه‌تنها می‌کوشد برای افزایش بهره‌کشی و سودِ هرچه بیشتر، بدن‌ها را با انواع و اقسام تکنیک‌ها و روش‌های مستقیم و نامستقیم تحت اختیار و انقیاد خود درآورد، بلکه نیروی تخیل و تکامل‌طلبی سوژه‌ها را نیز به بند می‌کشد. این مقاله با تمرکز بر چنین نسبت بهره‌کشانه‌ای، انواع دیگری از بهره‌کشی‌های نا‌‌پیدا از بدن‌ زنان و کودکان را نمایان می‌سازد. در سطحی دیگر، می‌کوشد با تأکید بر مفهوم «سیاسی‌کردن رنج»، رویکردهای چپ را فراخواند تا با دغدغه‌ای مستمر نسبت به شیوه‌های جدید سرمایه‌داری برای بهره‌کشی و انقیاد بدن‌ها، پرداختن به این موضوع را به میدانی برای مبارزه بدل کنند.

دریافت مقاله

از زمان مشروطه، با ورود دیدگاه‌های مدرن به ایران، دیدگاه چپ، با مطرح کردن سوسیالیسم و مارکسیسم، وارد جامعه‌ی سیاسی ایران شد و به صورت جریانی تأثیرگذار در قلمروهای نظری و عملی گسترش یافت. جریان چپ در ایران متأثر از تحولات جهانی و ویژگی‌های ایرانی سویه‌ها و صورت‌های متحولی یافته و حامل گفتمان‌های متفاوتی بوده است.

 این مقاله مسیر تحول گفتمانی بخش مهمی از جریان چپ را از دوره‌ی مشروطه تا انقلاب ۱۳۵۷بازنمایی می‌کند. گرایش از سوسیال دموکراسی به کمونیسم، به حاشیه رفتن گفتمان کمونیستی و طرح مارکسیسم در لوای ماتریالیسم دیالکتیک، احیای مارکسیسم- لنینیسم، و رسیدن به مارکسیسم انقلابی و تغییر تاکتیک به مشی مسلحانه، مراحل مختلفی است که در این مسیر پشت سر گذاشته شده است.

دریافت مقاله

موضوع نئولیبرالیسم نه فقط در فضای امروز ایران، بلکه بیش از دو دهه است که در فضای جهانی به عنوان موضوعی مناقشه‌آمیز در تحلیل نظام سرمایه‌داری درآمده است. مفهوم نئولیبرالیسم برای آسیب‌شناسی بسیاری از کژی‌ها در قلمروهای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی نقشی توضیح‌دهنده ایفا کرده است. اما ادبیاتی که در نقد نئولیبرالیسم انتشار یافته است تنها حاوی دیدگاه‌های متعلق به جریان‌های چپ نیست، بلکه بسیاری از نظریه‌پردازان و صاحب‌نظران لیبرال، در تحلیل و ابراز موضع نسبت به نئولیبرالیسم زبان به انتقاد گشوده‌اند و تلاش کرده‌اند میان اهداف و عملکرد لیبرالیسم و نئولیبرالیسم تفاوت بگذارند. این مقاله با در نظر داشتن مفهوم و عملکرد نئولیبرالیسم، آن‌چه را در مباحث نظری و روشنفکری و در حیطه‌ی سیاست‌گذاری در ایران تجربه شده است، در معرض موشکافی قرار داده و نسبت آن را با دموکراسی تبیین کرده است.

دریافت مقاله

این مقاله تلاشی است تا از سویی افسانه‌های پردازش‌شده‌ی نئولیبرالی به چالش گرفته شود و بدیلی برای نظم اقتصاد سیاسی جاری، چه در سطح جهانی و چه در سطح ملی، با تفاوت‌هایی در استراتژی‌ها، به‌دست آید و از سوی دیگر، نحوه‌ی مواجه چپ در شرایط خاص اقتصاد سیاسی ایران با مسأله‌ی مهم «تودرتویی نهادی» مورد بحث قرار گیرد. قسمت اول مقاله، به سیطره‌ی فکری نئولیبرالیسم در دوره‌ی پساکمونیسم و شکست آن، و در نتیجه ضرورت تاریخی بازگشت چپ دموکراتیک، می‌پردازد. در قسمت دوم، برخی از افسانه‌های ایدئولوژیک نئولیبرالیسم مورد نقد قرار می‌گیرد و با استفاده از چارچوب تحلیلی شانتال موف، نشان داده می‌شود که تلاش چپ برای کسب قدرت هژمونیک در چارچوب یک «آگونیسم»، (رقابتی که طرفین، تفاوت یکدیگر را حذف نمی‌کنند)، به مثابه‌ی امر سیاسی با هویت اجتماعی، هم دموکراتیک و هم اجتناب‌ناپذیر است. در قسمت دوم، برخی از افسانه‌‌های نئولیبرالی در حوزه اقتصاد به چالش کشیده شده، نشان داده می‌شود که لازمه‌ی پیشبرد پروژه‌ی مساوات‌گرایی اجتماعی و اقتصادی، تحقق نظام مالیاتی پیشرفته‌ی تصاعدی و اعمال مالیات بر ثروت جهانی، با اتکاء به قدرت هژمونیک مبتنی بر مفصل‌بندی نیروهای اجتماعی، حول اشکال مختلفی از دغدغه‌های مساوات‌گرایانه، از طبقاتی و جنسیتی گرفته تا زیست‌محیطی و قومی و دینی و مذهبی، است. قسمت چهارم، به چالش چپ در شرایط خاص اقتصاد سیاسی جاری ایران یعنی تودرتویی نهادی و نحوه‌ی مواجه‌ی با آن می‌پردازد. قسمت پایانی مقاله، خلاصه و نتیجه را در بر می‌‌گیرد.

دریافت مقاله

با وجود ضربه‌ای که فروپاشی نظام‌های سوسیالیستی بر جریان چپ وارد آورد، در آستانه‌ی سده‌ی بیست و یکم میلادی، در جبهه چپ دیدگاه‌هایی دوباره سربرمی‌آورند که در گذشته اعتبار خود را منوط به دفاع از بلوک سوسیالیستی در صحنه‌ی سیاست جهانی نکرده بودند. به علاوه، در فرصتی که به دلیل بحران‌های سرمایه‌داری به‌وجود می‌آید، در میان جریان چپ، فضایی گشوده می‌شود برای بازخیزی و تولید نظریاتی با مبانی و ادبیاتی متفاوت از نظریاتی که با عنوان “چپ ارتدکس” شناخته می‌شوند. بدین‌گونه، گفتمانی نو در جریان چپ، در صحنه‌ی جهانی پدید می‌آید. این گفتمان حامل چند ویژگی است که آن را از گفتمان پیشین متمایز می‌کند:

– تغییر توجه کانونی از طبقه کارگر به فرودستان و به‌حاشیه‌رفتگان.

– توجه مبنایی به نوعی دموکراسی، متفاوت از دموکراسی لیبرال رایج و مبتنی بر گذر از یکدستی و رسیدن به تفاوت.

– نزدیک شدن به تعریف امر سیاسی به معنای آرنتی، که گوهر آن تفاوت و برابری است.

– گذر از دترمینیسم، از طریق مفهومسازی نوینی از سیاست.

دریافت مقاله

فصلنامه مطالعات ایرانی پویه، شماره‌های ۱۳ و ۱۴، پائیز و زمستان ۱۳۹۹۱۴۰۰-۲-۲۶ ۰۹:۱۲:۲۶ +۰۰:۰۰

فصلنامه مطالعات ایرانی پویه، شماره ۱۲، تابستان ۱۳۹۹

اصلاحات؛ از ساختار قدرت

تا سپهر عمومی

دریافت مجله

اصلاحات در معنای عام آن در ایران بیش از ۲۰۰ سال سابقه دارد. اما پیشینه اصلاحات سیاسی و دموکراتیک بسیار کم‌تر است و به جنبش مشروطه‌خواهی بازمی‌گردد. هر دو لایه اصلاحات در ایران با تأخیرها، کندی‌ها، وقفه‌ها و واگشت‌های متعددی همراه بوده است. از این میان اصلاحات سیاسی با مشکلات و ناکامی‌های بیشتری روبه‌رو شده است. آخرین تجربه در این زمینه به دوره موسوم به «اصلاحات» در نیمه دوم دهه ۱۳۷۰مربوط است که آثار و پیامدهای آن هم‌چنان بر فضای سیاست کشور و ذهنیت سیاسی بخش بزرگی از نیروها و فعالان سیاسی باقی مانده است و هراز گاهی بحث‌ها و مجادلات داغی را میان حامیان، منتقدان و مخالفان آن برمی‌انگیزد. اتفاقا در این دوره وجوه نهادی و جنبشی اصلاحات آشکارتر و روابط میان این دو پیچیده‌تر بود. در این نوشتار سرگذشت و سرنوشت اصلاحات دموکراتیک در ایران معاصر از این زاویه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.

دریافت مقاله

در این روایت، ابتدا به خاست‌گاه ظهور گفتمان اصلاحات در دوران مشروطه رجوع خواهد شد و تصویری از ظهور این گفتمان و شقوق آن در همان خاست‌گاه بیان می‌شود. نشان داده خواهد شد چگونه اصلاحات، از میدان شرایط تاریخی ظهور کرد، به تدریج از آن فاصله گرفت و به یک ایده انتزاعی و رادیکال تحول یافت. ایده‌ای که به جای ملاحظه‌ی امکان‌ها و افق‌های ممکن تحولات اصلاحی، دل در گرو کلان روایت‌های هژمون عصری داشت. پس از آن به طبقه‌‌بندی ایده‌های اصلاحی پرداخته خواهد شد و این همه مقدمه‌ای برای فهم روزگار کنونی و ارزیابی وضعیت امروز ماست.

این مقاله، برگرفته‌ای است از صحبت‌های محمدعلی اکبری، متخصص تاریخ معاصر ایران، در مورد اصلاحات که در فصلنامه‌ی مطالعات ایرانی پویه تنظیم شده است.

دریافت مقاله

دوران اصلاحات در ایران (۱۳۷۶ تا ۱۳۸۴) که با پیروزی محمد خاتمی در انتخابات دوم خرداد ۱۳۷۶ آغاز شد و با پیروزی محمود احمدی نژاد به‌پایان رسید، یک دوره بسیار مهم تاریخی است. اهمیت این دوره تاریخی نه فقط به‌دلیل شتاب و سمت وسوی تحولات این دوران که به‌دلیل تأثیراتی فراوان و پایداری است که بر فضای سیاسی کشور باقی گذاشته است. واقعیت این است که فضای سیاسی ایران در حال حاضر هم تا حدود زیادی تحت تأثیر دسته‌بندی‌های سیاسی‌ای است که در آن دوران شکل گرفت؛ پدیده‌هایی چون انتخابات، احزاب و مطبوعات هنوز هم در همان چارچوب کلی درک می‌شوند که در این دوره تاریخی تکوین یافت و نوع سیاست‌ورزی بخش قابل توجهی از نیروهای دورن و بیرون ساختار قدرت هنوز شباهتی تام با راهبردها و تاکتیک‌هایی دارند که در این دوره شکل گرفت.

از سوی دیگر درخشش و پیروزی‌های مقطعی جریان اصلاحات در ایران و ناکامی سخت آن در سال ۱۳۸۴ نیز تأثیرات به‌سزایی بر سرنوشت تاریخی کشور باقی گذاشته است. به‌خصوص آن‌که ایران کنونی ما بیش از هر چیز تحت تأثیر سیاست‌هایی شکل گرفت که بعد از ناکامی اصلاح‌طلبان و در دوران محمود احمدی‌نژاد، در تعامل با گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و به‌خصوص جامعه جهانی، مرکز بلوک قدرت در ایران پیش گرفت.

دریافت مقاله

آیا ما در یک بحران جهانی و فراگیر گرفتار آمده‌ایم؟‌ اگر با بحران‌های گذشته تفاوتی دارد وجه تمایز آن چیست؟ آیا این بحران با بحرانی که جامعه‌ی ما را فرا گرفته است وجوه مشترکی دارد؟ اگر این وجوه مشترک زیاد باشد نسبت آن با امر سیاسی در جهت ایجاد تغییر معنی‌دار، مثبت، و غیرخشونت‌آمیز‌ و مقوم امنیت ملی چیست؟

این مقاله، برگرفته‌ای است‌ از صحبت‌های عبدالعلی رضایی، جامعه‌شناس، در مورد بحران در جهان امروز، از منظری بین‌رشته‌ای، با نگاهی به پروژه‌ی اصلاحات در ایران که در فصلنامه مطالعات ایرانی پویه تنظیم شده است.

دریافت مقاله

اصلاح‌طلبانی که در خرداد ۱۳۷۶، از درون حکومت، چشم‌انداز اصلاح در نظام جمهوری اسلامی را طرح کردند، بر کدام اندیشه تکیه داشتند و توجیه عقلانی و فلسفی و اعتقادی آنان از جریان اصلاحات چه بود؟

 در آن زمان، اندیشه‌ی عبدالکریم سروش، و نگاهش به دین و ایدئولوژی سیطره‌ای بی‌بدیل داشت. او مباحثی دوران‌ساز را به نحوی طرح کرد و در مسیر نظریه‌پردازی پیش برد که برای بخشی از جامعه‌ی تحصیل‌کرده‌ی ایران پیامدهای مهمی، از جمله به حاشیه رفتن آرمان‌خواهی را دربر داشت. این مدعا را به بیانی دقیق‌تر می‌شود با این پرسش مورد بحث قرار داد که آیا تأثیر مباحثی چون «دین اخروی»  در اذهان جناح اصلاح‌طلبان نظام، می‌تواند مبنای فکری جدایی آنچه را اهداف و آرمان‌های انقلاب خوانده می‌شود از پروژه‌ی اصلاحات را توضیح دهد؟

دریافت مقاله

گسترش جمعیت تهی‌دستان و کنش اعتراض‌آمیز آنها، در سال‌های اخیر نه تنها افق مخاطره‌آمیزی را برای نظام جمهوری اسلامی نمایان کرده، بلکه به‌صورت نقدی مؤثر و بی‌پاسخ بر اولویت‌ها و سیاست‌گذاری‌های حکومت‌گران، به‌ویژه اصلاح‌طلبان درآمده است.

با وجود اهمیتی که موضوع تهی‌دستان پیدا کرده است، در مورد کیستی، زیست و اعتراضات آنان ادبیاتی مبتنی بر کارهای پژوهشی انباشته نشده است؛ حتی منتقدانی که اصلاحات و اصلاح‌طلبان را از طریق مفاهیمی چون برابری، عدالت و انصاف مورد نقد قرار می‌دهند، آن‌چنان که انتظار می‌رود به موضوعات و مسائل مربوط به تهی‌دستان نپرداخته‌اند.

دریافت مقاله

آیا تغییر جایگاه فرودست زنان موکول است به شکل ‌گرفتن و گسترده شدن معرفت زنانه؟ اگر زنان از درون معرفت مسلط بر جامعه، که وجه مردانگی بارزی دارد، بخواهند به آزادی و برابری برسند، در راهی فروبسته قدم گذارده‌اند؟

در مسیر تلاش زنان ایران برای نیل به رهایی از دوره‌ی مشروطه به بعد، دولتی که پس از دوم خرداد استقرار یافت و اصلاح‌طلبان راهبر این دولت تا چه اندازه به شکل‌گیری معرفت زنانه کمک کردند؟

دریافت مقاله

یکی از عللی که به جناح اصلاح‌طلب در جمهوری اسلامی ایران مقبولیت بخشید و باعث شد تا حمایت نیروهای سیاسی تحول‌خواه خارج از ساختار قدرت را جلب کند، مدعای این جناح نسبت به ایجاد تحول با تأکید بر مداراگری بود و این مدعا را با شعار «ایران برای همه‌ی ایرانیان» و تکیه بر پروژه‌ی توسعه‌ی سیاسی و دموکراسی‌خواهی پیش نهاد. اما اگر بپذیریم که آن مداراگری که فاقد «به رسمیت شناختن دیگری» است، نمی‌تواند راهی به سوی دموکراسی بگشاید و در مواقعی حتی مانع گشایش چنین راهی می‌شود، این پرسش نمایان می‌شود: آیا مداراگری جناح اصلاح‌طلب با «به رسمیت شناختن دیگری» همراه بود؟

دریافت مقاله

معمولا کارنامه‌ی دولت اصلاحات از جنبه‌ی اقتصادی مثبت قلمداد می‌شود، تا آنجا که گاه گفته می‌شود که بر اساس آمار و ارقام در تاریخ معاصر نقطه‌ی عطفی محسوب می‌شود. اما این مقاله از زاویه‌ی متفاوتی در زمینه‌ی اقتصادی سیاسی، عملکرد این دولت را به چالش گرفته است و نقش آن را در استمرار و نهادمند کردن ائتلافی از افراد و گروه‌های متصل به ساختار قدرت در تحکیم بورژوازی رانتی آشکار ساخته است.

دریافت مقاله

آیا در حال حاضر اصلاح‌طلبی در ایران هنوز ظرفیت آن را دارد که موضوعیت داشته باشدو به عنوان یکی از گزینه‌ها برای تغییر نمایان شود؟

به نظر می‌آید پاسخ به این پرسش منوط است به زاویه‌ی نگاهی که به مفهوم اصلاحات افکنده می‌شود. این نوشتار بر آن است تا در میان دیدگاه‌های مختلفی که در مورد اصلاحات در ایران وجود دارد، تحت عنوان «بازگشت اصلاحات به جامعه»، مفهومی را از اصلاحات در قالب یک سیاست  رادیکال بازسازی کند که بار دیگر در اذهان نیروهای سیاسی و روشنفکران و بخش‌هایی از جامعه  به اصلاحات موضوعیت بخشد.

دریافت مقاله

اصلاح‌طلبی که در پایان قرن چهاردهم هجری شمسی دو نظام سیاسی شاهنشاهی خاندان پهلوی و نظام جمهوری اسلامی را در خود جای داده است، در میان دو راهی یا دوگانه جدی اصلاح‌طلبی حاکمیت‌محور یا جامعه‌محور قرار دارد و به تبع آن، همه ایرانیان در معرض این انتخاب هستند. اما در این انتخاب کنشگران جامعه‌ی معلمی در کنار دیگر کنشگران مدنی مسئولیتی دو چندان دارند تا به‌عنوان عاملان و حاملان مسئولیت اجتماعی و سیاسی در این مسیر سرنوشت‌ساز و در این مقطع حساس، در سپهر عمومی بتوانند به مردم برای انتخاب درست یاری رسانند.

دریافت مقاله

سال‌ها پیش از انقلاب مشروطه عباس میرزا پس از شکست در جنگ‌ها با روسیه و عثمانی این پرسش را مطرح کرد که دلیل عقب‌ماندگی ما چیست؟ چرا غرب پیشرفت کرد و ما جاماندیم؟ می‌خواهیم همان پرسش را دوباره مطرح کنیم؛ «مسئله اصلی جامعه ما در حال حاضر چیست؟» به سخن دیگر؛ چه گره کوری وجود دارد که سایر گره‌ها به آن پیوند خورده‌اند و تا آن گره باز نشود سایر گره‌ها هم باز نخواهند شد؟ چه مانعی بزرگی باید برداشته شود تا به مرور زمان امکان برداشتن سایر موانع هم فراهم شود؟

آیا این گره در پرداختن به دوگانه اصلاح‌طلب-اصول‌گرا نهفته است؟

دریافت مقاله

آیا دولت اصلاحات به اندازه‌ی کافی تلاش کرد تا نظامی مردم‌سالار شکل بگیرد؟ آیا اصلاح‌طلبی دوم خرداد سال ۱۳۷۶ تنها قرائت از اصلاحات بود؟ و آیا قرائت‌های دیگر مجال عرضه‌ی خود را یافتند؟

ارزیابی اصلاحات دوره‌ی سید محمد خاتمی نیاز به ملاک‌هایی دارد که در قالب یک نقد ایجابی منجر شود به طرحی بدیل و متناسب با پیشینه‌ی تاریخی ایران، به ویژه در قلمروهای فرهنگی و اجتماعی. این مقاله گزارشی است از یک الگوی زیستی برای جامعه‌ی ایرانی، که مدعی است ظرفیت طرح یک چشم‌انداز را برای آینده‌ی ایران دارد.

دریافت مقاله

لحظاتی تاریخی در حیات جمعی یک ملت وجود دارد که به صورت یک نقطه اوج یا درخششی زودگذر نمایان می‌شود. روش‌ها و منش‌هایی در سطوح بالای سیاست که سویه‌ی آزادی‌خواهی و استقلال‌طلبی دارند، به ویژه در وضعیتی که پیروزی به دست می‌آید، هرچند مدت زمان زیادی به طول نینجامد، درخور بازخوانی دایم است. از جمله‌ی این لحظات تاریخی سیاست محمد مصدق در ایران است. در اغلب مواقع مسئله‌ی نفت و استقلال‌طلبی و ضدیت با استعمار به نحوی بارز مطرح می‌شود و مورد بحث قرار می‌گیرد و کمتر در باره اصلاحات عمیق او در جنبه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و حقوقی صحبت می‌شود.

دریافت مقاله

پس از نیمه دوم دهه هفتاد خورشیدی که جنبش اصلاحات ایران به نمایندگی سید محمد خاتمی، بروز فراگیر اجتماعی یافت، «اصلاح‌طلبی» طرفداران زیادی پیدا کرد و به ترکیب زبانی خوشنام و شناخته‌شده‌ای در فرهنگ سیاسی ایران ارتقا پیدا کرد، اما در کشاکش دهه نخست انقلاب، نه عنوان «اصلاحات» مطرح بود و نه بسیاری از اصلاح‌طلبان امروزی، متأثر از فضای چپ‌زده انقلابی که «اصلاح‌طلبی» را مترادف با «سازش‌کاری» و «ضدانقلابی‌گری» و «مماشات با امپریالیسم» بر می‌شمردند، حاضر بودند از این عنوان استفاده کنند.

دریافت مقاله

اگر آغاز شکل‌گیری آن نیروی سیاسی که امروز «اصلاح‌طلب» نامیده می‌شود را خرداد ۱۳۷۶ و در جریان انتخابات ریاست جمهوری محمد خاتمی مفروض گیریم، باید خاطر نشان سازیم که مواضع و دیدگاه‌های عزت‌الله سحابی درباره اصلاح‌طلبان از این مقطع آغاز شده است. اما اگر اصلاح‌طلبی را به منزله یک ایده یا مشی سیاسی در نظر بگیریم باید خاطر نشان سازیم که سحابی و نیروها و شخصیت‌‌های هم‌فکر او (ملی مذهبی‌ها)، از همان فردای انقلاب ردای اصلاح‌طلبی را بر تن کردند و بر پایه معیارهایی که از انقلاب و اهداف آن داشتند تلاش کردند تا از انحرافات و کژی‌‌ها ممانعت به‌عمل آورند و در این مسیر هزینه‌‌های بسیار و جدی پرداخت کردند.

دریافت مقاله

مفاهیم در عرصه سیاست، بیشتر پرنده‌اند تا رونده. پا ندارند، پر دارند. انتزاعی‌اند و از دست هر گونه متعین شدن می‌گریزند. «اصلاحات» را چگونه می‌توان به زمین نشاند و آن را متعین کرد؟ برای به زمین نشاندن اصلاحات، باید از کلمات میانجی استفاده کرد. کلماتی که پا دارند. می‌توانیم اصلاحات را نوعی «تعمیرات» به شمار بیاوریم. اصلاحات با پیوند پیدا کردن با مفاهیم انتزاعی نظیر انقلاب و محافظه‌کاری، از دست بیرون می‌رود. اما «تعمیرات» در دسترس است. وقتی از تعمیرات سخن می‌گوییم، از یک ابزار یا دستگاه سخن به میان می‌آید که خوب کار نمی‌کند. باید تعمیرش کرد. در عرصه سیاسی، هنگامی که یک نظام سیاسی از برقراری امنیت، عدالت و آزادی ناتوان می‌ماند، سخن از اصلاحات در میان می‌افتد. اصلاحات همان تعمیر نظام سیاسی است به‌طوری که امکان برقراری آمال سیاسی عدالت و آزادی و امنیت فراهم شود.

دریافت مقاله

فصلنامه مطالعات ایرانی پویه، شماره ۱۲، تابستان ۱۳۹۹۱۳۹۹-۹-۸ ۱۸:۱۹:۵۵ +۰۰:۰۰

شماره‌ ۱۱ بهار ۱۳۹۹

همه‌گیری کرونا و فقر

دریافت مجله

آیا بحران کنونی را می‌توان نشانه ظهور یک دگرگونی بزرگ در حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری تلقی کرد؟

نیم قرن اخیر به لحاظ وقوع انواعی از حوادث غیرمنتظره و بحران‌ها و اتفاقات شوک‌آور طبیعی و انسانی درتاریخ معاصر کم‌نظیر بود. ولی هیچ‌یک از آن حوادث به اندازه بروز انفجاری بیماری ویروس کرونا غیرمنتظره، شوک‌آور و حیرت‌انگیز نبودند.

با شیوع بیماری ویروس کرونا این بحران‌ها به نقطه اوج خود نزدیک می‌شوند. مشاهده ضعف مدیریت امور سیاسی و اقتصادی جامعه و قابلیت‌های ادعایی نهادهای عریض و طویل نظام‌های سرمایه‌دارانه نولیبرال و همچنین اقتدارگرا، در شناخت و مهار ‌به‌موقع بحران، بر نگرانی‌ها افزوده و در اذهان خونسردترین افراد نیز آشوب افکنده است. آیا امواج تغییرات دورانی دیر یا زود فرا می‌رسند و نظامات موجود را، در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و گفتمانی‌شان، دستخوش دگرگونی می‌کنند؟

دریافت مقاله

نوشتن در باره کرونا سه وضعیت را در خود مستتر دارد:

*هنوز زنده‌ام.

*دیگری اجتناب ناپذیر است.

*ویروس تاجدار دیگر مرا نمی‌ترساند.

تا چندی پیش هیچ کدام از این سه گزاره بدیهی نبود. اصلا معلوم نبود زنده بمانم؛ دیگری جهنم بود و مطمئن بودم کرونا نفسم را خواهد برید. هنوز هم همین است: اصلا معلوم نیست زنده بمانم؛ دیگری می‌تواند جهنم باشد و کرونا هر لحظه ممکن است نفسم را ببراند. ماجرا به این سه گانه هم ختم نمی‌شود؛ تازه چهارمی هم در کار است: می‌توانی بمیرانی. از مردن هم که نترسی از میراندن که باید وحشت کنی. و در این مثلث برمودای مرگ آور “من، دیگری و کرونا” نوشتن ناممکن بود. اول باید معلوم می‌شد «می‌میرم یا می‌میرانم»: یک هفته؟ دو هفته…حداکثر سه هفته. اول باید به یاد می‌آوردی آخرین نفر را چه موقع در آغوش گرفته‌ای و بر گونه چه گروه سنی بوسه زدی، دست چه کسی را فشرده‌ای و‌ای بسا مرگِ چه کسانی را تدارک دیده‌ای؟ همجواری، دیده بوسی، گپ و گفت، «عزیزم گفتن و جانم شنفتن»، تعیین «لحظه دیدار» و قس علیهذا همگی شده بودند خطر و‌ ای بسا جرم و تو علاوه بر هراس از جانت باید همین سه هفته باقیمانده احتمالی را با احتمال مجرم بودن طی کنی و این وضعیت را نمی‌شد با نوشتن سر همش آورد. نوشتن برای کی؟ برای خود، برای دیگران؟ برای بعد؟ اگر آخرین خطوط باشد چه؟ درددل باشد؟ انذار بدهد…مویه کند؟ اما هنوز نه مرده‌ام و نه موجب مرگ کسی شده‌ام و این کافی است برای نوشتن.

دریافت مقاله

کرونا موقعیت بی‌سابقه‌ای را در جهان بوجود آورده است. جهان، تجربه‌ی درگیر شدن در بیماری‌های واگیرداری چون طاعون و وبا و حتی در سال‌های اخیرتر سارس، ابولا، مرس و آنفلونزای خوکی را داشته است. ولی این موارد ابعاد جهانی کرونا را نداشته‌اند. کرونا، مصداقی برجسته از آن چیزی است که نظریه پرداز برجسته‌ی آلمانی، اولریش بِک، «جامعه‌ی در ریسک» می‌نامد. آیا این موقعیت جدید جهانی که همراه با عمیق‌ترین رکود جهانی و فراگیرترین دلهره‌ی جهانی است، دلالت‌های مهمی در عرصه‌ی نظریه‌پردازی اقتصاد سیاسی و ساماندهی نظام اقتصادی و اجتماعی در مبارزه‌ی با فقر دارد؟

دریافت مقاله

بحران چیست؟ وضعیت بحرانی چگونه وضعیتی است؟ مواجهه با این بحران چگونه مواجهه‌ای است و در این مواجهه آیا امکان فراروی از آن وجود دارد؟

عنوان «فراسوی بحران در بحران» دو پیش فرض مهم را با خود حمل می‌کند، نخست این که ضرورت دارد که راه‌های خروج از بحران در خود بحران جست‌وجو شود و نه در نتایج و پیامدهای آن؛ دوم این که بحران امکانات این فرارفتن از «خود» و کوچ کردن از خود به فراسوی خود را «در خود» دارد.

دریافت مقاله

در ابتدای بروز بحران کرونا در اوایل سال میلادی ۲۰۲۰ و اواخر سال ایرانی ۱۳۹۸ این ادعا مطرح شد که‌ ای بسا کرونا چهره سیاست بین‌الملل و به تبع آن جهان را عوض کند و دولت‌ها بیشتر از گذشته برای حل بهتر بحران به‌هم نزدیک‌تر شده برخی اختلافات را کنار بگذارند .درگیر شدن همه جوامع و دولت‌های جهان با این ویروس ناشناخته هم این باور را تقویت می‌کند زیرا واضح است دولت‌ها به تنهایی نمی‌توانند با این بحران مقابله کنند. اما امیدواری نسبت به گسترش همکاری دولت‌ها در پرتو بحران کرونا چندان نپایید . نه تنها درگیری‌ها و جنگ‌ها متوقف و تحریم‌ها لغو نشدند بلکه دولت‌ها به دزدی لوازم پزشکی از هم‌دیگر روی آوردند. مرز‌ها بسته شد و دولت‌ها برای مقابله با این بحران در وهله نخست بر توانایی خودشان تکیه کردند. برخی دولت‌ها بهم دیگر کمک کردند اما یک همکاری جهانی برای هماهنگی نحوه مقابله با این بحران شکل نگرفت. حتی اتحادیه اروپا که بیشتر از دیگران گرفتار بحران شده بود نتوانست به یک راه کار مشترک و دسته جمعی برای مقابله با کرونا دست یابد.

دریافت مقاله

بروز و گسترش ویروس کرونا و غافلگیر شدن دولت‌ها بار دیگر آسیب‌پذیری جهان را در برابر بیماری‌ها به‌ویژه بیماری‌های عفونی و مسری نشان داد. دولت ایران نیز در «امنیتی‌سازی» یا به عبارت دیگر تهدید قلمداد کردن ویروس کرونا که نیازمند اقدامات ویژه‌ای است، با شکست مواجه شد. در ایران امور سیاسی و امنیتی مرزی باریک با هم دارند اما شکافی عمیق میان اقشار، گروه‌ها و نخبگان غیرحکومتی و الیت حاکم بر ایران بر سر مفاهیم امنیت، تهدیدهای امنیتی و ابژه‌های امنیتی وجود دارد. در حالی که اقشار، گروه‌های اجتماعی و نخبگان جامعه مدنی از تهدید امنیتی کرونا سخن می‌گفتند دولت‌مردان و رسانه‌های حکومتی سعی در عادی جلوه دادن شرایط می‌کردند و بر پارادایم خود از امنیت و ابژه‌های امنیت در چارچوب نظریه رئالیسم سیاسی پای می‌فشردند. مدت کوتاهی نگذشت که با همه‌گیری ویروس کشور درگیر بحرانی بی‌سابقه شد و واقعیت‌ها خود را به سیاست‌گذاران امنیتی در ایران تحمیل کردند.

دریافت مقاله

جامعه ایران ما چونان کشتی بی‌لنگر کژ می‌رود، محتوا پرتنش شده و شرایطش فوق پیچیده و آشوبناک. اما شگفت‌انگیز است که این جامعه هم‌چنان با این تلاطمات به بودن خود و به زندگی اصرار دارد. جامعه‌‌ای بی‌قرار که اکنون با وضعیت کرونایی شرایطش پیچیده‌تر هم شده است. جامعه‌‌ای از یک سو هنوز متعلق به سنت و از سوی دیگر درگیر تجدد و حتی پساتجدد. یک‌ طرف قطب هنوز کم‌وبیش با ایدئولوژی رسمی همراهی می‌کند وطرف دیگر در مقابل آن به ایدئولوژی‌های بدیل و معارض توجه دارد. هر دو قطب نیز از ظرفیت‌های رسانه‌‌ای برای بازتولید فرهنگی و اجتماعی خود بهره می‌گیرند . حکومت از یک طرف به نحو ابزارانگارانه بهره می‌گیرد و به سطح واگرایی اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران به شدت دامن می‌زند.

دریافت مقاله

در زمان بحران، به‌طور مشخص این دولت‌ها هستند که مسئولیت سامان دادن به امور برای عبور از بحران را به عهده می‌گیرند و این سامان‌دهی به‌صورت سیاست‌گذاری نمایان می‌شود. در حال حاضر، بحران ناشی از بیماری کرونا وضعی را به‌وجود آورده که بر زندگانی همگان، به‌ویژه فرودستان تأثیری مخرب داشته است. از این رو، بسیاری از دولت‌ها، برای این که موفق شوند جوامع خود را از این بحران عبور دهند در تکاپوی تعیین سیاست‌هایی هستند برای دست‌یابی به برنامه‌هایی راه‌گشا. اگر دولت‌ها بر آن شوند که بر مبنای یکی از سه رویکرد لیبرال، اقتدارگرا، و جماعت‌گرا برنامه‌های خود را برای مقابله با شیوع ویروس کرونا طراحی و اجرا کنند، هر یک از این رویکردها چه پیامدی را دربر خواهد داشت.

دریافت مقاله

نتا یج حاکی از آن است که از ۱۹۸۰، که نظام اقتصادی نئولیبرال حاکم شد، تا به امروز مخارج سلامت بیشتر به دوش بیماران انتقال یافته است. با اجرای سیاست تعدیل در ایران دارو و درمان از فهرست کالا‌های عمومی خارج شد و نظام سلامت در جهت انتقال مخارج مراقبت‌های پژشکی به دوش مردم گام غول آسایی برداشت .طبق مطالعات انجام شده در مورد چند کشور منتخب، مشخص شده که بیماران ایرانی بار هزینه‌ی سنگینی را برای سلامت خود به دوش می‌کشند.

دریافت مقاله

تبا توجه به نوع رابطه دولت و جامعه، حیات مدرن جامعه امروز ما نسبت به دوره‌های متأخرتر خود، متضمن کاهش قابل توجه فعالیت‌های دولت در حوزه‌هایی است که به نحوی به رفاه اجتماعی مرتبط می‌شود. این فرایند که عملا از سال ۱۳۶۸ کلید خورده است، به نام تعدیل ساختاری، در کنار تغییر روابط حاکم بر عرصه فعالیت‌های اقتصادی، قلمروهای اجتماعی و فرهنگی نیز بنا بر منطق بازار بازتعریف می‌شوند. نتیجه این بازاندیشی شکل‌گیری نوعی از اجماع در جامعه برای پا پس‌کشیدن دولت از عرصه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، و اجتماعی است. در چنین وضعیتی پاندمیک شدن کرونا بیشترین آسیب را به گروه‌هایی می‌زند که در این شرایط رقابتی استفاده از امکانات درمانی، از کمترین توانایی‌های رقابتی برخوردارند.

دریافت مقاله

هرچند فقر اقتصادی-اجتماعی در کشورهای کم‌تر توسعه یافته و یا درحال توسعه با کارنامه‌ی ناموفق، برای مردم با درک رنج‌های بیشتری همراه است، اما فقر فکری-عقلانی هرچند بطور غیر مستقیم، تاثیراتی به غایت ویرانگرتر و اسارت‌بارتر در این جوامع دارد. جامعه‌ی توده‌وار در نظام‌های حکومتی استبدادی، خود به‌گونه‌ای جدی، مانع دست‌یافتن مردم به رفاه، آزادی، امنیت، صلح و برخورداری از حقوق شهروندی است. فلسفه‌ی سیاسی و علم سیاست راه برون‌رفت از استبداد و دامگاه جامعه‌ی توده‌ای را نظریه‌ی دموکراسی برمدار آزادی و عدالت معرفی می‌کند. تأمل در وضعیت بحرانی جامعه‌های استبدادزده و گذار از استبداد و جامعه‌ی توده‌ای به دموکراسی و جامعه‌ی مدنی، دو الگوی دموکراسی نمایندگی و دموکراسی مشارکتی را دربرابر اندشه‌وران قرار می‌دهد و آنان را به مقایسه و انتخاب الگوی برتر و کارآمدتر فرامی‌خواند.

دریافت مقاله

بیمار به دلیل ناآشنایی، به جای فرو دادن افشانه، آن را با بازدم به سمت صورتم خارج نمود. پس از ۳ روز نیمه شبی، بیماری با لرز، بدن درد، تعریق و درد قفسه سینه شروع شد. گرافی حاکی از درگیری ریه چپ بود بنابر این به مدت ۶ روز بستری شدم و درمان‌های وریدی دریافت نمودم. پس از ترخیص و سپری شدن مدت قرنطینه، دوباره به درمان بیماران کرونایی مشغول شدم. این تجربه یادآور اعتراضات همکارانی بود که در فضای مجازی اعتراض خود را به وضع موجود بیان داشتند و متاسفانه پس از چندی به علت بیماری کووید-۱۹ فوت نمودند. شاید بیش از اطلاق عناوین حماسی به کادر درمان، تأمین اعتبارات و تجهیزات لازم به‌کار می‌آمد؛ امری که هنوز در اولویت‌های دولت‌مردان جایگاه خود را نیافته است.

دریافت مقاله

انتشار ویروس کرونا و اثرات روانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و محیط زیستی آن به حدی بوده که حیات بر کره زمین را به شدت تحت تأثیر قرارداده است. بازتاب این اثرات را می­توان در اخبار وسایل ارتباط جمعی مشاهده کرد که حاکی از نوعی کم شدن و کند شدن حوادث، از هر نوع، می‌باشد. ویروس کرونا تاب‌آوری جوامع و حکومت‌ها را به چالش کشیده است و ضرورت بازنگری در شرایط عدالت اجتماعی-اقتصادی، رفتار با محیط زیست، ارتباط شفاف بین حکومت و حوزه عمومی را مطرح کرده است.

دریافت مقاله

شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد «بحران» کرونا نه یک استثناء، بلکه قاعده‌ای است در قرن بحران‌زده‌ی بیست و یکم. دنیای امروز نسبت به کمتر از یک قرن پیش بسیار آسیب‌پذیرتر شده‌ و بیش از پیش در معرض بلایای طبیعی، آلودگی‌های محیط‌زیستی، جنگ و خشونت فراگیر و رکودهای اقتصادی بزرگ قرار گرفته است. بحران کرونا، بحران‌های اخیرِ قبل از این همه‌گیری جهانی، و فجایعی که در پی آن خواهد آمد، یکی پس از دیگری، تأثیر عمده‌ای بر معیشت و سلامت جسمی و روانی خانوارهای آسیب‌پذیر گذاشته و می‌گذارد و در طول زمان موجب شکل‌گیری نارضایتی‌های عمده می‌شود.

دریافت مقاله

نسل انقلاب با وقایعی درگیر شد که هر یک از آنها کافی است در طول عمر یک فرد واقعه‌ای یکه و به‌یادماندنی به  حساب آید: انقلاب، جنگ، جنبش اجتماعی و اکنون ویروس کرونا. با گذر از وقایعی مشترک، اما از دو نقطه‌ی عزیمت مختلف، چند سال پیش سرانجام با دکتر قربان بهزادیان‌نژاد در اوین به یکدیگر رسیدیم. در آنجا ایشان را دانشوری متواضع و اخلاق‌مدار و بسیار پرکار یافتم که مصرانه در پی استقرار دموکراسی و عدالت در ایران است. دکتر بهزادیان‌نژاد، متخصص میکروبیولوژی و استاد دانشگاه تربیت مدرس، در کنار مسئولیت‌هایی چون ریاست هیات مدیره و ‌مدیرعامل موسسه تحقیقات ‌توسعه علوم انسانی، ریاست هیات مدیره ومدیر عامل موسسه مطالعات  فرهنگ وتمدن ایران زمین، مدیریت فصلنامه‌ی فرهنگ دانش و فصلنامه فرهنگ اندیشه، بیش از سی عنوان کتاب (تالیف و ترجمه) و هفتادوپنج مقاله علمی در نشریات داخلی وخارجی نیز نوشته‌اند. به‌دلیل تخصص در تاریخ علم پزشکی و توجه خاص به مسایل سیاسی و فرهنگی، از طرف شورای سردبیری فصلنامه مطالعات ایرانی پویه از ایشان خواستم تا قدری در مورد بیماری‌های همه‌گیر، به ویژه کرونا و آثار این بیماری‌ها بر جامعه، برای ما بگویند.

دریافت مقاله

دیری نگذشت که شعله‌های انقلاب مشروطه برآمد و آن جامعه‌ی تکه‌تکه و هزارپاره که هر دهاتش و بلکه هر خانه‌اش ایالتی شده و دشمنی و فرقه‌بازی و جنگ و نزاع و چنددستگی رسم روزگار بود؛ پیکر واحدی شد در برابر استبداد و فساد درباریان و پدران ما برای تأسیس «عدالتخانه» و «مشروطیت» جانفشانی‌ها کردند. پدران ما گرسنگی و فقر را همزاد با خودکامگی و فساد می‌دانستند و برای حل مشکل فقر، «عدالت و آزادی» را طلب کردند.

دریافت مقاله

شماره‌ ۱۱ بهار ۱۳۹۹۱۳۹۹-۵-۳ ۲۱:۲۶:۴۸ +۰۰:۰۰

شماره‌های ۹ و ۱۰، پائیز و زمستان ۱۳۹۸

امید و جنبش اجتماعی

دریافت مجله

بگو چی دور می‌اندازی تا بگویم کیستی.

باستان‌شناسی پس‌ماند برای نخستین بار در ایران با حمایت مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران و مرکز پژوهشیِ آفرینش و با مسئولیت اجرایی نگارنده در سال‌های نود و شش و نود و هفت در دو منطقه هفت و هفده در تهران به اجرا درآمد. در این پژوهش دوازده نفر از فارغ‌التحصیلان رشته‌های باستان‌شناسی و جامعه‌شناسی، مطالعات فرهنگی و حقوق شرکت داشتند.

نوشتار پیش‌رو بخشی از نتایج پژوهش یاد شده در منطقه هفده تهران است. این نوشتار به تغییر ساختارهای طبقاتی در این منطقه و تاثیر این تغییرات بر اعتراض‌های اقشار تهی‌دست در سال‌های اخیر می‌پردازد.

دریافت مقاله

“جامعه ایران امیدوار است”، “جامعه ایران ناامید است”، این دو گزاره به سختی قابل اثبات یا حتی قابل تصور هستند. ما در برابر هر یک از دو گزاره باید بی‌درنگ بپرسیم: جامعه ایران نسبت به چه چیزی امیدوار یا ناامید است؟ “در حوادث آبان ماه ۱۳۹۸ما با چه جامعه معترضی مواجهیم؟ امیدوار یا ناامید؟ در تحلیل نهایی می‌توان مدعی شد معترضان از اصلاح امور در روال طبیعی ناامید بودند و حاصل این ناامیدی، ناکامی و در نتیجه کنش اعتراضی در مقابل بی‌تفاوتی یا انفعال بود. پس پرسش این است که چرا جمعی بین بی‌تفاوتی و کنش اعتراضی یکی را انتخاب می‌کنند؟ بی‌تردید یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر ترجیح کنش اعتراضی و نه بی‌تفاوتی، وجود امید به تغییر در سویی دیگر- غیر از ساختارهای موجود- است. در واقع با توجه به ریسک اعتراض فعال، عموما جمعیتی وارد کنش اعتراضی می‌شود که چشم‌اندازی از امید به تغییر داشته باشد.

دریافت مقاله

رخدادهای آبان ماه ۱۳۹۸ و شکل‌گیری اعتراضاتی فراگیر در شهرهای مختلف کشور چه از جهت ریشه‌ها و دلایل وقوع، چه از جهت پیامدهایی که می‌تواند به دنبال داشته باشد و چه خود اعتراضات به مثابه یک پدیده‌ی اجتماعی- سیاسی، نیازمند پژوهش، مطالعه و چهارچوب‌بندی نظری است. از آن‌جا که کنش جمعی اعتراضی وجه بارز این رخدادها بود، در وهله‌ی اول توجه دانشوران به نظریات جنبش‌های اجتماعی جلب می‌شود.آیا نظریاتی که در مورد جنبش‌های اجتماعی تدوین شده است، این قابلیت و ظرفیت را دارد که این اعتراضات را تحلیل و تبیین کند؟

دریافت مقاله

در روزگاری که مصائبی سنگین بر جان و روح ما باریدن گرفته، باید کاری کرد. باید در میدان ماند و به قدر طاقت و توان، باری را از زمین بداشت، بذری کاشت، آبی بر خاکی افشاند، دلی را آسود و غمی را مرهم نهاد. اگر همه به همین اندازه بدانیم و بر پای بمانیم؛ داوطلبانه، چه دل‌ها که آرام خواهند گرفت، چه دشت‌ها که سبز خواهند شد، چه آبی آسمانی خواهیم داشت.

دریافت مقاله

بحث نجات ایران همچنان دغدغه‌ی اصلی روشنفکران و نیروهای سیاسی مسئول و متعهد است. گرایش عمومی نگاه‌های راهبردی به سوی تعیین تکلیف برای حکومت دوخته شده و امیدها بر همین اساس شکل گرفته است. تبعات چنین نگاهی در سه بحث «حفظ وضع موجود»، «اصلاح حکومت» یا «تغییر حکومت» تبلور می‌یابد و تمامی فعالیت‌های راهبردی در جامعه‌ی سیاسی در این محدوده‌ها تدوین می‌شود. اما می‌شود به نجات ایران از این زاویه نگاه کرد که بحث حکومت را در درجه‌ی دوم قرار داد و اولویت را به توانمندسازی جامعه، از طریق جامعه‌ی مدنی بخشید.

دریافت مقاله

فقدان امید در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی به یکی از مسائل مهم در میان دانشوران و روشنفکران ایرانی تبدیل شده است. همان‌طور از فقدان امید سخن می‌گویند که گویی از فقدان آب می‌توان سخن گفت. امید به منزله یک امر عینی و واقع در جهان فرض می‌شود. آنگاه، همان‌طور که فقدان آب به تشنگی و خشکسالی می‌انجامد، این فرض وجود دارد که فقدان امید نیز در عرصه جامعه و سیاست رکود و رخوت به بار می‌آورد. آنچه اما شگفتی‌آور است، وجود جنبش‌های متعدد اجتماعی و سیاسی است. همراه با افزایش احساس ناامیدی، صحنه جامعه و سیاست به نحو روزافزونی شاهد رشد و ظهور جنبش‌ زنان، فرودستان، اقوام و گروه‌ها و طبقات اجتماعی دیگر است. معلوم نیست در فضای فقدان امید، چگونه جامعه این همه تحرک‌ اجتماعی و سیاسی دارد.

دریافت مقاله

در ایران، از زمان برپایی جنبش مشروطه تا کنون، جنبش‌های اجتماعی مدنی و مترقی ناتمام و یا منحرف‌شده‌ای به وقوع پیوسته که اهداف و خواست‌های آن نمایان‌گر آگاهی مدنی ملی ایرانیان بوده است. اما جامعه‌ی سیاسی ایران، این جنبش‌ها را در خاطر نسپارده و شیوه‌ی مدنی آن را به نحوی آگاهانه، به عنوان یک الگو فرار راه خود قرار نداده است. جنبش ترویج کالای ملی و جنبش تأسیس بانک ملی در زمره‌ی جنبش‌های استقلال‌طلب و مترقی منبعث از جنبش مشروطه است که درخور جای گرفتن در حافظه‌ی تاریخی ایرانیان است.

دریافت مقاله

امید انفعالی، امیدواری به زمان است. زمان و آینده در عداد عوامل اصلی چنین امیدی قرار می‌گیرند. انتظار وقوع حادثه در زمان حال نیست، بلکه حادثه باید یک لحظه دیگر، یک روز دیگر یا یک سال دیگر اتفاق بیفتد. و حتی در دنیای دیگر، زیرا چه بسا پوچ است اگر خیال کنیم امید در این دنیا نیز بارور می‌شود. پشت چنین باوری، بت‌پرستی “آینده”، “تاریخ” و “اخلاف” و آیندگان قرار دارد؛ که با انقلاب فرانسه و مردانی چون روبسپیر که آینده را چون بتی می‌پرستید، آغاز می‌شود. روبسپیر می‌گفت: من کاری نمی‌کنم، من شکیبا و بی‌مقاومت می‌مانم. زیرا من چیزی نیستم و ناتوانم؛ اما آینده آنچه را که من قادر به رسیدن به آن نیستم، بارور خواهد ساخت.

اریش فروم

دریافت مقاله

اولین سرود جنبش زنان پس از انقلاب به شکلی غیرحرفه‌ای، با کاستی و با بهره گیری از یکی از ترانه‌های معروف جون بائز، خواننده‌ی دوره‌ی اعتراض در امریکا، توسط «جمع هم‌اندیشی زنان» در تجمع اعتراضی خرداد ماه سال ۱۳۸۴مقابل دانشگاه تهران سر داده شد. «جمع هم‌اندیش زنان» تشکل غیرنهادمند و مستقل زنان بود که در سال ۱۳۸۲ پس از بردن جایزه صلح نوبل توسط شیرین عبادی از نحله‌های متفاوت و متکثر زنان در قالب فوروم ساخته شد. در میان این زنان کسانی بودند که برای اولین بار به صدای بلند در میان جمع آواز می‌خواندند. اما به هرحال، این سرود نه هم‌چون تولیدی حرفه‌ای و هنری بلکه حاصل تلاش گروهی از زنان برای داشتن «سرودی از آن خود» در آمد.در سال ۱۳۸۵ در پی پیشنهاد تدوین منشور زنان در جمع هم‌اندیشی، پس از دو سال پی‌گیری و اخذ آرای گروه‌های مختلف زنان، در سال ۱۳۸۶ تدوین و به جامعه عرضه شد.

دریافت مقاله

نوشته پیش رو در پی فهم رابطه‌ای است میان جامعه، سیاست و هنر در تاریخ معاصر ایران. به‌صورت دقیق‌تر، در پی فهم نسبتی است میان جنبش‌های اجتماعی معاصر و فضاهایی که در همان محدوده زمانی جنبش‌ها، در هنر خلق شده است. در خصوص هنر، تأکید بیشتر بر ادبیات و در درجه اول شعر بوده است، چراکه ادبیات تنها شکل تولید فرهنگی است که تمام و کمال به زبان متکی است و جز کلمه چیزی ندارد و اتفاقاً همین باعث می‌شود که بیشترین تقاطع را با سیاست داشته باشد. سیاست‌ورزی هم درنهایت شکلی از بلاغت است و تا کلمه‌ای در کار نباشد و روایتی شکل نگیرد رخنه به قلب و جان مردمان هم ممکن نخواهد بود. در این رهگذر تعریفی از جنبش ارائه می‌شود و در ادامه نگاهی کلی به چند فراز تاریخ معاصر از جمله مشروطیت، جنبش‌های سی و چهل، انقلاب پنجاه و هفت، خرداد هفتاد و شش و جنبش هشتاد و هشت و آنچه تا به امروز ادامه داشته است خواهیم داشت. هم‌چنین سعی داشته‌ایم تا حد امکان، آنچه نام امید بر خود گرفته را هم به پرسش بکشیم و امید را در مقام خیر اعلی قرار ندهیم. هرچند هر جنبشی به معنای امید بستن یا امید داشتن به حل تضادها است؛ گاهی امید زیاد از حدِ حاصل از یقین به حقانیت یک چیز، که نگاهی تک بعدی به امور را به وجود آورده، سبب شده امکانات واقعی پیش روی یک جنبش را نیز به درستی تشخیص ندهیم و در مواجهه با شرایط واقعی خیلی زود دچار یأس شویم.

دریافت مقاله

حکم‌راندن و تمایز میان حاکمان و فرمان‌بران متعلق به قلمرویی است که ماقبل قلمرو سیاسی است و آن چه قلمرو سیاسی را از قلمرو «اقتصادی» خانوار متمایز می‌کند این است که دولت‌شهر (پولیس) مبتنی است بر اصل برابری و میان حاکمان و فرمان‌بران تفاوتی را قائل نیست.

هانا آرنت، کتاب میان گذشته و آینده

دریافت مقاله

مقاله‌ی ارزشمند خانم فاطمه صادقی را با عنوان «آرکیولوژیِ اندیشه‌ی تأسیسی در ایران» خواندم؛ با باورها و رویکردهای نویسنده در بسیاری موارد، همدل هستم؛ اما برخی استدلال‌ها و مستندات  نویسنده، نیازمند بازنگری و اصلاح است. به برخی از آنها اشاره می‌کنم.

دریافت مقاله

امید سیاسی نه تنها ارزشمند، بلکه برای نیل به دگرگونی اجتماعی به‌سوی وضعی بهتر، ضروری است «ارنست بلوخ»

پرسش

یکی از پرسش‌هایی که اغلب در میان نیروهای سیاسی و روشنفکران مطرح می‌شود این است:

جامعه‌ی ایران در بسیاری از جنبش‌ها، از جمله مشروطه‌خواهی، ملی شدن نفت و حقوق زنان، در میان کشورهای همتای خودش جلودار بوده است؛ نیز، ایران یک انقلاب اجتماعی را تجربه کرده و جنبش اصلاحات ۱۳۷۶ و دموکراسی‌خواهی ۱۳۸۸ را پشت سر گذاشته است؛ اما چرا اغلب این جنبش‌ها اگر شکست نخوردند، یا ناتمام رها ماندند، یا در صورت پیروزی به‌سرعت به ضد خود تبدیل شدند.

در نظریات، تحلیل‌ها و جمع بندی‌هایی که جنبش‌های اجتماعی را کانون توجه خود قرار می‌دهند، همواره امید عاملی تعیین‌کننده قلمداد می‌شود و ناامیدی آسیبی عمیق در نظر می‌آید که شکل‌گیری یک جنبش را مانع می‌شود و پیشروی آن را جلو می‌گیرد. در این صورت، آیا می‌توان گفت که مشکل جنبش‌های اجتماعی دوران معاصر ایران، نبود امید است؟

دریافت مقاله

شماره‌های ۹ و ۱۰، پائیز و زمستان ۱۳۹۸۱۴۰۰-۲-۲۵ ۱۵:۴۲:۴۴ +۰۰:۰۰