درباره alped

این نویسنده هنوز جزئیاتی وارد نکرده است.
alped تاکنون 6 مطلب را ایجاد کرده است.

شماره‌های ۷ و ۸، بهار و تابستان ۱۳۹۸

رهایی و تراژدی

دریافت مجله

شوریدگی دختری که بسیار زودتر از حد تصور ناچار شد بارِ یک زندگی را بر دوش بکشد و با به بند کشیدن خود یک زندگی را سامان دهد؛ «نام»ی که با تراژدی او زاده شد تا به نامی نیاکانی بدل شود و به رغم ابدیت، جاودانگی را برایش به ارمغان بیاورد و سرانجام، «آزادی» و «آزادگی» تنها از خلال رهایی یافتن از زبان برای فرورفتن در تخیل ادبی، با تبدیل کردن زندگی خود به یک داستان، به یک روایت، ممکن شد.

دریافت مقاله

آرنت بین آزادی و رهایی تفاوت قائل است، از نظر او رهایی و آزادی یكی نیستند و رهایی ممكن است شرط آزادی باشد ولی بی‌هیچ رو خود به خود به آن نمی‌انجامد. رهایی امری درونی‌تر است و آزادی سیاسی‌تر. به هر روی بعید است گروهی اجتماعی یا مردمی بدون دستیابی به رهایی، آزاد شوند. شاید همین است که تاکید بر آزادگیِ شخصی و رهایی در ادبیات فارسی چنین دارای سابقه است. زنان هم در این مورد استثنا نیستند. گرچه بیشتر آنچه فمنیسم ایرانی سعی در دستیابی به آن دارد در چارچوب «آزادی» قابل تقسیم‌بندی است، اما از منظری ژرفانگرتر، بعید است زن ایرانی بی رهایی، رهایی از وضعیت، رهایی از ساختار حاکمیتی و رهایی از قیدهایی که مدرنیته و سنتی مخدوش برایش ایجاد کرده‌اند به آزادی دست یابد. نگارنده این سطور هم روزگاری، وقتی شغل و جایگاهی در ایران داشت تصویر دقیقی از رهایی نداشته است، رهایی برای او نیز آن زمان به وقوع می پیوندد که تعلقی نیست یا حتی دیگر امکان تعلقی محقق نیست. آن سوی این دیوار، دیواری که عرف و زن بودگی به مثابه چارچوب‌های مدون ایجاد کرده‌اند، می‌تواند رهایی باشد. رهایی‌ها که جمع شوند شاید…بتوانند به آزادی ختم شوند. دست کم صاحب این قلم چنین امیدی دارد.

دریافت مقاله

تاریخ را انسان می‌نویسد و سوژه‌ی کانونی آن هم انسان است. اما دیدگاه تاریخ‌نگاران زن این است که تاریخ را مرد می‌نویسد و سوژه‌ی آن هم مرد است. از این روست که تاریخ را دوباره می‌شود نوشت و حوادث را به گونه‌ای دیگر تفسیر کرد؛ آن چنان هستی تاریخی زنان نیز در این حوادث آشکار شود. تاریخ‌نگاری زنان، نقد آن تفکر سنتی است که زنان را در انقیاد جایگاهی فروتر از مردان قرار می‌دهد و تلاشی است برای رهایی زنان از این انقیاد و کشاندن آنان به متن تاریخ، ثبت فعالیت‌های آنان به عنوان کنشگر و بازیگر فعال تاریخ و نیز ثبت ذهنیت آنان در تاریخ است.

دریافت مقاله

زیست کارآفرینان ناب موجب همبستگی اجتماعی و همدلی جماعات انسانی است. گرچه کنش آنان در وهله‌ی اول آفرینش کاری نو، مبتنی بر نیازهای انسانی را برجسته می‌کند، اما استمرار و خودآگاهی نسبت این کنش، به تدریج تصویری از یک تغییر رادیکال در وضع موجود را وضوح می‌بخشد. آیا گسترش کارآفرینی ناب می‌تواند بدیلی برای وضع موجود بیافریند؟

دریافت مقاله

در دوران کودکی، بارها رویای عجیبی می‌دیدم. خواب می‌دیدم که دیوارهای خانه از چهار سو و سقف از بالای سرم، نزدیک و نزدیک‌تر می‌شدند و خانه آن‌قدر تنگ می‌شد که گویی درون گوری حبسم کرده‌اند. پلک‌‌هایم را بر هم می‌فشردم تا لحظه‌ای روشنای نوری را از پشت پلک‌های بسته‌ام حس می‌کردم؛ چشمانم را باز می‌کردم و خودم را در دشتی سرسبز می‌دیدم که با هر گام مانند غزال‌ها به پرواز در می‌آمدم و نسیم خنکی گونه‌هایم را نوازش می‌کرد و به هر سو که می‌خواستم می‌دویدم. آن تنگنا و آن رهایی چند سالی با من بود و این رویای پرتکرار، تا سال‌های آشنایی‌ام با فلسفه‌ی رهایی ادامه یافت. فلسفه‌ی رهایی، با آن رویاهای کودکی درآمیخت. آنچه نیچه اَبَرانسانِ «رهاشده از ترس و دست‌یافته به آزادی راستین» می‌نامید، شاید هرگز تحقق نیابد. اما من رویای رهایی را نه برای امکان تحقق‌اش، بلکه برای زیبایی‌اش دوست ‌دارم و سال‌هاست که با این رویا زندگی می‌کنم. سال‌ها با خود می‌گفتم که رهایی، فطرت بشری است. اما امروز، حتی در پی اثبات دینی و غیردینی‌اش نیستم؛ بلکه همچون «باب راس»، معلم نقاشی محبوب من، تابلویی را ترسیم می‌کنم که فرجامین تصویرش را نیز نمی‌دانم که چیست. رویکرد ما به رهایی، می‌تواند از جنس شادی هنرمندانه باشد، از جنس لذت هم‌نشینی آواها بر دفتر نت‌های ولفگانگ موتسارت و لودویگ فان بتهوون یا باهم‌آیی کلمات در ترانه‌های خراسانی ابراهیم شریف‌زاده. با واکاوی متونی که برخی برای نخستین بار از زبان آرامی به فارسی ترجمه شده‌اند، می‌توان نشان داد که این رویا، رویایی دیرین است، شاید به درازنای تاریخ اندیشه‌ی بشر.

دریافت مقاله

با آغاز دوره‌ی روشنگری، رهایی سوژه توجه بسیاری از فیلسوفان و نظریه‌پردازان اجتماعی و سیاسی را به خود جلب کرد. در انتهای سده‌ی بیستم میلادی که مدرن‌های متاخر و پسامدرن‌ها از طریق بازنگری در ریشه‌های فکری عصر روشنگری و پیامدهای عملی آن، رهایی را در فرایند پیچ و خم‌های پروژه‌ی مدرنیته با چالش‌هایی جدی مواجه دیدند. آیا طریقی به جز آن چه غرب پیمود وجود دارد تا انسان از سلطه و سرکوب رها شود؟

دریافت مقاله

هیچ جامعه‌ای وجود ندارد که کم یا بیش تنی زخمی از فقر، بی‌عدالتی، فقدان آزادی و فساد و بی‌حرمتی و طرد نداشته باشد. تحمل طاقت فرسای این وضعیت اگر به درازا بیانجامد و افقی گشوده نشود، هر جامعه‌ای در معرض این خطر خواهد بود که برای رهایی از مصائب فراوانش، دست به انتحار بزند، یا لخت و ناامید و فرورفته در خود، ایام را به امید فرارسیدن مرگ تحمل کند. تداوم بی‌سرانجام معضلات جامعه، مردم را به آرزوی تلخ مرگ جامعه می‌کشاند. مرگی که به تدریج در نتیجه گسیختگی‌های اجتماعی و اخلاقی و تنازعات درونی از راه برسد یا اسکندری به جای نادر، یکباره آن را به پایان برد. رانه مرگ در همین صور، با حیات اجتماعی بشر همراه بوده است. اما جوامع اگر به زندگی ادامه می‌دهند، به این معناست که به رغم معضلات جامعه، رانه مرگ غلبه ندارد. جامعه همزمان سرشار از رانه زندگی نیز هست. رانه زندگی با دو چهره، به زندگی اجتماعی امکان تداوم می‌بخشد: نخست از طریق بی‌اعتنایی به زخم‌های خونین موجود و بحران‌های پیش رو، دوم از طریق خلق و تولید امید به رهایی. عشق به آینده و باور به شرابی که شاید هنوز در رگ تاک باقی مانده باشد.

دریافت مقاله

«رهایی دیزونانس» اصطلاحی که نخستین بار آرنولد شوئبرگ به کار برد، مدت‌ها ذهن مرا به این پرسش مشغول کرده بود که؛ آیا می‌توان مفهومی مشابه را در تحولات معاصر موسیقی ایرانی جست یا حتی اگر فعلا محقق نیست، تخیل کرد؟ تامل برای یافتن پاسخ این پرسش هر بار به دلیلی عقب افتاد تا امروز که عاقبت به مناسبت موضوع این شماره‌ی پویه فرصتی مغتنم برای پرداختن مقدماتی به آن به دست آمد. اما پیش از رفتن به سر پرسش اصلی ناگزیر باید حالت‌های دیگر ارتباط دو کلمه‌ی موسیقی و رهایی را بکاویم و بدانیم این مقاله به کدام‌ها نمی‌پردازد و چرا.

دریافت مقاله

موضوع “زنان” تبدیل شده است به یک مسئله، یک امر اجتماعی و از این جهت مهم است. زنان، نیمه‌ی نادیده‌ی تاریخ مذکر که امروز مطالبه‌گر شده‌اند، محرومان ِاز قدرت و منابع که اینک با هیئت آبرومندانه و جدیدِ مطالبه جویان و سهم‌طلبان در قلمرو عمومی حضور یافته‌اند، جهت تغییر شرایط اجتماعی خود و اثرگذاری در ساختارهای جامعه به منافع خود پرداخته‌اند، روایت خود را گفته‌اند؛ خود را در تاریخ جا داده‌اند و خواهان حضور در متن اخبار و جامعه در آینده تاریخ شده‌اند.

این نوشتار به بررسی و افشای اَشکال غیبت‌یافته «سلطه» در جامعه نسبت به زنان از خلال توجه به مفهوم سلطه در معنای مشروعیت در اندیشه شریعتی و بوردیو می‌پردازد و درصدد است سلطه را در مفهوم بوردیویی آن (مشروع نشان دادن) در دیدگاه شریعتی بررسی کند و موقعیت فرودست زنان را نه تنها به علت ظلم مستقیم مردان یا نابرابری‌های قانونی و …، که به دلیل نقش مهم و مغفول مانده‌ی «همدستی زن» در «درونی کردن»،«سود»هایی که به عنوان «ارزش» در جامعه پذیری زنان نقش داشته است، روشن سازد. بی تردید، تمامی مباحثی که درباره سلطه صورت می‌گیرد نه برای به رسمیت شناختن آن، بل تلاشی است در جهت کنار زدن پرده از ریشه مشکلات درجهت نفی و آشکار کردن شرارت‌های پنهانی آن در مشی «آگاهی بخشی– رهایی بخشی» متفکران این اندیشه (شریعتی و بوردیو).

پیر بوردیو بر آن بود که هدف تحقیقات اجتماعی، قادر ساختن مردمان برای درک بهتر عمل خودشان و فهم کنش دیگران است. لذا هدف انجام پژوهش به مثابه یک روند توانمندسازی ازطریق خود آگاهی است. چه، به گفته‌ی شریعتی: آگاه بودن نسبت به اسارت، خودش عاملی در جهت نجات است.

دریافت مقاله

میل به تغییر، نقش مهمی در هویت ظاهری زنان ایفا می‌کند. در این میل به تغییر، دیدگاه عاملان و شناخت راهبردها در مواجهه با پدیده زیبایی‌خواهی قابل تامل است. در این‌جا، عواملی مهم چون دل‌زدگی رومزه زنان از نقش‌ها و هویت‌ها، فشارهای جامعه و اطرافیان، تقابل سنت و مدرنتیه و فضای رقابتی ارائه یک هویت مورد پذیرش از سوی زنان برای رهیدن از پیله فشارهای جامعه و اطرافیان، تاثیر زیادی دارند.

با در نظر داشتن مبحث مدرنیته و تسلط ارزش‌های آن در جوامع مدرن که مسئله هویت را در این جوامع اهمیت می‌بخشد، در این نوشتار سخن از تولید و بازتولید هویت‌هایی ا‌ست که بر اثر فشارهای ناشی از جامعه به زنان وارد می‌شود و به شکل برجستگی هویت‌های ظاهری و همین‌طور رهایی زنان از هویت‌های نادلخواه شکل می‌یابد.

بازنمایی هویت‌هایی که به مدد جراحی‌های زیبایی در زنان در حال تولید، تغییر و گاه ترمیم است‌، بحث ارزش‌ها و چگونگی تحرک‌ها و جابه‌جایی‌های اجتماعی را برهم می‌زند‌. باز تولید این هویت‌ها و رهایی از هویت‌های پیش‌ساخته نادلخواه چنان در همه طبقات اجتماعی هم‌رنگ و هم‌سنگ است که گویی متعلق به طبقه خاصی نیست.

زمانی که فردگرایی به میدان می‌آید، ارائه هویت‌های ظاهری و کلیت هویت‌ها بر اساس ملاک‌هایی ‌چون شبکه خانواده ‌،گروه‌های خویشاوندی و پایگاه تحصیلی رنگ می‌بازد چرا که ملاک هویت، ‌ظاهری است و ابزار آن هم مهیاست. ‌چه چیزی جذاب‌تر و مهم‌تر از ویتریتن‌های خوش‌رنگ و خوش‌فرم پزشکان قسم خورده­ی زیبایی و همین‌طور توصیه‌های پزشکی ایشان برای رهایی زنان از هویت‌های نادلخواه در جامعه.

دریافت مقاله

این نوشتار روایت کاریکاتورهای نشریه توفیق طی سال­های انتشار آن (۱۳۰۰ تا ۱۳۵۰) است. پنجاه سال پر ماجرا که در آغاز، مشروطه نوپا را نوعی اقتدارگرایی فردی به حاشیه راند و تا سال­ها آزاد­ی­های اجتماعی و سیاسی کاهش یافت. با خروج رضاشاه از ایران نظام سیاسی کشور به نوعی از آزادی همراه با هرج و مرج دست یافت. وطن هنوز از جرعه‌های آزادی سیراب نشده بود که کودتایی(۲۸مرداد ۱۳۳۲) آزادی سیاسی را برای سال­های دیگر به محاق برد. البته در این سال­ها، آزادی افراد برای انتخاب نوعی سبک زندگی­ متفاوت از جامعه سنتی آن ایام پذیرفته و حتی تشویق می‌شود.

در این دوران معادل­های استعاری فراوانی چون «مام میهن»، «سرزمین مادری»، «ایران خانم» برای اشاره به مفهوم وطن رواج داشت. واژگانی که به طور استعاری برای اهمیت وطن این دلیل را اقامه می­کنند که برای حفظ زنی که به ما تعلق دارد، [وطن] باید جان داد. روایت نشریه توفیق از وطن زنی است که باید رها شود. این رهایی از از استبداد و استعمار و گاه از معضلات و مشکلات اقتصادی است.

دریافت مقاله

فرد و جامعه، همواره در شرایط ویژه‌ای از سلطه و سرکوب چهره‌ای از تاریخ را نمایان می‌کنند. چهره‌ی دیگر این تاریخ تلاش و مبارزه‌ی همیشگی تحت سلطه‌گان و سرکوب‌شدگان برای رهایی است. این تلاش فردی و اجتماعی همواره با شرایط عینی جوامع و روان انسانی افراد درمی‌آمیزد. به همین دلیل، رهایی با مفاهیمی چون عدالت و برابری، شناسایی و ارج‌گذاری، آزادی و آزادگی پیوند می‌خورد و این‌گونه رهایی ساحتی فلسفی می‌یابد و دلمشغولی بسیاری از فیلسوفان و نظریه‌پردازان سیاسی و اجتماعی می‌شود.

دریافت مقاله

جمله ای که عنوان این نوشته شده است، نقل قولی است از میشل دو مُنتِنی در باره اینکه چرا او اتین دو لابوئسی را دوست داشته است.این مقاله از طریق ساخت‌گشایی این نقل قول و برجسته ساختن عناصر و مولفه های اصلی آن، بحث خود را در دو قسمت به هم پیوسته به سامان می‌رساند. در قسمت اول رهایی را به ترتیبی که خواهد آمد، در دوستی پی‌می‌گیرد و در قسمت دوم از طریق نگاهی به وجوه اصلی زندگی پوران شریعت رضوی ، درس‌هایی از زندگی او بر می‌کشد. درس هایی که، به آسانی و بدون تلاش برای تحریف داده‌ها، با درس دوستی و آئین رهایی همساز شده‌اند.

دریافت مقاله

مضمون رهایی برای ایرانیان آشناست و این آشنایی در طول تاریخی طولانی به وجود آمده است. اگر سرکوب و سلطه برانگیزاننده‌ی رهایی است، تاریخ ایران مشحون است از تلاش برای رهایی. چنین تلاشی که عمدتا برای رهایی از ظلم و بی‌عدالتی، نابرابری و برده‌انگاری بوده است، فرازهای تاریخ پر پیچ و خم ایران را برساخته است.

آرمان و اندیشه‌ی رهایی وجودی دیرین دارد و می‌توان مدعی شد که یکی از مهم‌ترین محرک‌های تحول در مسیر تاریخ بشری است. هر کجا و هر هنگام که انسان از وضعیت سلطه و سرکوب آگاهی یافته است، آرمان و اندیشه‌ی رهایی نیز آشکار شده است. گویی چیزی در درون انسان وجود دارد که باید رها شود؛ چیزی که باید با کنشی رهایی‌بخش همراه شود.کنش رهایی‌بخش، چیزی را آزاد می‌کند، که هم‌چون یک هویت در حال شدن یا استعدادی در حال تحقق، موجودیت داشته است، اما نیروهای سلطه‌جو و سرکوب‌گر از تکامل و توسعه‌ی آزاد آن جلوگیری می‌کنند. به این معنا می‌توان گفت که رهایی بدون سرکوب معنا ندارد. از آنجا که میان وضعیت رهایی و نظم مستقر جامعه یک شکاف کامل وجود دارد، رهایی یک کنش رادیکال را می‌طلبد. البته این کنش لزوما خشونت‌بار نیست، بلکه مستلزم گام نهادن در سویه‌ای کاملا متفاوت با وضع موجود جامعه است.

از جمله مباحثی که در سده‌ی بیستم میلادی با مفهوم رهایی پیوند خورد و گسترشی جهانی یافت رهایی جوامع مستعمره از طریق استقلال از حاکمیت استعماری، رهایی زنان از سلطه‌ی مردان و رهایی کارگران از سرکوب استثمار بوده است. معمولا گفته می‌شود که سرکوب زنان جنبه‌ای مضاعف دارد، چون زنان، علاوه بر تحمل فشارهای یک جامعه‌ی مردانه، به لحاظ طبقاتی، و سیاسی نیز در معرض انواع سرکوب‌هایی قرار دارند که مردان نیز دچار آن هستند. در حال حاضر، بحث رهایی زنان از سرکوب مردان و سلطه‌ی گفتمان مردانه از جمله مهم‌ترین تلاش‌ رهایی‌بخش مستمر و مدرن در جامعه‌ی ایرانی است. از آنجا که این شماره از نشریه پویه به خانم پوران شریعت رضوی تقدیم شده است، دانشورانی که تهیه‌ی این مقالات را به عهده گرفتند، بر روی موضوع رهایی زنان در ایران تمرکز بیشتری کرده‌اند.

دریافت مقاله

شماره‌های ۷ و ۸، بهار و تابستان ۱۳۹۸۱۳۹۸-۵-۲۸ ۲۲:۰۶:۳۱ +۰۰:۰۰

شماره ۵ و ۶، پاییز و زمستان ۱۳۹۷

گفت‌و‌گو
و احیای سیاست در ایران

دریافت مجله

روز جمعه، ۲۳ شهریور، به دیدار محمدرضا شفیعی کدکنی رفتیم. خانه انباشته از کتاب و شاگردان استاد بود. میهمانان یکی پس از دیگری می‌رسیدند؛ برخی ناچار خداحافظی می‌کردند. استاد با ورود هر میهمان از جای برمی‌خاست و خود پذیرایی می‌کرد. سخنانش با هر گروه در زمینه‌ای متفاوت بود و پرسش‌ها متفاوت‌تر. عبارات کتاب‌ها و مقاله‌ها را از حافظه نقل می‌کرد و گاهی کتابی را از انبوه کتاب‌هایش بیرون می‌کشید و بی‌درنگ صفحه‌‌ای را می‌گشود و گاهی نیز خاطره‌ای را از سال‌ها قبل با جزئیات نقل می‌کرد.

پیش‌تر چند بار از او، در باره‌ی نسبت دموکراسی و عرفان پرسیده بودیم و این‌بار بحث در باره‌ی «گفت‌وگو به مثابه امری اجتماعی» و نسبت آن با عرفان را پیش کشیدیم. سخن از هنر و میراث فرهنگی ایران به میان آمد. قرار نبود مصاحبه کنیم. بنابراین، آن‌چه گزارش شده، حاصل بحث‌ها و پرسش‌هایی فی‌البداهه در مورد ایده‌ای است که حاوی نکاتی بسیار مهم و قابل تامل برای اندیشمندان و روشنفکران ایرانی است.

دریافت مقاله

«خدایا! به من قلبی عطا کن که گوش می‌سپارد»

عهد عتیق، کتاب سالومون-شاهان

اهمیت یافتن گفت‌وگو از سر چیست؟ این «من» است که سر برآورده یا آن «دیگری» است که شأنی یافته؟ این”منِ» بازی‌خورده یک «ما»ی یک‌پارچه و تک‌صداست که دیگر به حرف آمده یا «دیگری»‌ای که جهنم بود و تهدید محسوب می‌شد و اکنون بدل شده است به فرصت؟ شاید هم این طریقه کشف حقیقت است که از قطعیت افتاده و نیازمند اجماع عمومی و گرویدن همگانی است؛ دیگر نمی‌شود پشت آن سنگر گرفت و شلیک کرد.

دریافت مقاله

در تاریخ معاصر ما گفت‌وگو آن‌گونه که فلاسفه سیاسی غربی مطرح کرده‌اند چندان بروز و ظهور نداشته و به‌عنوان راه‌کاری جدی در معادلات سیاسی قدرت مطرح نبوده است. نه‌تنها حاکمیت و احزاب تمایل چندانی به حمایت از گفت‌وگو در سپهر عمومی نداشته‌اند و حتی مانع آن شده‌اند، بلکه خود نیروهای مدنی هم جز در موارد خاص تاریخی و به تعبیری فرصت‌های ساختاری سیاسی قادر به پیشبرد گفت‌وگو و رسیدن به اجماع نظر نشده‌اند. در سال‌های اخیر هم تقویت سیاست هویت در سطح جامعه و نیز تغییر و تحول در سیاست دانش تأثیر منفی بر امکان گفت‌وگو داشته و تحقق گفت‌وگو را دشوارتر از قبل کرده است. در چنین شرایطی نیروهای مدنی طرفدار گفت‌وگو هم باید به پرسش‌های مطرح درباره چگونگی اجرای گفت‌وگو جواب دهند و هم این‌که ائتلاف حاکم را ندیده نگیرند. زیرا حاکمیت می‌تواند هزینه گفت‌وگو را بیش از حد افزایش داده، میل به مشارکت در گفت‌وگو را کاهش دهد. از این منظر انتخابات می‌تواند فصل مشترک گفت‌وگوگران سپهر عمومی از یک طرف و حاکمیت از طرف دیگر باشد. رواج و گسترش شبکه‌های اجتماعی مجازی فرصتی برای بازنگری در اهمیت گفت‌وگو در سیاست فراهم کرده است.

دریافت مقاله

انقلاب ایران با دو ویژگی، که گویی قراری است نانوشته میان افراد یک جامعه‌ی انقلابی، پا به عرصه‌ی وجود  گذاشت: یک ویژگی آن بود که در خارج رو به سوی مبارزه با سرمایه‌داری جهانی داشت و ویژگی دیگر آن بود که در داخل در اندیشه‌ی احیای دوران طلایی گذشته بود. این انقلاب مسیری پرپیچ وخم را طی کرد و در طول چهار دهه جامعه‌ی پساانقلابی به نحوی فزایده از آن دو ویژگی فاصله گرفت، اما از آن جدا نشد. همچنان این دو ویژگی حضور دارد و در کنار عناصر نافی خود وضعیتی بغرنج را به وجود آورده است. در این وضعیت جامعه به قرار تازه‌ای نیاز دارد.

دریافت مقاله

اگر بپذیریم جامعه‌ی ایرانی به لحاظ فرهنگی متنوع است، آن‌گاه سیاست‌های دولت در چه جهتی باید تدوین شود تا همبسگی در سطح ملی پایدار بماند؟ یکسان‌سازی از بالا در جهت تفوق بخشیدن به فرهنگ و الگوی زیستی خاصی در واقع الگوهای زیستی دیگر را طرد خواهد کرد و حس تعلق به دولت-ملت را در میان فرهنگ‌های طرد شده کاهش می‌دهد و  در نتیجه جامعه‌ی ایرانی دستخوش واگرایی و گاه تعارض می‌شود. در حالی‌که هنجار مورد پذیرش همگان آن است که همه‌ی افراد و گروه‌ها و اقوام جامعه باید در دایره‌ی یک دولت ملی قرار گیرند. با این توجه، چگونه می‌شود از سیاست طرد فاصله گرفت و به سیاست شمول نزدیک شد؟

دریافت مقاله

دموکراسی بیش از این که تکنیکی سیاسی و شیوه‌ای از حکمروایی و تدبیر دولت‌ها باشد، سبکی از زندگی نیز هست. پس جای دارد ظرفیت‌های معرفتی و اکتشافی آن توسعه پیدا بکند و محدودیت‌هایش رفع شود. دست‌کم یک کاستی در رویه‌های مرسوم و متعارف دموکراسی هست و آن این است که «می شماریم و هر کدام بیشتر بود، همان را انتخاب می‌کنیم»! این رویه، بدون ارتباط و مفاهمه و گفت‌وگو لزوما نمی‌تواند اختلافات اجتماعی را به نحو پایدار برطرف بکند. کار شمارش تمام می‌شود، اما چه‌بسا قهر و بیگانگی‌های آشکار و پنهان هم‌چنان باقی مانده‌اند و پایداری و همبستگی بشری و زندگی صلح‌آمیز انسانی دست نیافتنی است.

دریافت مقاله

پیش از انقلاب، در هنرهای تجسمی گرایشاتی چون هنر سقاخانه، نقاشی سنت‌گرا و نگارگری ژانر منظره و پرتره و طبیعت، هنر  مدرن شامل هنر انتزاعی تا هنر فیگوراتیو، و هنر چپ‌گرا منادی هنرمتعهد، گفت‌وگویی را در سپهر عمومی هنر ایران به راه اندازخته بودند؛ در این میان، گفتمانی که غلبه داشت هنر مدرن بود. در پی انقلاب هنر متعهد با گسترش هنر اعتراض گفتمان غالب شد و با تحکیم نظام اسلامی و آغاز جنگ این گفتمان رنگ و بوی اسلامی پیدا کرد. اما طی چند دهه، فرایند گفت‌وگو از طریق کتاب‌ها و نشریات کلاس‌ها و محافل، گفتمان نقاشان انقلاب که گفتمانی غالب بود و دیگر گفت‌مان‌ها را به حاشیه رانده بود، خود به حاشیه رفت و گفتمان دیگری غلبه یافت.

دریافت مقاله

موسیقی این‌گونه شهرت یافته است که مرزی نمی‌شناسد و فراتر از مرزهای ملی و فرهنگی و تمدنی، ظرفیت پذیرفته شدن و مورد تفسیر قرار گرفتن از طرف «دیگری» را دارد. آن‌گاه که اثری آفریده می‌شود و این اثر را مخاطبانی دریافت می‌کنند، آیا چنین فعل و انفعالی را می‌شود به صورتی عامیانه گفت‌وگو نامید؟ یا در سطحی فلسفی، آیا به مدد مفهومی که گادامر «درآمیزی افق‌ها» می‌نامد، می‌شود آن را توضیح داد و بر این اساس، نام گفت‌وگو برآن نهاد؟ اما پیش از آن باید پرسید که موسیقی چه نوع گفت‌وگویی را میسر می‌کند و چه افق‌هایی را بر گفت‌وگو می‌گشاید؟

دریافت مقاله

اگر گفت‌وگویی در مقیاس جهانی بخواهد صورت گیرد چگونه گفت‌وگویی است؟ چنین گفت‌وگویی می‌شود تحت نام‌هایی چون گفت‌وگوی تمدن‌ها، شرق و غرب یا جهان استعمارگر و جهان استعمارزده، طرح شود، اما آیا چنین گفت‌وگویی ممکن است یا ممتنع؟ چگونه می‌شود امکانی برای آن گشود.

دیتر میسگلد، از شاگردان هانس گئورگ گادامر، فیلسوف آلمانی، در باره‌ی چنین گفت‌وگویی، با هدف ایجاد شرایطی که این گفت‌وگو را ممکن کند، دیدگاهی دارد که بر به «رسمیت شناختن شدن» و «در جایگاه برابر قرار گرفتن» طرف مقابل یا «دیگری» استوار است.

دریافت مقاله

گفتگو به معنای هابرماسی آن روندی ارتباطی برای رسیدن به اجماع در یک جامعه یا همبود است. لازمه‌ی این گفتگو هنجارهای گفتگو از جمله برابری در دسترسی به گفتگو، تاثیرناپذیری گفتگو از مرتبه شرکت‌کنندگان در گفتگو و پرهیز از فریب، پنهان‌کاری و عمل استراتژیک در گفتگو است. رعایت این هنجارها در جامعه داخلی به خاطر هنجارمند بودن آن ممکن است اما در سیاست بین‌الملل که بر اساس نظریه‌های مسلط روابط بین‌الملل از جمله رئالیسم سیاسی، آنارشیک و سلسله مراتبی است و قدرت و منافع ارزش‌های آن هستند، آیا ناممکن است؟

دریافت مقاله

اولین کسی که به جای پرتاب نیزه، ناسزا گفت، بنای تمدن را نهاد

زیگموند فروید

موضوع ارتباط بین افراد و تنظیم روابط بین‌فردی از مهم‌ترین چالش‌های زندگی انسان‌های امروزین است. این امر نه‌تنها در زندگی فردی اهمیت بسزایی دارد، بلکه در ارتباطات اجتماعی، حرفه‌ای و سیاسی هم مؤثر است. بسیاری از تنش‌ها و مشکلات اجتماعی به دلیل سوءتفاهم در روابط بین فردی ایجاد شده، تداوم یافته و منجر به مشکلات ارتباطی شده است.

از همین رو در این نوشتار بیشتر به موضوع تأثیر ابراز کلامی هیجانات و نقش گفتگوی درون‌ذهنی و بین فردی در بهبود حس درونی افراد، تقویت و تسهیل ارتباطات بین فردی و هم‌افزایی و بهره‌وری در زندگی اجتماعی پرداخته می‌شود، گرچه تأثیرات سیاسی اجتماعی این امر مهم و قابل بسط است، اما در این‌جا مورد تأمل قرار نگرفته است.

دریافت مقاله

اگر بپذیریم که گفت‌گو جزئی از سبک زندگی و فرهنگ یک جامعه است، سهم گفت‌وگو در برابر سهم سخنرانی و نوشتن و تک‌گویی‌ها در فرهنگ و تاریخ جامعه‌ی ایرانی چقدر است؟ آیا گفت‌وگو همان بحث و مجادله است و آیا اساسا “‌گفت‌وگو” در جامعه‌ی ایرانی خوب فهمیده شده است؟

حال اگر به تعريف درست و دقيقي از گفت‌وگو دست يابيم، و با مروری بر تاریخ مکتوب و فرهنگ شفاهی ایران اگر تشخيص دهيم سهم گفت‌وگو در ارتباطات اجتماعي در ايران اندک است، آنگاه چه باید کرد؟

دریافت مقاله

ایرانیان زیادی به خارج از ایران مهاجرت کردند. خواست اغلب مهاجران در تعامل خود با جامعه‌ی میزبان از نوع سازگاری است. اما در صحنه‌ی عمل این سازگاری به سادگی حاصل نمی‌شود. غریبه بودن و دیگری محسوب شدن انسان مهاجر معمولا چالش‌هایی را هم برای خود مهاجر و هم برای کشور میزبان یجاد می‌کند. در این مواجهه، عمدتا ترس‌ها، اضطرابات، عدم قطعیت‌ها و هیجانات، در انسان مهاجر بیش از میزبان برانگیخته می‌شود. اما این مواجهه روی دیگری هم دارد: انسان مهاجر این امکان را می‌یابد تا نسبت به هویت غیرمنعطف خویش آگاه شود و تلاش کند هستی خود را به روی هستی‌های ناشناس دیگر بگشاید.

دریافت مقاله

چندی پیش در یکی از پژوهشکده‌های اقتصادی پایتخت جلسه‌ای به‌منظور نقد افکار و نوشته‌های یکی از اقتصاددانان مطرح کشور برگزار شد که در آن یکی ازمنتقدان این پرسش را طرح کرد: چرا در اغلب نوشته‌های اقتصاد دانان مقوله آزادی و دموکراسی مغفول ماند؟ این پرسش هرچند در خور توجه به‌نظر می‌رسد، ولی باید این‌گونه مطرح شود: چرا جریان غالب در اقتصاد به مقوله آزادی و دموکراسی کم اعتناست؟ نیز باید پرسیده شود: چه رابطه متقابلی بین دموکراسی و آزاداندیشی و نظام اقتصادی حاکم بر جامعه وجود دارد؟ آیا مفهوم دموکراسی همان انتخابات هر چهار سال یک‌بار است که مردم به قوه مجریه و مقننه تفویض اختیار می‌کنند و تصمیمات مهمی مانند اصلاحات اصول مهم قانون اساسی، قانون کار، وتکانه و چرخش ۱۸۰ درجه‌ای را در سیاست‌های اقتصادی به عهده آنها می‌گذارند؟ بی‌تردید بدون درک درستی از چرایی تنیدگی دموکراسی سیاسی و دموکراسی اقتصادی هر پاسخی که به سوالات مطرح شده ارائه شود ناقص خواهد بود. بنابر این برای رسیدن به این درک، بحث اصلی این مقاله به دموکراسی سیاسی و اقتصاد دموکراسی، یا «حکم‌رانی با گفت‌وگو» اختصاص می‌یابد.

دریافت مقاله

مسئولیت روشنفکر چیست؟ جایگاه روشنفکران در حوزه عمومی کجاست؟ آیا ساخت‌های اجتماعی موجود، پیش‌شرط‌های گفت‌وگو را فراهم می‌کند؟ در شرایط کنونی آیا امکان گفت‌وگو میان روشنفکران وجود دارد؟ آیا روشنفکران در بازتولید حوزه عمومی نقشی ایفا می‌کنند؟ روشنفکران تا چه حد توانسته‌اند در حوزه عمومی گفت‌وگو و شرایط گفت‌وگو را ایجاد کنند؟

با واگشایی این پرسش‌ها در قالب مرتبط‌ساختن دو مفهوم گفت‌وگو و حوزه‌ی عمومی در وضعیت کنونی ایران، امکانی برای دستیابی به پاسخ‌هایی فراهم می‌آید.

دریافت مقاله

دموکراسی به مثابه مدلی برای مدیریت جامعه، بر دو گونه است: تجمیعی (aggregative) و گفت‌وگویی (deliberative). دموکراسی تجمیعی بر اساس تجمیع منافع اکثریت از طریق رأی‌گیری و به لحاظ فلسفی بر اومانیسم فردگرا و اخلاق منفعت‌گرا استوار است و آنچه از ایالت متحده امریکا و کشورهای غربی تا کشورهایی همچون افغانستان و عراق تجربه شده، برهمین شالوده‌ی نظری استوار است. دموکراسی گفت‌وگویی، بر اساس اعتبار خرد جمعی و انتخاب از طریق گفت‌وگو در سپهر عمومی استوار است که نخستین بار در یونان متولد و سپس در دوران مدرن در قهوه‌خانه‌های بندری انگلستان بازتولید و در نهادهای مدنی و کشورهای اسکاندیناوی تجربه شده است. دموکراسی گفت‌وگویی، خواه‌ناخواه ماهیتی جماعت‌گرا دارد. از این‌رو جماعت‌گرایی نوین، با نقد جماعت‌گرایی سنتی و تأکید بر دموکراسی گفت‌وگویی و اعتبار جامعه به‌مثابه موجودیتی مستقل از فرد و تلفیق آن با آزادی فردی، به جنبشی رو به گسترش و به الگویی برای توسعه‌ی محلی و جامعه‌محور تبدیل شده است. در این مقاله با تبارشناسی گفت‌وگو در ادیان شرقی، زمینه‌های فکری و امکانات تاریخی تحقق دموکراسی گفت‌وگویی در ادیان ابراهیمی و در خاستگاه تاریخی آنها یعنی خاورزمین، بررسی شده است.

دریافت مقاله

ذهن ایرانیان، به بیانی دقیق‌تر، سوبژکتیویته‌ی ایرانی با مفاهیم مروت و مدارا خو کرده است و آن را می‌ستاید، اما با گفت‌وگو بیگانه است. در حالی که یک گفت‌وگوی اصیل، مملو از هم‌فهمی و نقد و استدلال، هم به مروت نیاز دارد و هم به مدارا. …

چندی است در قلمرو فرهنگ و سیاست به گفت‌وگو توجه شده است؛ در اغلب مواقع از گفت‌وگو به عنوان یک راه حل، به ویژه در خصوص معضلات و بحران‌های سیاسی جامعه یاد می‌شود. اما چیستی گفت‌وگو برای بسیاری روشن نیست؛ نه تنها روشن نیست، بلکه به روشن نبودن آن توجه زیادی نمی‌شود. درست است که صحبت از گفت‌وگو و خواست جریان یافتن آن در سطوح خرد و کلان، و حتی ملی از سوی روشنفکران و نیروهای سیاسی به میان آمده است؛ اما واقعیت این است که همچنان ماهیت این گفت‌وگو در اذهان همگان یکسان نیست و از این رو، در تصور جمعی ما ماهیت آن مبهم است. …

جای خالی گفت‌وگو در جامعه‌ی ایرانی باعث شده است سپهر عمومی نحیف و کم رمق شود. خشونت، از جانب حکومت‌ها، به ویژه حکومت‌های مستبد همواره مانعی بزرگ و سخت برای پیشبرد گفت‌وگو میان افراد و جماعات در سپهر عمومی بوده است. برخلاف گزارش هابرماس از گسترش سپهر عمومی در انگلیس، آلمان و فرانسه، آن چه در ایران وقوع یافت اعمال خشونتی دیرپا و گسترده نسبت به بازیگران سپهر عمومی بوده است. سپهر عمومی در ایران خونین است. از دوره‌ی مشروطه تا کنون، حیاتی‌ترین امکان‌های ترویج گفت‌وگوی اصیل در سپهر عمومی ایران، یعنی نشریات مستقل، دانشگاه‌ها و محافل و مجامع روشنفکری و در زمان‌هایی مساجد، همواره در سایه‌ی خشونتی دیرپا و گسترده زیسته‌اند؛ اما همچنان سپهر عمومی زنده است و جامعه را به گفت‌وگو فرامی‌خواند. …

شرایط، جایگاه، معانی و مصادیق، و تحلیل و ارزیابی گفت‌وگو و گفت‌وگوگر، در ارتباط با جامعه‌ی ایران محتوای مجموعه مقالاتی است که دانشوران در این شماره از پویه به آن پرداخته‌اند. نیز، فضای کلی مقالات آکنده است از پیوند گفت‌وگوی اصیل با مفاهیمی چون اخلاق، جماعت، همبستگی، و رهایی. …

دریافت مقاله

شماره ۵ و ۶، پاییز و زمستان ۱۳۹۷۱۳۹۷-۱۲-۱۸ ۱۸:۱۶:۴۶ +۰۰:۰۰

شماره ۳ و ۴، بهار و تابستان ۱۳۹۷

ناسیونالیسم ایرانی، تبارگرا یا دموکراتیک

دریافت مجله

هر چند مجادلات نظری در باب تعاریف، عناصر تشکیل‌دهنده، پیشینه و پیدایش ناسیونالیسم میان نظریه‌پردازان دانش‌های سیاسی و اجتماعی خاتمه نیافته است، می‌توان با ترجیح دیدگاه نوگرایان آن را پدیده‌ای نو و متعلق به دوران تکوین« دولت ـ ملت»ها تلقی کرد. اساس نظری مقاله‌ی حاضر نیز بر چنین تلقی از ناسیونالیسم استوار است از این رو نخستین نمودهای پیدایش آن را در ایران، در دهه‌های پایانی قرن سیزدهم هجری و نوزدهم میلادی جست‌وجو می‌کند و میان آن و وطن‌پرستی و قوم‌گرایی کهن تمایز می‌نهد.

دریافت مقاله

آیا می‌شود یک تبار اندیشگی در شناخت جهان برای ذهنیت ایرانی قایل شد؟ اگر چنین تباری وجود داشته باشد پیوستگی آن تا کدامین مرزهای زمانی در گذشته است. ایران دین‌هایی باستانی چون زردشتی و مزدکی را در پشت سر دارد؛ نیز دین اسلام را در گستره‌ای فراگیر در خود دارد و از مشروطه به این سو نیروهای فکری و سیاسی ایدئولوژی‌هایی را با خود حمل کردند. در طول تاریخ و با چنین تنوعی آیا می‌توان پیوستگی معناداری میان جهان‌شناسی ایران از گذشته‌ی دور تا کنون ترسیم کرد؟

دریافت مقاله

فضای عمومی در ایران، شاهد رشد گرایش‌های ملی‌گرایی است. رشد این احساسات، در شرایط خاص منطقه خاورمیانه و در وضعیتی که صاحب‌نظران از خطر سهمگین فروپاشی سخن به میان می‌آورند، اتفاق امیدبخشی است. اگرچه آواهایی که این روزها به نفع ملی‌گرایی ایرانی به گوش می‌رسند، قدرت فراگیر شدن پیدا نکرده‌اند. این در حالی است که هیچ روایت هژمونیک در فضای فرهنگی و سیاسی کشور وجود ندارد؛ اعم از اسلام سیاسی یا ایدئولوژی چپ و لیبرال.

دریافت مقاله

گفتمان ملی در ایران ریشه‌دار و  نیرومند و مولد «ایدئولوژی‌های بازنمایی» بوده است. به بیان دیگر، این گفتمان ملی  ایدئولوژی‌هایی را به عنوان نیروی محرک برای بازنمایی خلق کرده است. در این نوشتار دو مورد از «ایدئولوژی بازنمایی» یکی در مواجهه با عَرَب طی سده‌های نخست و دیگری در مواجهه با  غرب در دور‌ه‌ی پسامشروطه به اختصار مورد بحث قرار می‌گیرد. در صدر تاریخ دوره‌ی اسلامی، سه نمونه گفتمانی عبارتند از : گفتمان خاندان‌های ایرانی، گفتمان شعوبیه و کردار گفتمانی شاهنامه نویسی. در تجربه‌ی معاصر و طی دوره‌ی پسامشروطه نیز گفتمان ملی ایرانی ابتدا در جنبش نوسازی دهه‌های  ۱۲۹۰ و ۱۳۰۰ پدید آمد، بعد به صورت ایدئولوژی نوسازی اقتدارگرای دولتی بویژه در دهه ۱۳۱۰ بازنمایی شد. دوباره در دهه ۱۳۲۰ به صورت نهضت ملی در متن جامعه رشد کرد و در پی سرکوب آن، در قالب ایدئولوژی مدرنیزاسیون دولتی در دهه‌های ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ عمل کرد که اوج آن جشن‌های ۲۵۰۰ ساله بود. پس از  انقلاب بهمن ۵۷، «اسلام گرایی» به «ایدئولوژی حریف ناسیونالیسم ایرانی» تبدیل شد و هژمونی خود را گسترد. این سبب شد که دوباره ایدئولوژی ملی به صورت «برابر نهاد» (آنتی‌تز) در مقابل ایدئولوژی نهادینه شده‌ی اسلامی اهمیت یابد و سه گفتمان «ملی لیبرالی»، «ملی چپ»  و «ملی- مذهبی» را در برابر گفتمان رسمی «اسلام گرایی» طی دهه ۶۰ تا ۸۰ به وجود آورد. این هرسه گفتمان ملی هرچند تا کنون پیروز میدان قدرت نشدند اما تأثیر گفتمانی نامحسوس آنها به قدری قوی بود که از متن نظام اسلامی، طیفی از کردار‌های گفتمانی تازه‌ای به صورت «ناسیونالیسم اسلامی» و «تمدن گرایی ایرانی- اسلامی» طی دوره پساجنگ و به ویژه پسااصلاحات تکوین  یافته است و اکنون در دهه ۹۰  مراحل رشد خود را طی می‌کند که به یک نظر می‌توان آن را «هم‌نهادی» (سنتزی) از «نهاد» (تز) اسلام گرایی در مقابل «برابر نهاد» (آنتی تز) ملی‌گرایی برشمرد. ترکیب و کم‌وکیف گفتمانی و ایدئولوژیک «حسّ ملی» ممکن است در سال‌های آتی و در بحبوحه تنش‌ها و تعارض‌های ملی، منطقه‌ای و بین المللی احتمالی پیش روی ایران، به متغیر مهم تعیین کننده‌ای در پیش بینی آینده این سرزمین تبدیل شود.

دریافت مقاله

انقلاب مشروطه از نظر ساختاری وضعیت مناسبی را برای روشنفکران فراهم آورده بود تا به علل انحطاط ایران  بیندیشند و در صدد تعیین جهت و تدوین و تنظیم راه‌کارهایی برای نیل به دورانی طلایی برایند. حسین کاظم‌زاده‌ ایرانشهر روشنفکری بود که در دوره‌ی مشروطه نقطه‌ی عزیمت پیشرفت ایران را هویت‌یابی و ایجاد یک حس ملی قرار داد. او تلاش کرد با بازسازی عناصر هویتی گذشته در پرتو جریان جهانی تجدد، در تکوین هویت ملی سهم ایفا کند و با رویکردی انتقادی نسبت به مطامع بیگانگان، استبداد شاهان و خرافات و اوهامی که در پوشش مذهب جریان داشت، راهی برای تجدد جامعه‌ی ایرانی بگشاید.

دریافت مقاله

از جنبش مشروطه به بعد ناسیونالیسم از بالا یا ناسیونالیسم دولتی چه تصوری از مردم از زنان و مردان داشته است؟ آیا مردان و زنان را متفاوت می‌دیده و برای آنها نقش‌های متفاوتی قائل بوده است؟ آیا نقشی که زنان و مردان در پیشبرد هویت ملی در جامعه‌ی مدنی ایفا کرده‌اند با آن چه دولت طراحی کرده، متفاوت بوده است؟ آیا نقشی که زنان و مردان در پیشبرد هویت ملی در جامعه‌ی مدنی ایفا کرده‌اند با آن چه دولت طراحی کرده، متفاوت بوده است. الگوهای هویتی در ناسیونالیسم از بالا با گذشته‌ی ما چه ارتباطی پیدا می‌کند و تاثیر آن در تحولات اجتماعی و سیاسی و فرهنگی چیست؟

دیدگاه دو نظام سیاسی پهلوی و جمهوری اسلامی در مورد زدن تا چه اندازه ریشه در جامعه دارد؟

دریافت مقاله

جامعه کنونی ایران از بحران‌های  گوناگونی رنج می‌برد، بحران‌هایی چون بحران مشارکت، بحران مشروعیت، بحران هویت، بحران کارآمدی و… که باعث پدید آمدن گسست‌هایی در جامعه شده است. شاید بتوان گفت در این میان بحران هویت ایرانی یکی از جدی‌ترین بحران‌هایی است که جامعه ایرانی (به ویژه پس از خیزش اسلام سیاسی و تاکید بر هویت اسلامی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷) با آن روبرو بوده‌ و نه تنها تا به امروز از آن رهایی نیافته،  بلکه مسئله هویت ایرانی در کنار ناسیونالیسم یا ملی‌گرایی به موضوعی تنش‌آمیز و اختلاف‌برانگیز در میان نخبگان کشور تبدیل شده‌است. اگر بپذیریم خاستگاه ناسیونالیسم ایرانی نوسازی است، باید به این واقعیت توجه کرد که هویت‌های دیرین و پیشامدرن در اثر نوسازی (مدرنیزاسیون) افول می‌یابند. جایگزینی یک هویت ملی فراگیر، به ویژه با ابتکار و جلوداری دولت، یعنی همان فرایندی که ناسیونالیسم از بالا خوانده می‌شود، بیش از آن که به سوی تحکیم و استمرار حرکت کند، رو بسوی بحران دارد.از زمان مشروطه تا کنون، نحوه‌ی ورود دولت به فرایند شکل‌گیری هویت ملی، تبدیل شده است به مساله‌ای حیاتی برای موجودیت ایران؛ کشوری که تاریخی طولانی و پرفراز و نشیب را در شکل‌گیری عناصر هویت‌بخش خود در پشت سر دارد.

دریافت مقاله

“به ایرانی بودن خود افتخار می‌کنم”. بیان این عبارت به چه معنا است؟ آیا چون به واسطه ایرانی بودن از نژاد آریایی هستیم به ایرانی بودن خود فخر می‌فروشیم؟ یا از آن جهت که در مرزهای جغرافیایی سرزمینی به نام ایران متولد شده‌ایم مفتخر به ایرانی بودن خود هستیم ؟ یا چون مسلمان شیعه ایرانی هستیم  که بزرگترین مذهب در ایران است، عشق به ایران داریم؟ مهدی بازرگان گفته بود من ایرانی مسلمانم و آیت‌الله خمینی مسلمان ایرانی. آن بازرگان در این جمله کوتاه در پی نشان دادن چه تفاوتی بین خود و آیت‌الله خمینی بود؟ این سئوالات و انبوهی دیگر از مسایل اشاره دارد به پیچیدگی مفهوم “هویت ملی” به ویژه “هویت ایرانی”.

دریافت مقاله

ایران به عنوان واقعیتی تمدنی تحت تاثیر تحولات جهانی و تداوم مشکلات داخلی دوران سختی را می‌گذراند. از درون امیدها و ناامیدی‌ها در تحولات بعد از مشروطه، تاریخ سرزمینی به گونه‌ای رقم خورده است که امروز، به زعم افراد زیادی، نه تنها همبستگی اجتماعی مردم، بلکه بقای تمدنی آن نیز با خطر مواجه شده است. توسعه‌طلبی‌های قدرت‌های‌ استعماری، استبداد داخلی و دیگر عناصر ساختاری فلاکت در ایران، باعث گردید تا در آغاز قرن بیستم ایرانیان از طریق نهضت مشروطه به دنبال تاسیس ساختاری حقوقی باشند که هم اراده ملی را جایگزین استبداد داخلی کند و هم از طریق اصلاحات سیاسی و اقتصادی توسعه طلبی قدرت‌های بزرگ را مهار نماید. در فرایند همین روند بود که در کنار مفهوم «حقوق مردم» در برابر حق الهی سلطان، ایده‌ی «ملت» به معنای مدرن آن نیز متولد گردید. مشروطه اگر چه نظم حاکم بر ساختار کلاسیک توزیع قدرت را برهم می‌زند، اما در آن برهه تاریخی موفق به تاسیس نظامی دموکراتیک که مبتنی بر مفهومی همه‌شمول از ملت باشد نمی‌شود. بعد ازمشروطه نیز چه در زمان پهلوی و چه در دوران جمهوری اسلامی ، پروژه ملت‌سازی در ایران، متاثر از دیدگاه‌هایی بود که همگنی فرهنگی و یا تجانس قومیتی را ضرورت باهم‌بودگی ملی تلقی می‌کردند. با گزینش و برجسته‌سازی عناصری از اجزای فرهنگی و رسمیت بخشیدن به آن عملا هویت ملی به گونه‌ای تعریف گردید که بسیاری از اقوام و گروه‌های فرهنگی، در چارچوب ساختار حقوقی و سیاسی حاکم، احساس در خانه بودن نداشتند. با توجه به این روایت از تاریخ ملت‌سازی و ملیت‌خواهی در ایران است که مقاله حاضر به امکان تاسیس مفهومی از ملت و هویت ملی نظر دارد که همه اقوام و گروه‌های فرهنگی کشور را شامل شود. با توجه به این هدف است که ابتدا چگونگی تولد مفهوم ملت در فرایند نهضت مشروطه به بحث گذارده می‌شود، سپس به دیدگاه‌های مرتبط با مباحث مربوط به هویت ملی پرداخته خواهد شد، در آخر نیز با بازاندیشی در مفهوم ملت و هویت ملی، و بحث ازضرورت وصل نمودن روند ملت‌سازی به فرایند دموکراتیزاسیون سعی می‌شود تعریفی همه‌شمول و در عین حال دموکراتیک از این مفاهیم ارائه شود.

دریافت مقاله

تاسیس دولت-ملت مدرن در ایران همه‌ی شئون زندگی را تغییر داد، از جمله موسیقی. با وجود این که موسیقی ایرانی پیشاپیش هویتی مستقل داشت در جریان ملی‌گرایی ترکیب‌شده با تجدد تحولاتی را از سر گذراند. در مقایسه با دیگر جریان‌های ملی‌گرایی موسیقایی که فرهنگ متروپل را به رنگ بومی خودشان درمی‌آوردند، موسیقی ایرانی مسیر متفاوتی را در پیش گرفت: مسیر ترکیب با عناصر فرهنگ غرب.

دریافت مقاله

آیا اصولا معماری صاحب هویت است و اگر چنین باشد،  آیا چیزی به نام معماری با هویت ایرانی وجود دارد. در صورت پاسخ مثبت دادن به این پرسش‌ها در برابر ما پرسش دیگری قرار می‌گیرد: آیا در جهان معاصر که مدرنیته سنت‌ها را پشت سر گذاشته است، هم‌چنان صحبت از هویت ایرانی در معماری موجه  است؟ با نگاهی ژرف‌تر، در کنار این پرسش‌ها می‌شود این پرسش بنیادی را مطرح کرد که چه چیزی را می‌شود نمایانگر هویت ایرانی دانست تا بتوان آن را در درون معماری در ایران جست‌وجو کرد و در دنیای معاصر بازسازی کرد؟

دریافت مقاله

مشروطیت حادثه بزرگی برای ایران بود و توانست مظاهر مدرنیته را هرچند محدود به حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ ما وارد کند. تأسیس مجلس شورای ملی، تدوین قانون اساسی، تمهیداتی مدرن برای تدوین بودجه و تأسیس مدارس به سبک جدید نمونه‌ای از این تغییرات بود. در ابتدا زنان سهم چندانی از امتیازاتی که انقلاب مشروطیت برای ایرانیان فراهم کرده بود، نداشتند. برای نمونه حق رأی و حق تحصیل نداشتند. زنان در آن دوران با ایده «حق» که محوری‌ترین اندیشه دوران مشروطیت بود، مطالبات خود را مطرح کردند و تشخیص‌ دادند که باید مهم‌ترین مطالبه آنان «حق تحصیل» و «ترویج و تأسیس مدارس دخترانه» باشد. برای این زنان سوادآموزی نه مقدمه‌ای برای کنش ملی‌گرایانه، بلکه خود کنشی ملی‌گرایانه بود. نوشتار حاضر روح ملی‌گرایانه‌ی زنانه را در نشریه شکوفه روایت می‌کند.

دریافت مقاله

«ما» کیستیم؟ این «مرز پرگهر” چیست؟ آیا «ما»یی را می‌شود به نحوی تشخص بخشید که عمری چندهزارساله داشته باشد و آیا «مرز پرگهر”ی را می‌شود به نحوی نمایاند که گویی همواره در طول تاریخ در دل و جان این «ما» جای داشته است. آیا «ما» سرگشتگان زمان‌های محدود و مکان‌هایی ناخواسته‌ایم و نسبت چندانی با گذشته و آینده نداریم یا وارثان سرگذشتی مشترک در سرزمینی آشنا که هم‌بسته با یکدیگر سرنوشتی مشترک را رقم می‌زنیم؟ آیا ما ایرانیان در سرزمینی با نام ایران تحت دولتی ایرانی از دیرباز با قبض و بسط‌هایی وجود داشته‌ایم، یا این که وجود یک ملت تک‌دولتی به نام ایران برساخته‌ی دوران نوین است. آیا این «ما» نمایانگر نژاد یا قومی دیرپاست که فرهنگ و زبان ویژه‌ی خود را دارد و این «مرز» را در زمان‌های دور به عنوان سرزمین آرزوهای خود یافته است؟ آیا ملت ایران برساخته‌ای است سیاسی در جامعه‌ی ایرانی در دوران مشروطه که بیش از یک‌صدسال از عمر آن می‌گذرد و اعضای آن طبق قراردادی به نام قانون اساسی به طور داوطلبانه گرد یک دولت جمع شده‌اند؟ آیا «ما» و «مرز پرگهر» هم این است و هم آن؟ یا نه این است و نه آن؟

در این شماره از فصلنامه مطالعات ایرانی پویه، دیدگاه‌های انتقادی دانشوران از طریق یک هم‌افزایی نظری رو به سوی کیستی این «ما» و چیستی سرزمینی دارد که آن را «مرز پرگهر» خوانده‌ایم. این پرسش‌ها ما را به سمت نظریاتی سوق می‌دهد که از نیمه‌ی دوم تا اواخر سده‌ی بیستم میلادی در مورد ناسیونالیسم پرداخته و تدوین شده و تا کنون همواره مورد بازخوانی و نقد و بازسازی قرار گرفته است.

بی‌تردید پرداختن به ناسیونالیسم ایرانی کاری بس دشوار است. مهم‌ترین دشواری…

دریافت مقاله

شماره ۳ و ۴، بهار و تابستان ۱۳۹۷۱۳۹۷-۱۲-۱۷ ۱۶:۱۷:۵۴ +۰۰:۰۰

شماره ۲، زمستان ۱۳۹۶

عدالت یا دموکراسی

دریافت مجله

گذشته حاوی این واقعیت است که نیروهایی که در زمان مشروطه دربرابر دموکراسی و عدالت ایستادند، طی زمان توانستند هژمونی خود را اعمال کنند. این گذشته حاوی پرسش‌هایی است که همچنان پاسخ داده نشده است. بنیادی‌ترین پرسش آن است که چرا نیروهای مخالف جنبش مشروطه توانستند مشروطه‌خواهی را از ساختار قدرت سیاسی حاکم، تا به امروز کنار بزنند. مقدمه‌ی یک بسیج دموکراتیک برای بازیابی آرمان‌های عدالت و دموکراسی توافق بر روی پاسخی راهگشا به چرایی به‌عقب رانده شدن نیروهای آزادیخواه و عدالت‌طلب از طریق بازنگری به جنبش مشروطه است.

دریافت مقاله

چرا هم دموکراسی و هم عدالت سال‌هاست در جامعه‌ی ایران امکان تحقق نیافته است. نقش فرهنگ جامعه، نهادهای اجتماعی و اخلاق و ابتکارات فردی برای تحقق این خواست چیست؟ با وجود سابقه‌ی طولانی این خواست و تلاش‌هایی پیگیرانه برای تحقق آن، از دوره‌ی مشروطه به این طرف، همچنان موانع بزرگی در جهت نهادینه و قانونمند شدن آن وجود دارد. در این راه نظریات و کردارها را باید باید مورد بازاندیشی قرار داد. همچنا باید مفاهیم عدالت و دموکراسی را در کنار فرهنگ سیاسی، سپهر عمومی، نهاد اجتماعی و کنش فردی، در جامعه‌ی ایران ارزیابی و بازیابی کرد تا بتوان آسیب را شناخت و راهی به سوی تحقق دموکراسی و عدالت گشود.

دریافت مقاله

اگر اغلب حامیان انقلاب، بی‌عدالتی و نابرابری بیشتر در جامعه را مشوق و مقوم قیام و اعتراض عمومی به سود انقلاب می‌‌دانند و حامیان رفرم، نارضایتی حاصل از بی‌عدالتی و نابرابری را در صورت رادیکالیزه کردن جامعه مانع اصلاحات می‌انگارند، در فرایند دموکراتیزاسیون چه نسبتی بین این دو برقرار می‌‌شود؟

دریافت مقاله

آیا عدالت در یک نظام دموکراتیک برقرار می‌شود؟ یک پاسخ این است با توجه به این که آشکار شود که این دموکراسی تا چه اندازه با سرمایه‌داری پیوند خورده است، می‌توان توضیح داد که امکان تحقق عدالت چگونه است. اما یک بحث دیگر آن است که حتی اگر سرمایه‌داری از طریق دولت رفاه مهار شود و توزیع منابع و کالاها و مناصب به نحوی صورت گیرد که فرودستان را نیز شامل شود، همچنان مسئله‌ای باقی می‌ماند: آیا تصمیم‌گیری در مورد عدالت دموکراتیک است؟

دریافت مقاله

به‌دلیل نقش برجسته‌ی سعید حجاریان در پیشبرد پروژه‌ای که اصلاح‌طلبی نام گرفت و به طور مشخص با انتخاب محمد خاتمی به ریاست جمهوری در سال ۱۳۷۶ آغاز یافت، نشریه‌ی پویه پرسش‌هایی را با در نظرداشتن بحث دموکراتیزاسیون و عدالت در فرایند اصلاحات در ایران، با ایشان درمیان گذاشته است: نسبت میان اصلاح‌طلبی و عدالت، ارتباط میان اصلاح‌طلبی و دیگر جنبش‌های دموکراتیک در ایران معاصر، بحران در نظریه و راهبرد اصلاح‌طلبی.

دریافت مقاله

از دوم خرداد ۱۳۷۶ که مسیر دموکراسی‌خواهی با جلوداری اصلاح‌طلبان در درون حکومت آغاز شد، تا چه اندازه جامعه‌ی سیاسی مستقل از اصلاح‌طلبان و اصول‌گرایان فعال و گسترده شد و چه میزان از عدالت اجتماعی در مورد گروه‌های طرد‌شده برقرار شد؟ دموکراسی در ایران در دو چشم‌انداز جمهوریت و مشروطیت نمایان شده است و اصلاح‌طلبان مبانی فکری اصلاح‌طلبی را بر مشروطیت استوار کردند. آیا مشروطه‌خواهی به دموکراسی مجال عرض‌اندام را داده است؟

دریافت مقاله

اگر دموکراتیزاسیون را به معنای فرآیندی بدانیم که در آن نیل به حقوق شهروندی (مجموع حقوق مدنی، حقوق سیاسی و حقوق اجتماعی) محقق می‌شود، در این ‌صورت، پیشبرد پروژه‌ی آن، از سویی مستلزم برابری قانونی و حضور مؤثر مردم در عرصه‌ی سیاست، و از سوی دیگر مستلزم تحقق درجه‌ای از برابری در توزیع ثروت و درآمد، با هدف تأمین حقوق اجتماعی (نان و کار و مسکن) برای همه‌ی آحاد افراد جامعه، است. با این توجه، بحث آمارتیا سن در این مورد که فرآیند دموکراتیزاسیون زمانی شکل می‌گیرد که “آزادی فرایندی” (صندوق رأی) و “آزادی فرصتی” (برابری) تکمیل‌کننده‌ی هم باشند، تا چه اندازه توضیح دهنده است؟

دریافت مقاله

دموکراسی اصیل، آن‌گونه که مشارکت همگان، به رسمیت شناختن همه‌ی افراد و گروه‌های عضو جامعه و گفت‌وگو در مورد امور عمومی را دربر داشته باشد، نه فقط شیوه‌ای برای راهبردن حکومت است که رهبران سیاسی باید زمینه‌ی تحقق آن را ایجاد کنند، بلکه حاکی از یک فرهنگ است که باید جامعه را آکنده سازد. چنین فرهنگی در جامعه‌ای که با گرایشاتی چون مشارکت و احترام به حقوق دیگری و گفت‌وگو نزیسته است، چندان سازگار نیست و نهادینه شدن این گرایشات نیاز به تمرین و ممارست دارد. آیا می‌شود مدرسه را جایگاهی برای ساختن فرهنگی برای گسترش دموکراسی اصیل قلمداد کرد و نقطه‌ی عزیمت این گسترش را در آن‌جا قرار داد؟

دریافت مقاله

مسئله‌ی نگاه تجاری به پزشکی و صنایع و خدمات مربوط به آن امر جدیدی نیست و قبلاً نیز وجود داشته است، زیرا پزشک و دیگر متخصّصان پزشکی گناهی ندارند و کاری غیراخلاقی نمی‌کنند اگر که به فکر درآمد مطلوبی باشند و برای نیل به آن، دریکی از امور پزشکی یا صنایع و خدمات وابسته به آن تخصّصی پیدا کنند و از قِبَل خدماتی که به مردم و جامعه می‌دهند درآمد قابل توجّهی داشته باشند. آن‌ها از این طریق می‌توانند به مردم نیز خدمات باارزشی ارائه کنند. اما مشکل در این است که بیماری بیمار، ‌صرفاً فرصتی برای سودآوری تلقّی شود نه مجالی برای خدمت به مردم.

دریافت مقاله

گذار به دموکراسی از وضعیت استبدادی به‌سوی آزادی و عدالت، نیازمند دست یافتن به نظریه‌ای است که به‌عنوان غایت نهایی، آزادی و برابری را در سامانی برخوردار از سازگاری و انسجامِ منطقی و نیز کارآمدی ترسیم کند؛ در غیر این صورت، گذار به دموکراسی گام برداشتن در جاده‌ای تاریک، ناهموار و بی‌پایان خواهد بود. برای انتخاب نظریه‌ی دولت در این راه، شناخت و سنجش سه نظریه‌ی دموکراسی، لیبرال دموکراسی و سوسیال‌دموکراسی در میان انواع دموکراسی‌ها، از اولویت برخوردار است. به باور نویسنده، درک ظرفیت‌ها و کاستی‌های این سه نظریه با نگرش انتقادی، می‌تواند زمینه‌ساز ارائه‌ی الگویی تلفیقی از دموکراسی با عنوان “لیبرال-سوسیال‌دموکراسی” باشد که از سویی، برمدار خودبنیادی انسان، آزادی و برابری را دو شالوده‌ی اصلی خویش قرار دهد؛ از سوی دیگر، با پذیرفتن سازوکارهایی راهگشا، خودکامگی اکثریت را مهار کند، حقوق اقلیت‌ها را ارتقاء بخشد و زیست مؤمنانه را بر پایه‌ی آزادی دینی و آزادی وجدان در جامعه‌های دموکراتیک امکان‌پذیر سازد.

دریافت مقاله

آیا هر تحول سیاسی در کشورهای درحال‌توسعه و رژیم‌های سیاسی اقتدارگرا، تحولی به‌سوی دموکراسی تلقی می‌شود و باید با تئوری‌های پارادایم “گذار به دموکراسی” مورد تحلیل قرار گیرد؟ این پرسش در دهه‌های پیشین پاسخی ساده‌تر و تا اندازه‌ای مثبت داشت، اما در اثر تاملات نظری در تجربیات کشورهای دستخوش دموکراتیزاسیون پاسخ متقنی نمی‌توان به این پرسش داد. به همین دلیل باید اصلاحات در ایران را در یک نگاه تحلیلی مورد بازنگری قرار داد.

دریافت مقاله

نابرابری و بی‌عدالتی در جهان همچنان جریان دارد و جوامع بسیاری به دلیل این بی‌عدالتی و به حاشیه رانده‌شدن و محروم بودن از حق اظهار نظر، چه رسد به مشارکت در تنظیم مناسبات بین‌المللی آسیب‌هایی عمیق دیده‌اند. حس هر انسان آزاده و عدالت طلب در مواجهه‌ با چنین وضعی جریحه‌دار و خاطرش آزرده می‌شود. نویسنده با تکیه بر این واقعیت، به این پرسش پاسخ می‌دهد که آیا این حس انسانی را می‌توان به دولت‌ها نیز تعمیم داد و بر اساس یک نظریه هنجار بنیاد روابط بین‌الملل نتیجه گرفت که دولت‌ها نیز وظیفه دارند تا ارزش‌های اخلاقی و انسانی چون عدالت را در روابط  بین‌المللی خود رعایت کنند؟

دریافت مقاله

آیا درآمیختن آزادی و عدالت ممکن است؟ اگر ممکن باشد در چه شرایطی تحقق می‌یابد. آیا بر مبنای دیدگاه‌های سوسیال دموکراسی در غرب، جریان تاریخ ما را بدان سو می‌برد؟ نقدهای دو اندیشمند اسلامی معاصر، علی شریعتی و مرتضی مطهری، به این دیدگاه‌ها، هم‌زمان با نقد دیدگاه‌هایی در شرق که به جای جبر تاریخ به مشیت و جبر الهی اعتقاد دارند، خود به صورت پاسخی به امکان درآمیختن آزادی و عدالت نمایان می‌شود.

دریافت مقاله

حضور جنبش‌های رادیکال سیاسی با جهان‌بینی دینی (اسلامی، مسیحی و یهودی)، این پرسش را فراروی پژوهشگران قرار می‌دهد که آیا آموزه‌های ادیان شرقی، از سوی روشنفکران و نوسنت‌گرایان همچون دستاویزی برای توجیه ایدئولوژی‌های مدرن به‌کار گرفته شده یا در سنت دینی و متون اولیه‌ی آنها، زمینه‌هایی برای پشتیبانی از نظریات اجتماعی عدالت‌خواهانه وجود داشته و بار دیگر با افزونه‌هایی از دنیای مدرن بازخوانی شده است؟ رویکردها، ریشه‌ها و مصادیق عدالت در متون ابراهیمی کدامند؟

در این مقاله نگاهی تاریخی و معناشناسانه به مفهوم عدالت در ادیان شرقی خواهیم داشت و سهم آنها را در تکامل اندیشه‌ی عدالت در سپهر مشرق‌زمین بازشناسی خواهیم کرد.

دریافت مقاله

انقلابیون دوره‌ی مشروطه نیز مانند انقلابیون فرانسه در مورد چیزی که علیه آن مبارزه می‌کردند دلایلی دقیق و کافی داشتند، اما در مورد ساختاری که امیدوار بودند در آینده باید ایجاد شود، طرح روشنی نداشتند. نسل‌هایی که در پی انقلابیون فرانسه آمدند، شعار آزادی و برابری را به صورت‌های متفاوتی در قالب نظریاتی ایجابی و مبتنی بر واقعیات جامعه پرداختند و تدوین کردند و در میان کشمکش‌های سیاسی آن نظریات را به صحنه‌ی عمل آوردند و راهنمایی برای ساختن جامعه قرار دادند. اما در ایران پس از مشروطه چنین نشد و نه انقلابیون مشروطه و نه نسل‌های بعد، طرح روشنی متناسب با جامعه‌ی ایران از شعارهای استبدادستیز و عدالت‌محور استخراج نکردند. به همین نحو انقلابیون در سال ۱۳۵۷ نیز اهداف خود را به‌گونه‌ای واکنشی تعریف می‌کردند و تا به امروز نیز طرح مهمی برای دموکراسی و عدالت که مبتنی بر نظریاتی انباشته باشد تدوین نکردند. آنها نیم‌نگاهی هم به چرایی ناتمام ماندن، و یا شکست پروژه‌ی مشروطه نکردند. در حال حاضر، طلب عدالت یا آزادی و صحبت در مورد آن موجد طرحی روشن و دردسترس نیست؛ چه رسد به درآمیختن و سازگار کردن دموکراسی با عدالت. نکته‌ی نغز آن است که جنبش مشروطه و تلاش برای تدوین یک قانون اساسی، با نام تأسیس عدالت‌خانه به حرکت درآمد، به نظر می‌آمد عدالت‌خانه نمایانگر آمیزه‌ای از خواست دموکراسی و عدالت است، اما از آن زمان تاکنون نه دموکراسی و نه عدالت و به‌طریق‌اولی، نه رابطه‌ی این دو مفهوم به نحوی عمیق مورد بحث و بررسی و قرار نگرفته و جامعه فاقد چشم‌انداز و برنامه‌ای راهنما برای نیل به دموکراسی و عدالت بوده است.

آیا برای دستیابی به عدالت و دموکراسی باید به مشروطه بازگشت و پرسش‌های بی‌پاسخ را دوباره طرح کرد و پاسخ داد، یا این‌که به نحوی پراگماتیستی در حین عمل باید به یافتن پرسش‌های جدید همت گماشت و پاسخ آن را هم در همان عمل جمعی یافت. سایه‌ی این دو پرسش…

دریافت مقاله

شماره ۲، زمستان ۱۳۹۶۱۳۹۷-۱۲-۱۷ ۱۶:۱۷:۴۰ +۰۰:۰۰