سلامی چو باد صبا در چمن

مطالعات ایرانی پویه نشریه‌ای است مستقل، با رویکردی چندرشته‌ای و میان‌رشته‌ای در حوزه‌ی علوم اجتماعی و انسانی. در این نشریه به مسایل مبرمی پرداخته می‌شود که هستی جامعه‌ی کنونی ایرانی را متاثر می‌سازد.

شماره ۳ و ۴، بهار و تابستان ۱۳۹۷

ناسیونالیسم ایرانی، تبارگرا یا دموکراتیک

دریافت مجله

هر چند مجادلات نظری در باب تعاریف، عناصر تشکیل‌دهنده، پیشینه و پیدایش ناسیونالیسم میان نظریه‌پردازان دانش‌های سیاسی و اجتماعی خاتمه نیافته است، می‌توان با ترجیح دیدگاه نوگرایان آن را پدیده‌ای نو و متعلق به دوران تکوین« دولت ـ ملت»ها تلقی کرد. اساس نظری مقاله‌ی حاضر نیز بر چنین تلقی از ناسیونالیسم استوار است از این رو نخستین نمودهای پیدایش آن را در ایران، در دهه‌های پایانی قرن سیزدهم هجری و نوزدهم میلادی جست‌وجو می‌کند و میان آن و وطن‌پرستی و قوم‌گرایی کهن تمایز می‌نهد.

دریافت مقاله

آیا می‌شود یک تبار اندیشگی در شناخت جهان برای ذهنیت ایرانی قایل شد؟ اگر چنین تباری وجود داشته باشد پیوستگی آن تا کدامین مرزهای زمانی در گذشته است. ایران دین‌هایی باستانی چون زردشتی و مزدکی را در پشت سر دارد؛ نیز دین اسلام را در گستره‌ای فراگیر در خود دارد و از مشروطه به این سو نیروهای فکری و سیاسی ایدئولوژی‌هایی را با خود حمل کردند. در طول تاریخ و با چنین تنوعی آیا می‌توان پیوستگی معناداری میان جهان‌شناسی ایران از گذشته‌ی دور تا کنون ترسیم کرد؟

دریافت مقاله

فضای عمومی در ایران، شاهد رشد گرایش‌های ملی‌گرایی است. رشد این احساسات، در شرایط خاص منطقه خاورمیانه و در وضعیتی که صاحب‌نظران از خطر سهمگین فروپاشی سخن به میان می‌آورند، اتفاق امیدبخشی است. اگرچه آواهایی که این روزها به نفع ملی‌گرایی ایرانی به گوش می‌رسند، قدرت فراگیر شدن پیدا نکرده‌اند. این در حالی است که هیچ روایت هژمونیک در فضای فرهنگی و سیاسی کشور وجود ندارد؛ اعم از اسلام سیاسی یا ایدئولوژی چپ و لیبرال.

دریافت مقاله

گفتمان ملی در ایران ریشه‌دار و  نیرومند و مولد «ایدئولوژی‌های بازنمایی» بوده است. به بیان دیگر، این گفتمان ملی  ایدئولوژی‌هایی را به عنوان نیروی محرک برای بازنمایی خلق کرده است. در این نوشتار دو مورد از «ایدئولوژی بازنمایی» یکی در مواجهه با عَرَب طی سده‌های نخست و دیگری در مواجهه با  غرب در دور‌ه‌ی پسامشروطه به اختصار مورد بحث قرار می‌گیرد. در صدر تاریخ دوره‌ی اسلامی، سه نمونه گفتمانی عبارتند از : گفتمان خاندان‌های ایرانی، گفتمان شعوبیه و کردار گفتمانی شاهنامه نویسی. در تجربه‌ی معاصر و طی دوره‌ی پسامشروطه نیز گفتمان ملی ایرانی ابتدا در جنبش نوسازی دهه‌های  ۱۲۹۰ و ۱۳۰۰ پدید آمد، بعد به صورت ایدئولوژی نوسازی اقتدارگرای دولتی بویژه در دهه ۱۳۱۰ بازنمایی شد. دوباره در دهه ۱۳۲۰ به صورت نهضت ملی در متن جامعه رشد کرد و در پی سرکوب آن، در قالب ایدئولوژی مدرنیزاسیون دولتی در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ عمل کرد که اوج آن جشن‌های ۲۵۰۰ ساله بود. پس از  انقلاب بهمن ۵۷، «اسلام گرایی» به «ایدئولوژی حریف ناسیونالیسم ایرانی» تبدیل شد و هژمونی خود را گسترد. این سبب شد که دوباره ایدئولوژی ملی به صورت «برابر نهاد» (آنتی‌تز) در مقابل ایدئولوژی نهادینه شده‌ی اسلامی اهمیت یابد و سه گفتمان «ملی لیبرالی»، «ملی چپ»  و «ملی- مذهبی» را در برابر گفتمان رسمی «اسلام گرایی» طی دهه ۶۰ تا ۸۰ به وجود آورد. این هرسه گفتمان ملی هرچند تا کنون پیروز میدان قدرت نشدند اما تأثیر گفتمانی نامحسوس آنها به قدری قوی بود که از متن نظام اسلامی، طیفی از کردار‌های گفتمانی تازه‌ای به صورت «ناسیونالیسم اسلامی» و «تمدن گرایی ایرانی- اسلامی» طی دوره پساجنگ و به ویژه پسااصلاحات تکوین  یافته است و اکنون در دهه ۹۰  مراحل رشد خود را طی می‌کند که به یک نظر می‌توان آن را «هم‌نهادی» (سنتزی) از «نهاد» (تز) اسلام گرایی در مقابل «برابر نهاد» (آنتی تز) ملی‌گرایی برشمرد. ترکیب و کم‌وکیف گفتمانی و ایدئولوژیک «حسّ ملی» ممکن است در سال‌های آتی و در بحبوحه تنش‌ها و تعارض‌های ملی، منطقه‌ای و بین المللی احتمالی پیش روی ایران، به متغیر مهم تعیین کننده‌ای در پیش بینی آینده این سرزمین تبدیل شود.

دریافت مقاله

انقلاب مشروطه از نظر ساختاری وضعیت مناسبی را برای روشنفکران فراهم آورده بود تا به علل انحطاط ایران  بیندیشند و در صدد تعیین جهت و تدوین و تنظیم راه‌کارهایی برای نیل به دورانی طلایی برایند. حسین کاظم‌زاده‌ ایرانشهر روشنفکری بود که در دوره‌ی مشروطه نقطه‌ی عزیمت پیشرفت ایران را هویت‌یابی و ایجاد یک حس ملی قرار داد. او تلاش کرد با بازسازی عناصر هویتی گذشته در پرتو جریان جهانی تجدد، در تکوین هویت ملی سهم ایفا کند و با رویکردی انتقادی نسبت به مطامع بیگانگان، استبداد شاهان و خرافات و اوهامی که در پوشش مذهب جریان داشت، راهی برای تجدد جامعه‌ی ایرانی بگشاید.

دریافت مقاله

از جنبش مشروطه به بعد ناسیونالیسم از بالا یا ناسیونالیسم دولتی چه تصوری از مردم از زنان و مردان داشته است؟ آیا مردان و زنان را متفاوت می‌دیده و برای آنها نقش‌های متفاوتی قائل بوده است؟ آیا نقشی که زنان و مردان در پیشبرد هویت ملی در جامعه‌ی مدنی ایفا کرده‌اند با آن چه دولت طراحی کرده، متفاوت بوده است؟ آیا نقشی که زنان و مردان در پیشبرد هویت ملی در جامعه‌ی مدنی ایفا کرده‌اند با آن چه دولت طراحی کرده، متفاوت بوده است. الگوهای هویتی در ناسیونالیسم از بالا با گذشته‌ی ما چه ارتباطی پیدا می‌کند و تاثیر آن در تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی چیست؟

دیدگاه دو نظام سیاسی پهلوی و جمهوری اسلامی در مورد زدن تا چه اندازه ریشه در جامعه دارد؟

دریافت مقاله

جامعه کنونی ایران از بحران‌های  گوناگونی رنج می‌برد، بحران‌هایی چون بحران مشارکت، بحران مشروعیت، بحران هویت، بحران کارآمدی و… که باعث پدید آمدن گسست‌هایی در جامعه شده است. شاید بتوان گفت در این میان بحران هویت ایرانی یکی از جدی‌ترین بحران‌هایی است که جامعه ایرانی (به ویژه پس از خیزش اسلام سیاسی و تاکید بر هویت اسلامی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷) با آن روبرو بوده‌ و نه تنها تا به امروز از آن رهایی نیافته،  بلکه مسئله هویت ایرانی در کنار ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی به موضوعی تنش‌آمیز و اختلاف‌برانگیز در میان نخبگان کشور تبدیل شده‌است. اگر بپذیریم خاستگاه ناسیونالیسم ایرانی نوسازی است، باید به این واقعیت توجه کرد که هویت‌های دیرین و پیشامدرن در اثر نوسازی (مدرنیزاسیون) افول می‌یابند. جایگزینی یک هویت ملی فراگیر، به ویژه با ابتکار و جلوداری دولت، یعنی همان فرایندی که ناسیونالیسم از بالا خوانده می‌شود، بیش از آن که به سوی تحکیم و استمرار حرکت کند، رو بسوی بحران دارد.از زمان مشروطه تا کنون، نحوه‌ی ورود دولت به فرایند شکل‌گیری هویت ملی، تبدیل شده است به مساله‌ای حیاتی برای موجودیت ایران؛ کشوری که تاریخی طولانی و پرفراز و نشیب را در شکل‌گیری عناصر هویت‌بخش خود در پشت سر دارد.

دریافت مقاله

“به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنم”. بیان این عبارت به چه معنا است؟ آیا چون به واسطه ایرانی بودن از نژاد آریایی هستیم به ایرانی بودن خود فخر می‌فروشیم؟ یا از آن جهت که در مرزهای جغرافیایی سرزمینی به نام ایران متولد شده‌ایم مفتخر به ایرانی بودن خود هستیم ؟ یا چون مسلمان شیعه ایرانی هستیم  که بزرگترین مذهب در ایران است، عشق به ایران داریم؟ مهدی بازرگان گفته بود من ایرانی مسلمانم و آیت‌الله خمینی مسلمان ایرانی. آن بازرگان در این جمله کوتاه در پی نشان دادن چه تفاوتی بین خود و آیت‌الله خمینی بود؟ این سئوالات و انبوهی دیگر از مسایل اشاره دارد به پیچیدگی مفهوم “هویت ملی” به ویژه “هویت ایرانی”.

دریافت مقاله

ایران به عنوان واقعیتی تمدنی تحت تاثیر تحولات جهانی و تداوم مشکلات داخلی دوران سختی را می‌گذراند. از درون امیدها و ناامیدی‌ها در تحولات بعد از مشروطه، تاریخ سرزمینی به گونه‌ای رقم خورده است که امروز، به زعم افراد زیادی، نه تنها همبستگی اجتماعی مردم، بلکه بقای تمدنی آن نیز با خطر مواجه شده است. توسعه‌طلبی‌های قدرت‌های‌ استعماری، استبداد داخلی و دیگر عناصر ساختاری فلاکت در ایران، باعث گردید تا در آغاز قرن بیستم ایرانیان از طریق نهضت مشروطه به دنبال تاسیس ساختاری حقوقی باشند که هم اراده ملی را جایگزین استبداد داخلی کند و هم از طریق اصلاحات سیاسی و اقتصادی توسعه طلبی قدرت‌های بزرگ را مهار نماید. در فرایند همین روند بود که در کنار مفهوم «حقوق مردم» در برابر حق الهی سلطان، ایده‌ی «ملت» به معنای مدرن آن نیز متولد گردید. مشروطه اگر چه نظم حاکم بر ساختار کلاسیک توزیع قدرت را برهم می‌زند، اما در آن برهه تاریخی موفق به تاسیس نظامی دموکراتیک که مبتنی بر مفهومی همه‌شمول از ملت باشد نمی‌شود. بعد ازمشروطه نیز چه در زمان پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی ، پروژه ملت‌سازی در ایران، متاثر از دیدگاه‌هایی بود که همگنی فرهنگی و یا تجانس قومیتی را ضرورت باهم‌بودگی ملی تلقی می‌کردند. با گزینش و برجسته‌سازی عناصری از اجزای فرهنگی و رسمیت بخشیدن به آن عملا هویت ملی به گونه‌ای تعریف گردید که بسیاری از اقوام و گروه‌های فرهنگی، در چارچوب ساختار حقوقی و سیاسی حاکم، احساس در خانه بودن نداشتند. با توجه به این روایت از تاریخ ملت‌سازی و ملیت‌خواهی در ایران است که مقاله حاضر به امکان تاسیس مفهومی از ملت و هویت ملی نظر دارد که همه اقوام و گروه‌های فرهنگی کشور را شامل شود. با توجه به این هدف است که ابتدا چگونگی تولد مفهوم ملت در فرایند نهضت مشروطه به بحث گذارده می‌شود، سپس به دیدگاه‌های مرتبط با مباحث مربوط به هویت ملی پرداخته خواهد شد، در آخر نیز با بازاندیشی در مفهوم ملت و هویت ملی، و بحث ازضرورت وصل نمودن روند ملت‌سازی به فرایند دموکراتیزاسیون سعی می‌شود تعریفی همه‌شمول و در عین حال دموکراتیک از این مفاهیم ارائه شود.

دریافت مقاله

تاسیس دولت-ملت مدرن در ایران همه‌ی شئون زندگی را تغییر داد، از جمله موسیقی. با وجود این که موسیقی ایرانی پیشاپیش هویتی مستقل داشت در جریان ملی‌گرایی ترکیب‌شده با تجدد تحولاتی را از سر گذراند. در مقایسه با دیگر جریان‌های ملی‌گرایی موسیقایی که فرهنگ متروپل را به رنگ بومی خودشان درمی‌آوردند، موسیقی ایرانی مسیر متفاوتی را در پیش گرفت: مسیر ترکیب با عناصر فرهنگ غرب.

دریافت مقاله

آیا اصولا معماری صاحب هویت است و اگر چنین باشد،  آیا چیزی به نام معماری با هویت ایرانی وجود دارد. در صورت پاسخ مثبت دادن به این پرسش‌ها در برابر ما پرسش دیگری قرار می‌گیرد: آیا در جهان معاصر که مدرنیته سنت‌ها را پشت سر گذاشته است، هم‌چنان صحبت از هویت ایرانی در معماری موجه  است؟ با نگاهی ژرف‌تر، در کنار این پرسش‌ها می‌شود این پرسش بنیادی را مطرح کرد که چه چیزی را می‌شود نمایانگر هویت ایرانی دانست تا بتوان آن را در درون معماری در ایران جست‌وجو کرد و در دنیای معاصر بازسازی کرد؟

دریافت مقاله

مشروطیت حادثه بزرگی برای ایران بود و توانست مظاهر مدرنیته را هرچند محدود به حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ ما وارد کند. تأسیس مجلس شورای ملی، تدوین قانون اساسی، تمهیداتی مدرن برای تدوین بودجه و تأسیس مدارس به سبک جدید نمونه‌ای از این تغییرات بود. در ابتدا زنان سهم چندانی از امتیازاتی که انقلاب مشروطیت برای ایرانیان فراهم کرده بود، نداشتند. برای نمونه حق رأی و حق تحصیل نداشتند. زنان در آن دوران با ایده «حق» که محوری‌ترین اندیشه دوران مشروطیت بود، مطالبات خود را مطرح کردند و تشخیص‌ دادند که باید مهم‌ترین مطالبه آنان «حق تحصیل» و «ترویج و تأسیس مدارس دخترانه» باشد. برای این زنان سوادآموزی نه مقدمه‌ای برای کنش ملی‌گرایانه، بلکه خود کنشی ملی‌گرایانه بود. نوشتار حاضر روح ملی‌گرایانه‌ی زنانه را در نشریه شکوفه روایت می‌کند.

دریافت مقاله

«ما» کیستیم؟ این «مرز پرگهر” چیست؟ آیا «ما»یی را می‌شود به نحوی تشخص بخشید که عمری چندهزارساله داشته باشد و آیا «مرز پرگهر”ی را می‌شود به نحوی نمایاند که گویی همواره در طول تاریخ در دل و جان این «ما» جای داشته است. آیا «ما» سرگشتگان زمان‌های محدود و مکان‌هایی ناخواسته‌ایم و نسبت چندانی با گذشته و آینده نداریم یا وارثان سرگذشتی مشترک در سرزمینی آشنا که هم‌بسته با یکدیگر سرنوشتی مشترک را رقم می‌زنیم؟ آیا ما ایرانیان در سرزمینی با نام ایران تحت دولتی ایرانی از دیرباز با قبض و بسط‌هایی وجود داشته‌ایم، یا این که وجود یک ملت تک‌دولتی به نام ایران برساخته‌ی دوران نوین است. آیا این «ما» نمایانگر نژاد یا قومی دیرپاست که فرهنگ و زبان ویژه‌ی خود را دارد و این «مرز» را در زمان‌های دور به عنوان سرزمین آرزوهای خود یافته است؟ آیا ملت ایران برساخته‌ای است سیاسی در جامعه‌ی ایرانی در دوران مشروطه که بیش از یک‌صدسال از عمر آن می‌گذرد و اعضای آن طبق قراردادی به نام قانون اساسی به طور داوطلبانه گرد یک دولت جمع شده‌اند؟ آیا «ما» و «مرز پرگهر» هم این است و هم آن؟ یا نه این است و نه آن؟

در این شماره از فصلنامه مطالعات ایرانی پویه، دیدگاه‌های انتقادی دانشوران از طریق یک هم‌افزایی نظری رو به سوی کیستی این «ما» و چیستی سرزمینی دارد که آن را «مرز پرگهر» خوانده‌ایم. این پرسش‌ها ما را به سمت نظریاتی سوق می‌دهد که از نیمه‌ی دوم تا اواخر سده‌ی بیستم میلادی در مورد ناسیونالیسم پرداخته و تدوین شده و تا کنون همواره مورد بازخوانی و نقد و بازسازی قرار گرفته است.

بی‌تردید پرداختن به ناسیونالیسم ایرانی کاری بس دشوار است. مهم‌ترین دشواری…

دریافت مقاله

شماره ۲، زمستان ۱۳۹۶

عدالت یا دموکراسی

دریافت مجله

گذشته حاوی این واقعیت است که نیروهایی که در زمان مشروطه دربرابر دموکراسی و عدالت ایستادند، طی زمان توانستند هژمونی خود را اعمال کنند. این گذشته حاوی پرسش‌هایی است که همچنان پاسخ داده نشده است. بنیادی‌ترین پرسش آن است که چرا نیروهای مخالف جنبش مشروطه توانستند مشروطه‌خواهی را از ساختار قدرت سیاسی حاکم، تا به امروز کنار بزنند. مقدمه‌ی یک بسیج دموکراتیک برای بازیابی آرمان‌های عدالت و دموکراسی توافق بر روی پاسخی راهگشا به چرایی به‌عقب رانده شدن نیروهای آزادیخواه و عدالت‌طلب از طریق بازنگری به جنبش مشروطه است.

دریافت مقاله

چرا هم دموکراسی و هم عدالت سال‌هاست در جامعه‌ی ایران امکان تحقق نیافته است. نقش فرهنگ جامعه، نهادهای اجتماعی و اخلاق و ابتکارات فردی برای تحقق این خواست چیست؟ با وجود سابقه‌ی طولانی این خواست و تلاش‌هایی پیگیرانه برای تحقق آن، از دوره‌ی مشروطه به این طرف، همچنان موانع بزرگی در جهت نهادینه و قانونمند شدن آن وجود دارد. در این راه نظریات و کردارها را باید باید مورد بازاندیشی قرار داد. همچنا باید مفاهیم عدالت و دموکراسی را در کنار فرهنگ سیاسی، سپهر عمومی، نهاد اجتماعی و کنش فردی، در جامعه‌ی ایران ارزیابی و بازیابی کرد تا بتوان آسیب را شناخت و راهی به سوی تحقق دموکراسی و عدالت گشود.

دریافت مقاله

اگر اغلب حامیان انقلاب، بی‌عدالتی و نابرابری بیشتر در جامعه را مشوق و مقوم قیام و اعتراض عمومی به سود انقلاب می‌‌دانند و حامیان رفرم، نارضایتی حاصل از بی‌عدالتی و نابرابری را در صورت رادیکالیزه کردن جامعه مانع اصلاحات می‌انگارند، در فرایند دموکراتیزاسیون چه نسبتی بین این دو برقرار می‌‌شود؟

دریافت مقاله

آیا عدالت در یک نظام دموکراتیک برقرار می‌شود؟ یک پاسخ این است با توجه به این که آشکار شود که این دموکراسی تا چه اندازه با سرمایه‌داری پیوند خورده است، می‌توان توضیح داد که امکان تحقق عدالت چگونه است. اما یک بحث دیگر آن است که حتی اگر سرمایه‌داری از طریق دولت رفاه مهار شود و توزیع منابع و کالاها و مناصب به نحوی صورت گیرد که فرودستان را نیز شامل شود، همچنان مسئله‌ای باقی می‌ماند: آیا تصمیم‌گیری در مورد عدالت دموکراتیک است؟

دریافت مقاله

به‌دلیل نقش برجسته‌ی سعید حجاریان در پیشبرد پروژه‌ای که اصلاح‌طلبی نام گرفت و به طور مشخص با انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ آغاز یافت، نشریه‌ی پویه پرسش‌هایی را با در نظرداشتن بحث دموکراتیزاسیون و عدالت در فرایند اصلاحات در ایران، با ایشان درمیان گذاشته است: نسبت میان اصلاح‌طلبی و عدالت، ارتباط میان اصلاح‌طلبی و دیگر جنبش‌های دموکراتیک در ایران معاصر، بحران در نظریه و راهبرد اصلاح‌طلبی.

دریافت مقاله

از دوم خرداد ۱۳۷۶ که مسیر دموکراسی‌خواهی با جلوداری اصلاح‌طلبان در درون حکومت آغاز شد، تا چه اندازه جامعه‌ی سیاسی مستقل از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان فعال و گسترده شد و چه میزان از عدالت اجتماعی در مورد گروه‌های طرد‌شده برقرار شد؟ دموکراسی در ایران در دو چشم‌انداز جمهوریت و مشروطیت نمایان شده است و اصلاح‌طلبان مبانی فکری اصلاح‌طلبی را بر مشروطیت استوار کردند. آیا مشروطه‌خواهی به دموکراسی مجال عرض‌اندام را داده است؟

دریافت مقاله

اگر دموکراتیزاسیون را به معنای فرآیندی بدانیم که در آن نیل به حقوق شهروندی (مجموع حقوق مدنی، حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی) محقق می‌شود، در این ‌صورت، پیشبرد پروژه‌ی آن، از سویی مستلزم برابری قانونی و حضور مؤثر مردم در عرصه‌ی سیاست، و از سوی دیگر مستلزم تحقق درجه‌ای از برابری در توزیع ثروت و درآمد، با هدف تأمین حقوق اجتماعی (نان و کار و مسکن) برای همه‌ی آحاد افراد جامعه، است. با این توجه، بحث آمارتیا سن در این مورد که فرآیند دموکراتیزاسیون زمانی شکل می‌گیرد که “آزادی فرایندی” (صندوق رأی) و “آزادی فرصتی” (برابری) تکمیل‌کننده‌ی هم باشند، تا چه اندازه توضیح دهنده است؟

دریافت مقاله

دموکراسی اصیل، آن‌گونه که مشارکت همگان، به رسمیت شناختن همه‌ی افراد و گروه‌های عضو جامعه و گفت‌وگو در مورد امور عمومی را دربر داشته باشد، نه فقط شیوه‌ای برای راهبردن حکومت است که رهبران سیاسی باید زمینه‌ی تحقق آن را ایجاد کنند، بلکه حاکی از یک فرهنگ است که باید جامعه را آکنده سازد. چنین فرهنگی در جامعه‌ای که با گرایشاتی چون مشارکت و احترام به حقوق دیگری و گفت‌وگو نزیسته است، چندان سازگار نیست و نهادینه شدن این گرایشات نیاز به تمرین و ممارست دارد. آیا می‌شود مدرسه را جایگاهی برای ساختن فرهنگی برای گسترش دموکراسی اصیل قلمداد کرد و نقطه‌ی عزیمت این گسترش را در آن‌جا قرار داد؟

دریافت مقاله

مسئله‌ی نگاه تجاری به پزشکی و صنایع و خدمات مربوط به آن امر جدیدی نیست و قبلاً نیز وجود داشته است، زیرا پزشک و دیگر متخصّصان پزشکی گناهی ندارند و کاری غیراخلاقی نمی‌کنند اگر که به فکر درآمد مطلوبی باشند و برای نیل به آن، دریکی از امور پزشکی یا صنایع و خدمات وابسته به آن تخصّصی پیدا کنند و از قِبَل خدماتی که به مردم و جامعه می‌دهند درآمد قابل توجّهی داشته باشند. آن‌ها از این طریق می‌توانند به مردم نیز خدمات باارزشی ارائه کنند. اما مشکل در این است که بیماری بیمار، ‌صرفاً فرصتی برای سودآوری تلقّی شود نه مجالی برای خدمت به مردم.

دریافت مقاله

گذار به دموکراسی از وضعیت استبدادی به‌سوی آزادی و عدالت، نیازمند دست یافتن به نظریه‌ای است که به‌عنوان غایت نهایی، آزادی و برابری را در سامانی برخوردار از سازگاری و انسجامِ منطقی و نیز کارآمدی ترسیم کند؛ در غیر این صورت، گذار به دموکراسی گام برداشتن در جاده‌ای تاریک، ناهموار و بی‌پایان خواهد بود. برای انتخاب نظریه‌ی دولت در این راه، شناخت و سنجش سه نظریه‌ی دموکراسی، لیبرال دموکراسی و سوسیال‌دموکراسی در میان انواع دموکراسی‌ها، از اولویت برخوردار است. به باور نویسنده، درک ظرفیت‌ها و کاستی‌های این سه نظریه با نگرش انتقادی، می‌تواند زمینه‌ساز ارائه‌ی الگویی تلفیقی از دموکراسی با عنوان “لیبرال-سوسیال‌دموکراسی” باشد که از سویی، برمدار خودبنیادی انسان، آزادی و برابری را دو شالوده‌ی اصلی خویش قرار دهد؛ از سوی دیگر، با پذیرفتن سازوکارهایی راهگشا، خودکامگی اکثریت را مهار کند، حقوق اقلیت‌ها را ارتقاء بخشد و زیست مؤمنانه را بر پایه‌ی آزادی دینی و آزادی وجدان در جامعه‌های دموکراتیک امکان‌پذیر سازد.

دریافت مقاله

آیا هر تحول سیاسی در کشورهای درحال‌توسعه و رژیم‌های سیاسی اقتدارگرا، تحولی به‌سوی دموکراسی تلقی می‌شود و باید با تئوری‌های پارادایم “گذار به دموکراسی” مورد تحلیل قرار گیرد؟ این پرسش در دهه‌های پیشین پاسخی ساده‌تر و تا اندازه‌ای مثبت داشت، اما در اثر تاملات نظری در تجربیات کشورهای دستخوش دموکراتیزاسیون پاسخ متقنی نمی‌توان به این پرسش داد. به همین دلیل باید اصلاحات در ایران را در یک نگاه تحلیلی مورد بازنگری قرار داد.

دریافت مقاله

نابرابری و بی‌عدالتی در جهان همچنان جریان دارد و جوامع بسیاری به دلیل این بی‌عدالتی و به حاشیه رانده‌شدن و محروم بودن از حق اظهار نظر، چه رسد به مشارکت در تنظیم مناسبات بین‌المللی آسیب‌هایی عمیق دیده‌اند. حس هر انسان آزاده و عدالت طلب در مواجهه‌ با چنین وضعی جریحه‌دار و خاطرش آزرده می‌شود. نویسنده با تکیه بر این واقعیت، به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا این حس انسانی را می‌توان به دولت‌ها نیز تعمیم داد و بر اساس یک نظریه هنجار بنیاد روابط بین‌الملل نتیجه گرفت که دولت‌ها نیز وظیفه دارند تا ارزش‌های اخلاقی و انسانی چون عدالت را در روابط  بین‌المللی خود رعایت کنند؟

دریافت مقاله

آیا درآمیختن آزادی و عدالت ممکن است؟ اگر ممکن باشد در چه شرایطی تحقق می‌یابد. آیا بر مبنای دیدگاه‌های سوسیال دموکراسی در غرب، جریان تاریخ ما را بدان سو می‌برد؟ نقدهای دو اندیشمند اسلامی معاصر، علی شریعتی و مرتضی مطهری، به این دیدگاه‌ها، هم‌زمان با نقد دیدگاه‌هایی در شرق که به جای جبر تاریخ به مشیت و جبر الهی اعتقاد دارند، خود به صورت پاسخی به امکان درآمیختن آزادی و عدالت نمایان می‌شود.

دریافت مقاله

حضور جنبش‌های رادیکال سیاسی با جهان‌بینی دینی (اسلامی، مسیحی و یهودی)، این پرسش را فراروی پژوهشگران قرار می‌دهد که آیا آموزه‌های ادیان شرقی، از سوی روشنفکران و نوسنت‌گرایان همچون دستاویزی برای توجیه ایدئولوژی‌های مدرن به‌کار گرفته شده یا در سنت دینی و متون اولیه‌ی آنها، زمینه‌هایی برای پشتیبانی از نظریات اجتماعی عدالت‌خواهانه وجود داشته و بار دیگر با افزونه‌هایی از دنیای مدرن بازخوانی شده است؟ رویکردها، ریشه‌ها و مصادیق عدالت در متون ابراهیمی کدامند؟

در این مقاله نگاهی تاریخی و معناشناسانه به مفهوم عدالت در ادیان شرقی خواهیم داشت و سهم آنها را در تکامل اندیشه‌ی عدالت در سپهر مشرق‌زمین بازشناسی خواهیم کرد.

دریافت مقاله

انقلابیون دوره‌ی مشروطه نیز مانند انقلابیون فرانسه در مورد چیزی که علیه آن مبارزه می‌کردند دلایلی دقیق و کافی داشتند، اما در مورد ساختاری که امیدوار بودند در آینده باید ایجاد شود، طرح روشنی نداشتند. نسل‌هایی که در پی انقلابیون فرانسه آمدند، شعار آزادی و برابری را به صورت‌های متفاوتی در قالب نظریاتی ایجابی و مبتنی بر واقعیات جامعه پرداختند و تدوین کردند و در میان کشمکش‌های سیاسی آن نظریات را به صحنه‌ی عمل آوردند و راهنمایی برای ساختن جامعه قرار دادند. اما در ایران پس از مشروطه چنین نشد و نه انقلابیون مشروطه و نه نسل‌های بعد، طرح روشنی متناسب با جامعه‌ی ایران از شعارهای استبدادستیز و عدالت‌محور استخراج نکردند. به همین نحو انقلابیون در سال ۱۳۵۷ نیز اهداف خود را به‌گونه‌ای واکنشی تعریف می‌کردند و تا به امروز نیز طرح مهمی برای دموکراسی و عدالت که مبتنی بر نظریاتی انباشته باشد تدوین نکردند. آنها نیم‌نگاهی هم به چرایی ناتمام ماندن، و یا شکست پروژه‌ی مشروطه نکردند. در حال حاضر، طلب عدالت یا آزادی و صحبت در مورد آن موجد طرحی روشن و دردسترس نیست؛ چه رسد به درآمیختن و سازگار کردن دموکراسی با عدالت. نکته‌ی نغز آن است که جنبش مشروطه و تلاش برای تدوین یک قانون اساسی، با نام تأسیس عدالت‌خانه به حرکت درآمد، به نظر می‌آمد عدالت‌خانه نمایانگر آمیزه‌ای از خواست دموکراسی و عدالت است، اما از آن زمان تاکنون نه دموکراسی و نه عدالت و به‌طریق‌اولی، نه رابطه‌ی این دو مفهوم به نحوی عمیق مورد بحث و بررسی و قرار نگرفته و جامعه فاقد چشم‌انداز و برنامه‌ای راهنما برای نیل به دموکراسی و عدالت بوده است.

آیا برای دستیابی به عدالت و دموکراسی باید به مشروطه بازگشت و پرسش‌های بی‌پاسخ را دوباره طرح کرد و پاسخ داد، یا این‌که به نحوی پراگماتیستی در حین عمل باید به یافتن پرسش‌های جدید همت گماشت و پاسخ آن را هم در همان عمل جمعی یافت. سایه‌ی این دو پرسش…

دریافت مقاله

شماره ۱، پائیز ۱۳۹۶

صلح و گفتمان انقلابی

دریافت مجله

با سپری‏شدن دوره‌ی انقلاب و سال‌های جنگ در ایران، بخش مهمی از جامعه‌ی مدنی و افراد و جریان‌های متعددی در جامعه‌ی سیاسی طی‏شدن فرایند دموکراسی را به لحاظ دورانی راهگشا و راهبردی یافتند. از منظر اجتماعی هم بخش عمده‌ای از طبقه‌ی متوسط نقش حاملان خواست دموکراسی را به‏‏ عهده ‏گرفتند. اما با تجربیاتی که از دوره‌ی مشروطه تا به‏حال در جریان دموکراسی‌خواهی برجای‏ مانده است، به نظر می‌رسد نگاه متعارف رهبران و روشنفکران به دموکراسی، در کنار خشونت رسوب‏کرده در فرهنگ سیاسی، نمی‌تواند جامعه را به آرامش و صلحی درآمیخته با دموکراسی برساند. در این‏جا پرسشی مهم مطرح می‌شود که بی‌درنگ پرسش دیگری را به ذهن می‌آورد: چرا چشم‌انداز موجود دموکراسی برای جامعه‌ی سیاسی و قشر روشنفکر با منازعه و خشونت همساز است؟ اگر چنین باشد چشم‌انداز بدیل چیست؟

دریافت مقاله

خشونت بی‌حد و وضعیت اسف‌باری که در منطقه‌ی خاورمیانه و نقاط دیگری از جهان در جریان است نیاز به یک بازخوانی ژرف از وضعیت فکری و فرهنگی توجیه‌کننده‌ی چنین وضعی را بیش از پیش مبرم می‌کند. نویسنده معتقد است که گفتمان انقلابی لزوماً در برابر گفتمان صلح‌خواهی قرار ندارد و برای نشان دادن این مدعا گفتمان انقلابی را الگویی از مقاومت انگاشته و آن‏را به صورت دو سنخ واکنشی و کنش‏مندانه از هم متمایز کرده است. به باور نویسنده، الگوی واکنشی گفتمان انقلابی به‏هیچ‏روی مستعد پذیرش مفهوم صلح نیست، درحالی‏که گفتمان کنش‏مندانه به‏منزله‏ی الگویی که در بستر گفتمان تجدد بالیده، مستعد پذیرش مفهوم صلح است. مشروط به این‏که ابتدا گفتمان مدرن، حاضر به بازخوانی خود به‏نحوی باشد که مستعد پذیرش غیر است. در نهایت طرفین خطوط منازعه در جهان امروز باید با نقد درونی خود راه بر شناسایی طرف مقابل خود بگشایند و به این ترتیب راهی برای ظهور و تقویت اندیشه‏ی صلح فراهم گردد. در این مقاله، نویسنده به‌طور خاص، به جوانب اندیشگی مسأله نظر دارد و درصدد پاسخ‏گویی به این سؤال است که برافروختن جنگ در کدام جوانب فکری و اندیشگی طرفینِ نزاع ریشه دارد؟ صلح چه معنا و کارکردی در اندیشه‌ی طرفین دارد؟ فاصله‌گرفتن از این وضعیت نیازمند چه بازسازی‌های نظری است؟

دریافت مقاله

آیا در میان نواندیشان دینی در ایران مباحثی نظری برای استقرار جامعه‌ای صلح‌آمیز گشوده شده و نظریاتی در این مورد تدوین شده است؟ اگر چنین باشد این مباحث و نظریات با موعودگرایی، به نحوی که در سنت دینی وجود دارد، چه نسبتی دارد؟ آیا این نواندیشان دینی در نمایاندن چنین جامعه‌ای تحت تأثیر فیلسومان مدرن قرار گرفته‌اند و پایه‌های اصلی دیدگاه‌های خود را در اندیشه‌های غربی بنا کرده‌اند؟ در این مقاله نویسنده کوشیده است تا از زاویه‌ای نو و با رویکردی فلسفی، علی شریعتی و مرتضی مطهری را در معرض این پرسش‌ها قرار دهد.

دریافت مقاله

برخلاف آن‏چه در نگاه نخست به نظر می‌رسد تصوف درگذر تاریخ جریان کاملاً یک‏دست و واحدی نبوده و طیف‌ها ومشرب‏های گونه‏گونی را در بر می‏گرفته است، این طیف‏ها وجریان‏ها باوجود مشترکات در پاره‏ای مبانی و معتقدات، تمایزهای نظری درخور توجهی بایکدیگر داشتند که در رفتار وسلوک اجتماعی آنان بازتاب می‏یافت. در این مقاله نویسنده با صرف‏نظر از شاخه وشعبه‏های فرعی و با مقداری تسامح دو طیف را درگستره‏ی جریان عام تصوف ازیکدیگر تفکیک کرده است که با دو نوع جهان‏بینی وتلقی از خدا و انسان، عملکرد اجتماعی متفاوتی را عرضه داشته‏اند . آن‏گاه نشان داده است که رویکرد آنان به مقوله‏ی صلح چگونه از نوع تلقی آن‏ها از خدا وانسان متأثر بوده است.

دریافت مقاله

«گفتمان انقلابی در شعر معاصر ایران» موضوع بسیار گسترده‏ای است که تحلیل و بررسی مفصل آن مستلزم نوشتن کتابی دست‌کم چند صد صفحه‏ای است. در این مقاله، نویسنده کوشیده‏ است تا صرفاً با اتکا به نمونه‏های درخور توجه شعر معاصر ایران، برحسب گزینش زنده‏یاد محمد حقوقی در کتاب ارجمند شعر نو از آغاز تا امروز، به بررسی مختصر جریانی بپردازد که قوی‏ترین گرایش شعر مدرن ایران و اصولاً عامل پیدایش آن بوده است. گفتمان انقلابی در دو وجه ادبی و سیاسی آن بخش اعظم شاعران بزرگ ایران را در نیمه‌ی نخست قرن چهاردهم خورشیدی زیر سیطره‏ی خود گرفته بود و آن‏ها را از هرگونه نگرش مصالحه‏جویانه و آشتی‏خواهانه باز می‏داشت. در این مقاله، نمونه‏هایی از شعر نیما و سه تن از مهم‏ترین و مؤثرترین شاگردان و پیروان او را در عرصه‏ی شعر معاصر ایران از این حیث بررسی کرده‏ایم.

دریافت مقاله

داستان‌های ادب عامه از اهمیت زیادی در بازنمایی فرهنگ یک جامعه برخوردار است و در سال‌های اخیر، به دلیل اهمیت یافتن مطالعات فرهنگی و نقد فرهنگی این داستان‌ها از اهمیت بیشتری برخوردار شده‌اند. در این مقاله، نویسنده از زاویه‌ای نو، با در نظر داشتن دو مفهوم متعارض جنگ و صلح، به داستان‌های ادب عامه نگریسته و با شاخص قراردادن سه داستان یعنی سمک عیار، فیروزشاه‌نامه و به‌ویژه ابومسلم‌نامه، همت به بررسی مختصر این داستان‌ها گماشته است. در این بررسی جنبه‌هایی از فرهنگ عمومی و روانشناسی اجتماعی مردم ایران در زمان ظهور و تداول این داستان‌ها به نحوی تبیین شده است.

دریافت مقاله

فعالیت‏های مراقبتی زنان چه در قالب مادری و چه در شکل‏های دیگر اغلب مورد کم‏توجهی و حتی تحقیر قرار گرفته است. فمینیست‏ها با نگاهی موشکافانه به نقطه‏نظرها و تجربیات زنان در این زمینه، به اخلاق از نگاه زنان و تأثیر رویکرد اخلاقی آنان در همه‏ی حوزه‏های فردی، اجتماعی و سیاسی پرداخته‌اند. در این مقاله، نویسنده به رابطه‌ی آن جنبه از اخلاق زنانه که ویژگی تیمار و مراقبت دارد با صلح پرداخته است. آن‏گاه این موضوع را بررسی کرده است که اگر بپذیریم مراقبت و تیمار واجد یک زیست جمعی صلح‌آمیز است، چگونه زنان در ایران این فعالیت را به صورت جمعی و در سطحی گسترده به انجام رسانده‌اند؟

دریافت مقاله

افزایش مشکلات و آسیب‌های اجتماعی، به موازات افزایش جرایم و خشونت در ایران نشان از غیبت گرایشات صلح‌خواهانه و روابط ‌صلح‌آمیز در جامعه دارد. برای کاستن از چنین وضع هولناک و خطرناکی چه باید کرد؟ از چه روشی باید بهره گرفت و بر کدامین پایگاه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی باید تکیه کرد؟ در پاسخی نه چندان تفصیلی به این پرسش‌ها، نویسنده‌ی مقاله با فراهم‌آوردن آمارهای تکان‌دهنده‌ای از آسیب‌های اجتماعی و جرایمی که رخ می‌دهد، نه تنها تصویر روشنی از وضع موجود ارایه کرده، بلکه هم خود را بر یافتن راهی برای کاستن از این معضلات گذاشته است.

دریافت مقاله

سیاست هویت، هم به معنای تشخص بخشیدن به هویتی خاص از سوی دولت و هم به‏معنای تلاش هویت‌های غیرمسلط برای شناخته‏شدن، موضوع مورد بحث این مقاله است. نویسنده از منظر دموکراسی‌خواهی سیاست‌های پیش و پس از انقلاب دولت را در مورد سیاست هویت نقد کرده است و با تحلیل و تبیین این موضوع تلاش کرده است زمینه‌ای را برای گشودن راهی به سوی رشد همبستگی و دموکراسی بگشاید.

دریافت مقاله

آیا واقعیاتی که خود را به در روابط میان کشورها تحمیل می‌کند، همواره حکایت از سرشت جنگ‌طلب و متجاوز انسان، و ماهیت گسترش‏طلب دولت دارد و بنابراین، آیا جنگ میان کشورها به صورت‌های مختلف، تکراری بی‌پایان است؟ در این مقاله نویسنده با بهره‌گیری از رویکرد انتقادی و نظریه‌ی برساختگرایی در روابط بین‌الملل، بر آن است تا نشان دهد که هویت‌ها و منافع در رابطه‌ی میان کشورها ثابت نیستند و می‌توانند در اثر آگاهی تغییر کنند. همیچنین نویسنده با به‏کاربستن نظریه‌ی برساختگرایی، به دنبال راه‏حلی است برای زیست صلح‌آمیز ایران و دیگر کشورها در منطقه‌ی بحران‌آفرین خاور میانه.

دریافت مقاله

سیاستمدارانی هستند که در زندگی سیاسی بین پیروی از ندای وجدان و داشتن انسجام شخصیتی ارتباط وثیقی ایجاد می­کنند. این ارتباط به‏گونه‏ای است که کارگزار سیاسی می­تواند بدون توجه به عواقب کنش خویش با خود در صلح باشد؛ آرامشی درونی که از باوری نشأت گرفته است که کارگزار را وادار می­سازد تا در هر شرایطی صرفاً بر مبنای بایسته‌های اخلاقیش عمل نماید، بدون آن‏که شکست و یا پیروزیش را مدنظر قرار دهد. در این مقاله نویسنده عمل سیاسی دو رهبر سیاسی، گاندی و مصدق را در پرتو دو رویکرد فضیلت‌گرایی و تکلیف‌گرایی در فلسفه‌ی اخلاق بازنمایی کرده است.

دریافت مقاله

این مقاله بر آن است که دین در جامعه و در مقام تحقّق چهره‌های مختلفی به خود می‌گیرد که یکی از ارزشمندترین و مؤثرترین آن‏ها از نطر نویسنده چهره‌ی سبز است که با صلح هماهنگی دارد. در میان معانی مختلفی که از صلح می‌شود در این مقاله نویسنده تکیه‌ی خود را بر صلح ایجابی، و به طور مشخص عدم‏خشونت قرار داده است. از این روست که صلح در این نگرش دینی به معنای فقدان تنش و تضاد یا اجتناب از آن نیست بلکه برعکس، زیستن در درون تنش‌ها و درگیری‏ها و مقاومت در برابر اَشکال سلطه و تبعیض اجتماعی از طریق مقاومت غیرخشونت‏آمیز، رهایی‏بخش، و اعتلابخش است. صلح محصول شکلی از اَشکال مقاومت در برابر اَشکال سلطه و ستم است که بر روش عدم‏خشونت و عدم‏استفاده از زور بنیاد نهاده می‌شود و از طریق خودسازی مداوم برای آگنده‏شدن از عشق و شفقت به هستی و تمامی مظاهر آن و از جمله شفقت به خلق حفاظت می‌گردد. در همین حال نویسنده دین سبز را ملاکی برای نقد دین قرار داده است. نویسنده سه مظهر دین سبز در دنیای معاصر از سه سنت دینی متفاوت ـ هندوئیسم، مسیحیت و اسلام ـ برگزیده و معرّفی کرده است. او نشان داده داده است که هر یک از این شخصیت‏های برجسته و تأثیرگذار دینی چگونه جنبش‏هایی اجتماعی و سیاسی را رهبری کرده‏اند و چگونه اَشکالی از مقاومت غیرخشونت‏بار را در برابر ستم‏گری‏ها و سلطه‏طلبی‏ها و تبعیض‏های اعمال‏شده توسط قطب‏های قدرت در جامعه‏شان پی‌گرفته‌اند و از چه طریق به رهایی و اعتلای اجتماعی، معنوی و اخلاقی مردم جامعه‏شان کمک رسانده‌اند.

دریافت مقاله

با درنظرداشتن این واقعیت که خشونت بزرگترین مانع توسعه شناسایی شده و صلح (به ویژه صلح پایدار) آثار جدی و بسیار تعیین‌کننده در حیات واقعی و زندگی روزمره‏ی انسان‌ها دارد، در این مقاله نویسنده با نگاهی ویژه به ایفای نقش تأمین اجتماعی در مناسبات عادلانه‌ی جامعه پرداخته است. پرسش مهمی که مورد بحث قرار گرفته است آن است که آیا می‌توان برای تامین اجتماعی کارکردی صلح‌بنیان قایل شد. این پرسش نیز برای نویسنده مطرح است که وجود نظام‌های تامین اجتماعی چه تأثیری بر رفتارهای پرخاشگرانه و خشونت‏آمیز حاصل از ناامنی‌هایی در مواردی چون سلامت، شغل، و یا دوره‌ی بازنشستگی در جامعه‌ی ایران داشته است.

دریافت مقاله

… در قلمرو صلح ایجابی موضوعات و مباحث مهم و پردامنه‌ای، مرتبط با ترسیم دوگانه‌ای وسیع و کلی مطرح می‌شود. این دوگانه از این پرسش ناشی می‌شود که آیا صلح ماهیتی مطلق، حداکثری، عام و همه‌جایی و همه زمانی و جهانی دارد، یا این که ماهیتش اقتضایی، نسبی، حداقلی، خاص، مصلحتی و واقع‌اندیشانه و عمل‌گرایانه است.

آن چه از صلح‌خواهی مطلق و تمام می‌توان درک کرد طرد و نپذیرفتن خشونت و جنگ به نحو حداکثری و کلی است. صلح‌خواهی مطلق مبتنی بر اصولی اخلاقی است که برای آن تغییرناپذیری و جاودانگی قایل است و نسبت به آن اعتقاد مطلق دارد و هیچ استثنایی را درمورد آن نمی‏پذیرد.

صلح غیرمطلق را می‌توان صلح اقتضایی نامید. اگر صلح‌خواهی مطلق در طرد جنگ و خشونت هیچ استثنایی را نمی‌پذیرد، آن چه از صلح‌خواهی اقتضایی فهمیده می‌شود آن است که نسبت به تعمیم صلح‌خواهی به همه‌ی افراد، و یا نفی و طرد هر نوع جنگ و خشونت، نگاهی تغییرناپذیر و همیشگی ندارد و با در نظر گرفتن شرایط و موقعیت‌ها به این مسایل می‌پردازد.

در مقالاتی که هر یک از دانشوران در این این شماره از نشریه نوشته‌اند بخش یا بخش‌هایی از این نگاه کلی که در باره‌ی مفهوم صلح مطرح شد، دیده می‌شود، گرچه هر کدام در زمینه‌های مختلف مطالعاتی از زوایای ویژه‌ای به مساله‌ی صلح پرداخته‌اند. …