درباره alped

این نویسنده هنوز جزئیاتی وارد نکرده است.
alped تاکنون 8 مطلب را ایجاد کرده است.

شماره‌ ۱۱ بهار ۱۳۹۹

همه‌گیری کرونا و فقر

دریافت مجله

آیا بحران کنونی را می‌توان نشانه ظهور یک دگرگونی بزرگ در حیات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جوامع بشری تلقی کرد؟

نیم قرن اخیر به لحاظ وقوع انواعی از حوادث غیرمنتظره و بحران‌ها و اتفاقات شوک‌آور طبیعی و انسانی درتاریخ معاصر کم‌نظیر بود. ولی هیچ‌یک از آن حوادث به اندازه بروز انفجاری بیماری ویروس کرونا غیرمنتظره، شوک‌آور و حیرت‌انگیز نبودند.

با شیوع بیماری ویروس کرونا این بحران‌ها به نقطه اوج خود نزدیک می‌شوند. مشاهده ضعف مدیریت امور سیاسی و اقتصادی جامعه و قابلیت‌های ادعایی نهادهای عریض و طویل نظام‌های سرمایه‌دارانه نولیبرال و همچنین اقتدارگرا، در شناخت و مهار ‌به‌موقع بحران، بر نگرانی‌ها افزوده و در اذهان خونسردترین افراد نیز آشوب افکنده است. آیا امواج تغییرات دورانی دیر یا زود فرا می‌رسند و نظامات موجود را، در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و گفتمانی‌شان، دستخوش دگرگونی می‌کنند؟

دریافت مقاله

نوشتن در باره کرونا سه وضعیت را در خود مستتر دارد:

*هنوز زنده‌ام.

*دیگری اجتناب ناپذیر است.

*ویروس تاجدار دیگر مرا نمی‌ترساند.

تا چندی پیش هیچ کدام از این سه گزاره بدیهی نبود. اصلا معلوم نبود زنده بمانم؛ دیگری جهنم بود و مطمئن بودم کرونا نفسم را خواهد برید. هنوز هم همین است: اصلا معلوم نیست زنده بمانم؛ دیگری می‌تواند جهنم باشد و کرونا هر لحظه ممکن است نفسم را ببراند. ماجرا به این سه گانه هم ختم نمی‌شود؛ تازه چهارمی هم در کار است: می‌توانی بمیرانی. از مردن هم که نترسی از میراندن که باید وحشت کنی. و در این مثلث برمودای مرگ آور “من، دیگری و کرونا” نوشتن ناممکن بود. اول باید معلوم می‌شد «می‌میرم یا می‌میرانم»: یک هفته؟ دو هفته…حداکثر سه هفته. اول باید به یاد می‌آوردی آخرین نفر را چه موقع در آغوش گرفته‌ای و بر گونه چه گروه سنی بوسه زدی، دست چه کسی را فشرده‌ای و‌ای بسا مرگِ چه کسانی را تدارک دیده‌ای؟ همجواری، دیده بوسی، گپ و گفت، «عزیزم گفتن و جانم شنفتن»، تعیین «لحظه دیدار» و قس علیهذا همگی شده بودند خطر و‌ ای بسا جرم و تو علاوه بر هراس از جانت باید همین سه هفته باقیمانده احتمالی را با احتمال مجرم بودن طی کنی و این وضعیت را نمی‌شد با نوشتن سر همش آورد. نوشتن برای کی؟ برای خود، برای دیگران؟ برای بعد؟ اگر آخرین خطوط باشد چه؟ درددل باشد؟ انذار بدهد…مویه کند؟ اما هنوز نه مرده‌ام و نه موجب مرگ کسی شده‌ام و این کافی است برای نوشتن.

دریافت مقاله

کرونا موقعیت بی‌سابقه‌ای را در جهان بوجود آورده است. جهان، تجربه‌ی درگیر شدن در بیماری‌های واگیرداری چون طاعون و وبا و حتی در سال‌های اخیرتر سارس، ابولا، مرس و آنفلونزای خوکی را داشته است. ولی این موارد ابعاد جهانی کرونا را نداشته‌اند. کرونا، مصداقی برجسته از آن چیزی است که نظریه پرداز برجسته‌ی آلمانی، اولریش بِک، «جامعه‌ی در ریسک» می‌نامد. آیا این موقعیت جدید جهانی که همراه با عمیق‌ترین رکود جهانی و فراگیرترین دلهره‌ی جهانی است، دلالت‌های مهمی در عرصه‌ی نظریه‌پردازی اقتصاد سیاسی و ساماندهی نظام اقتصادی و اجتماعی در مبارزه‌ی با فقر دارد؟

دریافت مقاله

بحران چیست؟ وضعیت بحرانی چگونه وضعیتی است؟ مواجهه با این بحران چگونه مواجهه‌ای است و در این مواجهه آیا امکان فراروی از آن وجود دارد؟

عنوان «فراسوی بحران در بحران» دو پیش فرض مهم را با خود حمل می‌کند، نخست این که ضرورت دارد که راه‌های خروج از بحران در خود بحران جست‌وجو شود و نه در نتایج و پیامدهای آن؛ دوم این که بحران امکانات این فرارفتن از «خود» و کوچ کردن از خود به فراسوی خود را «در خود» دارد.

دریافت مقاله

در ابتدای بروز بحران کرونا در اوایل سال میلادی ۲۰۲۰ و اواخر سال ایرانی ۱۳۹۸ این ادعا مطرح شد که‌ ای بسا کرونا چهره سیاست بین‌الملل و به تبع آن جهان را عوض کند و دولت‌ها بیشتر از گذشته برای حل بهتر بحران به‌هم نزدیک‌تر شده برخی اختلافات را کنار بگذارند .درگیر شدن همه جوامع و دولت‌های جهان با این ویروس ناشناخته هم این باور را تقویت می‌کند زیرا واضح است دولت‌ها به تنهایی نمی‌توانند با این بحران مقابله کنند. اما امیدواری نسبت به گسترش همکاری دولت‌ها در پرتو بحران کرونا چندان نپایید . نه تنها درگیری‌ها و جنگ‌ها متوقف و تحریم‌ها لغو نشدند بلکه دولت‌ها به دزدی لوازم پزشکی از هم‌دیگر روی آوردند. مرز‌ها بسته شد و دولت‌ها برای مقابله با این بحران در وهله نخست بر توانایی خودشان تکیه کردند. برخی دولت‌ها بهم دیگر کمک کردند اما یک همکاری جهانی برای هماهنگی نحوه مقابله با این بحران شکل نگرفت. حتی اتحادیه اروپا که بیشتر از دیگران گرفتار بحران شده بود نتوانست به یک راه کار مشترک و دسته جمعی برای مقابله با کرونا دست یابد.

دریافت مقاله

بروز و گسترش ویروس کرونا و غافلگیر شدن دولت‌ها بار دیگر آسیب‌پذیری جهان را در برابر بیماری‌ها به‌ویژه بیماری‌های عفونی و مسری نشان داد. دولت ایران نیز در «امنیتی‌سازی» یا به عبارت دیگر تهدید قلمداد کردن ویروس کرونا که نیازمند اقدامات ویژه‌ای است، با شکست مواجه شد. در ایران امور سیاسی و امنیتی مرزی باریک با هم دارند اما شکافی عمیق میان اقشار، گروه‌ها و نخبگان غیرحکومتی و الیت حاکم بر ایران بر سر مفاهیم امنیت، تهدیدهای امنیتی و ابژه‌های امنیتی وجود دارد. در حالی که اقشار، گروه‌های اجتماعی و نخبگان جامعه مدنی از تهدید امنیتی کرونا سخن می‌گفتند دولت‌مردان و رسانه‌های حکومتی سعی در عادی جلوه دادن شرایط می‌کردند و بر پارادایم خود از امنیت و ابژه‌های امنیت در چارچوب نظریه رئالیسم سیاسی پای می‌فشردند. مدت کوتاهی نگذشت که با همه‌گیری ویروس کشور درگیر بحرانی بی‌سابقه شد و واقعیت‌ها خود را به سیاست‌گذاران امنیتی در ایران تحمیل کردند.

دریافت مقاله

جامعه ایران ما چونان کشتی بی‌لنگر کژ می‌رود، محتوا پرتنش شده و شرایطش فوق پیچیده و آشوبناک. اما شگفت‌انگیز است که این جامعه هم‌چنان با این تلاطمات به بودن خود و به زندگی اصرار دارد. جامعه‌‌ای بی‌قرار که اکنون با وضعیت کرونایی شرایطش پیچیده‌تر هم شده است. جامعه‌‌ای از یک سو هنوز متعلق به سنت و از سوی دیگر درگیر تجدد و حتی پساتجدد. یک‌ طرف قطب هنوز کم‌وبیش با ایدئولوژی رسمی همراهی می‌کند وطرف دیگر در مقابل آن به ایدئولوژی‌های بدیل و معارض توجه دارد. هر دو قطب نیز از ظرفیت‌های رسانه‌‌ای برای بازتولید فرهنگی و اجتماعی خود بهره می‌گیرند . حکومت از یک طرف به نحو ابزارانگارانه بهره می‌گیرد و به سطح واگرایی اجتماعی و فرهنگی در جامعه ایران به شدت دامن می‌زند.

دریافت مقاله

در زمان بحران، به‌طور مشخص این دولت‌ها هستند که مسئولیت سامان دادن به امور برای عبور از بحران را به عهده می‌گیرند و این سامان‌دهی به‌صورت سیاست‌گذاری نمایان می‌شود. در حال حاضر، بحران ناشی از بیماری کرونا وضعی را به‌وجود آورده که بر زندگانی همگان، به‌ویژه فرودستان تأثیری مخرب داشته است. از این رو، بسیاری از دولت‌ها، برای این که موفق شوند جوامع خود را از این بحران عبور دهند در تکاپوی تعیین سیاست‌هایی هستند برای دست‌یابی به برنامه‌هایی راه‌گشا. اگر دولت‌ها بر آن شوند که بر مبنای یکی از سه رویکرد لیبرال، اقتدارگرا، و جماعت‌گرا برنامه‌های خود را برای مقابله با شیوع ویروس کرونا طراحی و اجرا کنند، هر یک از این رویکردها چه پیامدی را دربر خواهد داشت.

دریافت مقاله

نتا یج حاکی از آن است که از ۱۹۸۰، که نظام اقتصادی نئولیبرال حاکم شد، تا به امروز مخارج سلامت بیشتر به دوش بیماران انتقال یافته است. با اجرای سیاست تعدیل در ایران دارو و درمان از فهرست کالا‌های عمومی خارج شد و نظام سلامت در جهت انتقال مخارج مراقبت‌های پژشکی به دوش مردم گام غول آسایی برداشت .طبق مطالعات انجام شده در مورد چند کشور منتخب، مشخص شده که بیماران ایرانی بار هزینه‌ی سنگینی را برای سلامت خود به دوش می‌کشند.

دریافت مقاله

تبا توجه به نوع رابطه دولت و جامعه، حیات مدرن جامعه امروز ما نسبت به دوره‌های متأخرتر خود، متضمن کاهش قابل توجه فعالیت‌های دولت در حوزه‌هایی است که به نحوی به رفاه اجتماعی مرتبط می‌شود. این فرایند که عملا از سال ۱۳۶۸ کلید خورده است، به نام تعدیل ساختاری، در کنار تغییر روابط حاکم بر عرصه فعالیت‌های اقتصادی، قلمروهای اجتماعی و فرهنگی نیز بنا بر منطق بازار بازتعریف می‌شوند. نتیجه این بازاندیشی شکل‌گیری نوعی از اجماع در جامعه برای پا پس‌کشیدن دولت از عرصه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، و اجتماعی است. در چنین وضعیتی پاندمیک شدن کرونا بیشترین آسیب را به گروه‌هایی می‌زند که در این شرایط رقابتی استفاده از امکانات درمانی، از کمترین توانایی‌های رقابتی برخوردارند.

دریافت مقاله

هرچند فقر اقتصادی-اجتماعی در کشورهای کم‌تر توسعه یافته و یا درحال توسعه با کارنامه‌ی ناموفق، برای مردم با درک رنج‌های بیشتری همراه است، اما فقر فکری-عقلانی هرچند بطور غیر مستقیم، تاثیراتی به غایت ویرانگرتر و اسارت‌بارتر در این جوامع دارد. جامعه‌ی توده‌وار در نظام‌های حکومتی استبدادی، خود به‌گونه‌ای جدی، مانع دست‌یافتن مردم به رفاه، آزادی، امنیت، صلح و برخورداری از حقوق شهروندی است. فلسفه‌ی سیاسی و علم سیاست راه برون‌رفت از استبداد و دامگاه جامعه‌ی توده‌ای را نظریه‌ی دموکراسی برمدار آزادی و عدالت معرفی می‌کند. تأمل در وضعیت بحرانی جامعه‌های استبدادزده و گذار از استبداد و جامعه‌ی توده‌ای به دموکراسی و جامعه‌ی مدنی، دو الگوی دموکراسی نمایندگی و دموکراسی مشارکتی را دربرابر اندشه‌وران قرار می‌دهد و آنان را به مقایسه و انتخاب الگوی برتر و کارآمدتر فرامی‌خواند.

دریافت مقاله

بیمار به دلیل ناآشنایی، به جای فرو دادن افشانه، آن را با بازدم به سمت صورتم خارج نمود. پس از ۳ روز نیمه شبی، بیماری با لرز، بدن درد، تعریق و درد قفسه سینه شروع شد. گرافی حاکی از درگیری ریه چپ بود بنابر این به مدت ۶ روز بستری شدم و درمان‌های وریدی دریافت نمودم. پس از ترخیص و سپری شدن مدت قرنطینه، دوباره به درمان بیماران کرونایی مشغول شدم. این تجربه یادآور اعتراضات همکارانی بود که در فضای مجازی اعتراض خود را به وضع موجود بیان داشتند و متاسفانه پس از چندی به علت بیماری کووید-۱۹ فوت نمودند. شاید بیش از اطلاق عناوین حماسی به کادر درمان، تأمین اعتبارات و تجهیزات لازم به‌کار می‌آمد؛ امری که هنوز در اولویت‌های دولت‌مردان جایگاه خود را نیافته است.

دریافت مقاله

انتشار ویروس کرونا و اثرات روانی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و محیط زیستی آن به حدی بوده که حیات بر کره زمین را به شدت تحت تأثیر قرارداده است. بازتاب این اثرات را می­توان در اخبار وسایل ارتباط جمعی مشاهده کرد که حاکی از نوعی کم شدن و کند شدن حوادث، از هر نوع، می‌باشد. ویروس کرونا تاب‌آوری جوامع و حکومت‌ها را به چالش کشیده است و ضرورت بازنگری در شرایط عدالت اجتماعی-اقتصادی، رفتار با محیط زیست، ارتباط شفاف بین حکومت و حوزه عمومی را مطرح کرده است.

دریافت مقاله

شواهد بسیاری وجود دارد که نشان می‌دهد «بحران» کرونا نه یک استثناء، بلکه قاعده‌ای است در قرن بحران‌زده‌ی بیست و یکم. دنیای امروز نسبت به کمتر از یک قرن پیش بسیار آسیب‌پذیرتر شده‌ و بیش از پیش در معرض بلایای طبیعی، آلودگی‌های محیط‌زیستی، جنگ و خشونت فراگیر و رکودهای اقتصادی بزرگ قرار گرفته است. بحران کرونا، بحران‌های اخیرِ قبل از این همه‌گیری جهانی، و فجایعی که در پی آن خواهد آمد، یکی پس از دیگری، تأثیر عمده‌ای بر معیشت و سلامت جسمی و روانی خانوارهای آسیب‌پذیر گذاشته و می‌گذارد و در طول زمان موجب شکل‌گیری نارضایتی‌های عمده می‌شود.

دریافت مقاله

نسل انقلاب با وقایعی درگیر شد که هر یک از آنها کافی است در طول عمر یک فرد واقعه‌ای یکه و به‌یادماندنی به  حساب آید: انقلاب، جنگ، جنبش اجتماعی و اکنون ویروس کرونا. با گذر از وقایعی مشترک، اما از دو نقطه‌ی عزیمت مختلف، چند سال پیش سرانجام با دکتر قربان بهزادیان‌نژاد در اوین به یکدیگر رسیدیم. در آنجا ایشان را دانشوری متواضع و اخلاق‌مدار و بسیار پرکار یافتم که مصرانه در پی استقرار دموکراسی و عدالت در ایران است. دکتر بهزادیان‌نژاد، متخصص میکروبیولوژی و استاد دانشگاه تربیت مدرس، در کنار مسئولیت‌هایی چون ریاست هیات مدیره و ‌مدیرعامل موسسه تحقیقات ‌توسعه علوم انسانی، ریاست هیات مدیره ومدیر عامل موسسه مطالعات  فرهنگ وتمدن ایران زمین، مدیریت فصلنامه‌ی فرهنگ دانش و فصلنامه فرهنگ اندیشه، بیش از سی عنوان کتاب (تالیف و ترجمه) و هفتادوپنج مقاله علمی در نشریات داخلی وخارجی نیز نوشته‌اند. به‌دلیل تخصص در تاریخ علم پزشکی و توجه خاص به مسایل سیاسی و فرهنگی، از طرف شورای سردبیری فصلنامه مطالعات ایرانی پویه از ایشان خواستم تا قدری در مورد بیماری‌های همه‌گیر، به ویژه کرونا و آثار این بیماری‌ها بر جامعه، برای ما بگویند.

دریافت مقاله

دیری نگذشت که شعله‌های انقلاب مشروطه برآمد و آن جامعه‌ی تکه‌تکه و هزارپاره که هر دهاتش و بلکه هر خانه‌اش ایالتی شده و دشمنی و فرقه‌بازی و جنگ و نزاع و چنددستگی رسم روزگار بود؛ پیکر واحدی شد در برابر استبداد و فساد درباریان و پدران ما برای تأسیس «عدالتخانه» و «مشروطیت» جانفشانی‌ها کردند. پدران ما گرسنگی و فقر را همزاد با خودکامگی و فساد می‌دانستند و برای حل مشکل فقر، «عدالت و آزادی» را طلب کردند.

دریافت مقاله

شماره‌ ۱۱ بهار ۱۳۹۹۱۳۹۹-۵-۳ ۲۱:۲۶:۴۸ +۰۰:۰۰

شمارگان ۹ و ۱۰، پائیز و زمستان ۱۳۹۸

امید و جنبش اجتماعی

دریافت مجله

بگو چی دور می‌اندازی تا بگویم کیستی.

باستان‌شناسی پس‌ماند برای نخستین بار در ایران با حمایت مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران و مرکز پژوهشیِ آفرینش و با مسئولیت اجرایی نگارنده در سال‌های نود و شش و نود و هفت در دو منطقه هفت و هفده در تهران به اجرا درآمد. در این پژوهش دوازده نفر از فارغ‌التحصیلان رشته‌های باستان‌شناسی و جامعه‌شناسی، مطالعات فرهنگی و حقوق شرکت داشتند.

نوشتار پیش‌رو بخشی از نتایج پژوهش یاد شده در منطقه هفده تهران است. این نوشتار به تغییر ساختارهای طبقاتی در این منطقه و تاثیر این تغییرات بر اعتراض‌های اقشار تهی‌دست در سال‌های اخیر می‌پردازد.

دریافت مقاله

“جامعه ایران امیدوار است”، “جامعه ایران ناامید است”، این دو گزاره به سختی قابل اثبات یا حتی قابل تصور هستند. ما در برابر هر یک از دو گزاره باید بی‌درنگ بپرسیم: جامعه ایران نسبت به چه چیزی امیدوار یا ناامید است؟ “در حوادث آبان ماه ۱۳۹۸ما با چه جامعه معترضی مواجهیم؟ امیدوار یا ناامید؟ در تحلیل نهایی می‌توان مدعی شد معترضان از اصلاح امور در روال طبیعی ناامید بودند و حاصل این ناامیدی، ناکامی و در نتیجه کنش اعتراضی در مقابل بی‌تفاوتی یا انفعال بود. پس پرسش این است که چرا جمعی بین بی‌تفاوتی و کنش اعتراضی یکی را انتخاب می‌کنند؟ بی‌تردید یکی از مهم‌ترین عوامل اثرگذار بر ترجیح کنش اعتراضی و نه بی‌تفاوتی، وجود امید به تغییر در سویی دیگر- غیر از ساختارهای موجود- است. در واقع با توجه به ریسک اعتراض فعال، عموما جمعیتی وارد کنش اعتراضی می‌شود که چشم‌اندازی از امید به تغییر داشته باشد.

دریافت مقاله

رخدادهای آبان ماه ۱۳۹۸ و شکل‌گیری اعتراضاتی فراگیر در شهرهای مختلف کشور چه از جهت ریشه‌ها و دلایل وقوع، چه از جهت پیامدهایی که می‌تواند به دنبال داشته باشد و چه خود اعتراضات به مثابه یک پدیده‌ی اجتماعی- سیاسی، نیازمند پژوهش، مطالعه و چهارچوب‌بندی نظری است. از آن‌جا که کنش جمعی اعتراضی وجه بارز این رخدادها بود، در وهله‌ی اول توجه دانشوران به نظریات جنبش‌های اجتماعی جلب می‌شود.آیا نظریاتی که در مورد جنبش‌های اجتماعی تدوین شده است، این قابلیت و ظرفیت را دارد که این اعتراضات را تحلیل و تبیین کند؟

دریافت مقاله

در روزگاری که مصائبی سنگین بر جان و روح ما باریدن گرفته، باید کاری کرد. باید در میدان ماند و به قدر طاقت و توان، باری را از زمین بداشت، بذری کاشت، آبی بر خاکی افشاند، دلی را آسود و غمی را مرهم نهاد. اگر همه به همین اندازه بدانیم و بر پای بمانیم؛ داوطلبانه، چه دل‌ها که آرام خواهند گرفت، چه دشت‌ها که سبز خواهند شد، چه آبی آسمانی خواهیم داشت.

دریافت مقاله

بحث نجات ایران همچنان دغدغه‌ی اصلی روشنفکران و نیروهای سیاسی مسئول و متعهد است. گرایش عمومی نگاه‌های راهبردی به سوی تعیین تکلیف برای حکومت دوخته شده و امیدها بر همین اساس شکل گرفته است. تبعات چنین نگاهی در سه بحث «حفظ وضع موجود»، «اصلاح حکومت» یا «تغییر حکومت» تبلور می‌یابد و تمامی فعالیت‌های راهبردی در جامعه‌ی سیاسی در این محدوده‌ها تدوین می‌شود. اما می‌شود به نجات ایران از این زاویه نگاه کرد که بحث حکومت را در درجه‌ی دوم قرار داد و اولویت را به توانمندسازی جامعه، از طریق جامعه‌ی مدنی بخشید.

دریافت مقاله

فقدان امید در عرصه‌های اجتماعی و سیاسی به یکی از مسائل مهم در میان دانشوران و روشنفکران ایرانی تبدیل شده است. همان‌طور از فقدان امید سخن می‌گویند که گویی از فقدان آب می‌توان سخن گفت. امید به منزله یک امر عینی و واقع در جهان فرض می‌شود. آنگاه، همان‌طور که فقدان آب به تشنگی و خشکسالی می‌انجامد، این فرض وجود دارد که فقدان امید نیز در عرصه جامعه و سیاست رکود و رخوت به بار می‌آورد. آنچه اما شگفتی‌آور است، وجود جنبش‌های متعدد اجتماعی و سیاسی است. همراه با افزایش احساس ناامیدی، صحنه جامعه و سیاست به نحو روزافزونی شاهد رشد و ظهور جنبش‌ زنان، فرودستان، اقوام و گروه‌ها و طبقات اجتماعی دیگر است. معلوم نیست در فضای فقدان امید، چگونه جامعه این همه تحرک‌ اجتماعی و سیاسی دارد.

دریافت مقاله

در ایران، از زمان برپایی جنبش مشروطه تا کنون، جنبش‌های اجتماعی مدنی و مترقی ناتمام و یا منحرف‌شده‌ای به وقوع پیوسته که اهداف و خواست‌های آن نمایان‌گر آگاهی مدنی ملی ایرانیان بوده است. اما جامعه‌ی سیاسی ایران، این جنبش‌ها را در خاطر نسپارده و شیوه‌ی مدنی آن را به نحوی آگاهانه، به عنوان یک الگو فرار راه خود قرار نداده است. جنبش ترویج کالای ملی و جنبش تأسیس بانک ملی در زمره‌ی جنبش‌های استقلال‌طلب و مترقی منبعث از جنبش مشروطه است که درخور جای گرفتن در حافظه‌ی تاریخی ایرانیان است.

دریافت مقاله

امید انفعالی، امیدواری به زمان است. زمان و آینده در عداد عوامل اصلی چنین امیدی قرار می‌گیرند. انتظار وقوع حادثه در زمان حال نیست، بلکه حادثه باید یک لحظه دیگر، یک روز دیگر یا یک سال دیگر اتفاق بیفتد. و حتی در دنیای دیگر، زیرا چه بسا پوچ است اگر خیال کنیم امید در این دنیا نیز بارور می‌شود. پشت چنین باوری، بت‌پرستی “آینده”، “تاریخ” و “اخلاف” و آیندگان قرار دارد؛ که با انقلاب فرانسه و مردانی چون روبسپیر که آینده را چون بتی می‌پرستید، آغاز می‌شود. روبسپیر می‌گفت: من کاری نمی‌کنم، من شکیبا و بی‌مقاومت می‌مانم. زیرا من چیزی نیستم و ناتوانم؛ اما آینده آنچه را که من قادر به رسیدن به آن نیستم، بارور خواهد ساخت.

اریش فروم

دریافت مقاله

اولین سرود جنبش زنان پس از انقلاب به شکلی غیرحرفه‌ای، با کاستی و با بهره گیری از یکی از ترانه‌های معروف جون بائز، خواننده‌ی دوره‌ی اعتراض در امریکا، توسط «جمع هم‌اندیشی زنان» در تجمع اعتراضی خرداد ماه سال ۱۳۸۴مقابل دانشگاه تهران سر داده شد. «جمع هم‌اندیش زنان» تشکل غیرنهادمند و مستقل زنان بود که در سال ۱۳۸۲ پس از بردن جایزه صلح نوبل توسط شیرین عبادی از نحله‌های متفاوت و متکثر زنان در قالب فوروم ساخته شد. در میان این زنان کسانی بودند که برای اولین بار به صدای بلند در میان جمع آواز می‌خواندند. اما به هرحال، این سرود نه هم‌چون تولیدی حرفه‌ای و هنری بلکه حاصل تلاش گروهی از زنان برای داشتن «سرودی از آن خود» در آمد.در سال ۱۳۸۵ در پی پیشنهاد تدوین منشور زنان در جمع هم‌اندیشی، پس از دو سال پی‌گیری و اخذ آرای گروه‌های مختلف زنان، در سال ۱۳۸۶ تدوین و به جامعه عرضه شد.

دریافت مقاله

نوشته پیش رو در پی فهم رابطه‌ای است میان جامعه، سیاست و هنر در تاریخ معاصر ایران. به‌صورت دقیق‌تر، در پی فهم نسبتی است میان جنبش‌های اجتماعی معاصر و فضاهایی که در همان محدوده زمانی جنبش‌ها، در هنر خلق شده است. در خصوص هنر، تأکید بیشتر بر ادبیات و در درجه اول شعر بوده است، چراکه ادبیات تنها شکل تولید فرهنگی است که تمام و کمال به زبان متکی است و جز کلمه چیزی ندارد و اتفاقاً همین باعث می‌شود که بیشترین تقاطع را با سیاست داشته باشد. سیاست‌ورزی هم درنهایت شکلی از بلاغت است و تا کلمه‌ای در کار نباشد و روایتی شکل نگیرد رخنه به قلب و جان مردمان هم ممکن نخواهد بود. در این رهگذر تعریفی از جنبش ارائه می‌شود و در ادامه نگاهی کلی به چند فراز تاریخ معاصر از جمله مشروطیت، جنبش‌های سی و چهل، انقلاب پنجاه و هفت، خرداد هفتاد و شش و جنبش هشتاد و هشت و آنچه تا به امروز ادامه داشته است خواهیم داشت. هم‌چنین سعی داشته‌ایم تا حد امکان، آنچه نام امید بر خود گرفته را هم به پرسش بکشیم و امید را در مقام خیر اعلی قرار ندهیم. هرچند هر جنبشی به معنای امید بستن یا امید داشتن به حل تضادها است؛ گاهی امید زیاد از حدِ حاصل از یقین به حقانیت یک چیز، که نگاهی تک بعدی به امور را به وجود آورده، سبب شده امکانات واقعی پیش روی یک جنبش را نیز به درستی تشخیص ندهیم و در مواجهه با شرایط واقعی خیلی زود دچار یأس شویم.

دریافت مقاله

حکم‌راندن و تمایز میان حاکمان و فرمان‌بران متعلق به قلمرویی است که ماقبل قلمرو سیاسی است و آن چه قلمرو سیاسی را از قلمرو «اقتصادی» خانوار متمایز می‌کند این است که دولت‌شهر (پولیس) مبتنی است بر اصل برابری و میان حاکمان و فرمان‌بران تفاوتی را قائل نیست.

هانا آرنت، کتاب میان گذشته و آینده

دریافت مقاله

مقاله‌ی ارزشمند خانم فاطمه صادقی را با عنوان «آرکیولوژیِ اندیشه‌ی تأسیسی در ایران» خواندم؛ با باورها و رویکردهای نویسنده در بسیاری موارد، همدل هستم؛ اما برخی استدلال‌ها و مستندات  نویسنده، نیازمند بازنگری و اصلاح است. به برخی از آنها اشاره می‌کنم.

دریافت مقاله

امید سیاسی نه تنها ارزشمند، بلکه برای نیل به دگرگونی اجتماعی به‌سوی وضعی بهتر، ضروری است «ارنست بلوخ»

پرسش

یکی از پرسش‌هایی که اغلب در میان نیروهای سیاسی و روشنفکران مطرح می‌شود این است:

جامعه‌ی ایران در بسیاری از جنبش‌ها، از جمله مشروطه‌خواهی، ملی شدن نفت و حقوق زنان، در میان کشورهای همتای خودش جلودار بوده است؛ نیز، ایران یک انقلاب اجتماعی را تجربه کرده و جنبش اصلاحات ۱۳۷۶ و دموکراسی‌خواهی ۱۳۸۸ را پشت سر گذاشته است؛ اما چرا اغلب این جنبش‌ها اگر شکست نخوردند، یا ناتمام رها ماندند، یا در صورت پیروزی به‌سرعت به ضد خود تبدیل شدند.

در نظریات، تحلیل‌ها و جمع بندی‌هایی که جنبش‌های اجتماعی را کانون توجه خود قرار می‌دهند، همواره امید عاملی تعیین‌کننده قلمداد می‌شود و ناامیدی آسیبی عمیق در نظر می‌آید که شکل‌گیری یک جنبش را مانع می‌شود و پیشروی آن را جلو می‌گیرد. در این صورت، آیا می‌توان گفت که مشکل جنبش‌های اجتماعی دوران معاصر ایران، نبود امید است؟

دریافت مقاله

شمارگان ۹ و ۱۰، پائیز و زمستان ۱۳۹۸۱۳۹۹-۴-۳۰ ۱۱:۴۵:۱۱ +۰۰:۰۰

شماره‌های ۷ و ۸، بهار و تابستان ۱۳۹۸

رهایی و تراژدی

دریافت مجله

شوریدگی دختری که بسیار زودتر از حد تصور ناچار شد بارِ یک زندگی را بر دوش بکشد و با به بند کشیدن خود یک زندگی را سامان دهد؛ «نام»ی که با تراژدی او زاده شد تا به نامی نیاکانی بدل شود و به رغم ابدیت، جاودانگی را برایش به ارمغان بیاورد و سرانجام، «آزادی» و «آزادگی» تنها از خلال رهایی یافتن از زبان برای فرورفتن در تخیل ادبی، با تبدیل کردن زندگی خود به یک داستان، به یک روایت، ممکن شد.

دریافت مقاله

آرنت بین آزادی و رهایی تفاوت قائل است، از نظر او رهایی و آزادی یكی نیستند و رهایی ممكن است شرط آزادی باشد ولی بی‌هیچ رو خود به خود به آن نمی‌انجامد. رهایی امری درونی‌تر است و آزادی سیاسی‌تر. به هر روی بعید است گروهی اجتماعی یا مردمی بدون دستیابی به رهایی، آزاد شوند. شاید همین است که تاکید بر آزادگیِ شخصی و رهایی در ادبیات فارسی چنین دارای سابقه است. زنان هم در این مورد استثنا نیستند. گرچه بیشتر آنچه فمنیسم ایرانی سعی در دستیابی به آن دارد در چارچوب «آزادی» قابل تقسیم‌بندی است، اما از منظری ژرفانگرتر، بعید است زن ایرانی بی رهایی، رهایی از وضعیت، رهایی از ساختار حاکمیتی و رهایی از قیدهایی که مدرنیته و سنتی مخدوش برایش ایجاد کرده‌اند به آزادی دست یابد. نگارنده این سطور هم روزگاری، وقتی شغل و جایگاهی در ایران داشت تصویر دقیقی از رهایی نداشته است، رهایی برای او نیز آن زمان به وقوع می پیوندد که تعلقی نیست یا حتی دیگر امکان تعلقی محقق نیست. آن سوی این دیوار، دیواری که عرف و زن بودگی به مثابه چارچوب‌های مدون ایجاد کرده‌اند، می‌تواند رهایی باشد. رهایی‌ها که جمع شوند شاید…بتوانند به آزادی ختم شوند. دست کم صاحب این قلم چنین امیدی دارد.

دریافت مقاله

تاریخ را انسان می‌نویسد و سوژه‌ی کانونی آن هم انسان است. اما دیدگاه تاریخ‌نگاران زن این است که تاریخ را مرد می‌نویسد و سوژه‌ی آن هم مرد است. از این روست که تاریخ را دوباره می‌شود نوشت و حوادث را به گونه‌ای دیگر تفسیر کرد؛ آن چنان هستی تاریخی زنان نیز در این حوادث آشکار شود. تاریخ‌نگاری زنان، نقد آن تفکر سنتی است که زنان را در انقیاد جایگاهی فروتر از مردان قرار می‌دهد و تلاشی است برای رهایی زنان از این انقیاد و کشاندن آنان به متن تاریخ، ثبت فعالیت‌های آنان به عنوان کنشگر و بازیگر فعال تاریخ و نیز ثبت ذهنیت آنان در تاریخ است.

دریافت مقاله

زیست کارآفرینان ناب موجب همبستگی اجتماعی و همدلی جماعات انسانی است. گرچه کنش آنان در وهله‌ی اول آفرینش کاری نو، مبتنی بر نیازهای انسانی را برجسته می‌کند، اما استمرار و خودآگاهی نسبت این کنش، به تدریج تصویری از یک تغییر رادیکال در وضع موجود را وضوح می‌بخشد. آیا گسترش کارآفرینی ناب می‌تواند بدیلی برای وضع موجود بیافریند؟

دریافت مقاله

در دوران کودکی، بارها رویای عجیبی می‌دیدم. خواب می‌دیدم که دیوارهای خانه از چهار سو و سقف از بالای سرم، نزدیک و نزدیک‌تر می‌شدند و خانه آن‌قدر تنگ می‌شد که گویی درون گوری حبسم کرده‌اند. پلک‌‌هایم را بر هم می‌فشردم تا لحظه‌ای روشنای نوری را از پشت پلک‌های بسته‌ام حس می‌کردم؛ چشمانم را باز می‌کردم و خودم را در دشتی سرسبز می‌دیدم که با هر گام مانند غزال‌ها به پرواز در می‌آمدم و نسیم خنکی گونه‌هایم را نوازش می‌کرد و به هر سو که می‌خواستم می‌دویدم. آن تنگنا و آن رهایی چند سالی با من بود و این رویای پرتکرار، تا سال‌های آشنایی‌ام با فلسفه‌ی رهایی ادامه یافت. فلسفه‌ی رهایی، با آن رویاهای کودکی درآمیخت. آنچه نیچه اَبَرانسانِ «رهاشده از ترس و دست‌یافته به آزادی راستین» می‌نامید، شاید هرگز تحقق نیابد. اما من رویای رهایی را نه برای امکان تحقق‌اش، بلکه برای زیبایی‌اش دوست ‌دارم و سال‌هاست که با این رویا زندگی می‌کنم. سال‌ها با خود می‌گفتم که رهایی، فطرت بشری است. اما امروز، حتی در پی اثبات دینی و غیردینی‌اش نیستم؛ بلکه همچون «باب راس»، معلم نقاشی محبوب من، تابلویی را ترسیم می‌کنم که فرجامین تصویرش را نیز نمی‌دانم که چیست. رویکرد ما به رهایی، می‌تواند از جنس شادی هنرمندانه باشد، از جنس لذت هم‌نشینی آواها بر دفتر نت‌های ولفگانگ موتسارت و لودویگ فان بتهوون یا باهم‌آیی کلمات در ترانه‌های خراسانی ابراهیم شریف‌زاده. با واکاوی متونی که برخی برای نخستین بار از زبان آرامی به فارسی ترجمه شده‌اند، می‌توان نشان داد که این رویا، رویایی دیرین است، شاید به درازنای تاریخ اندیشه‌ی بشر.

دریافت مقاله

با آغاز دوره‌ی روشنگری، رهایی سوژه توجه بسیاری از فیلسوفان و نظریه‌پردازان اجتماعی و سیاسی را به خود جلب کرد. در انتهای سده‌ی بیستم میلادی که مدرن‌های متاخر و پسامدرن‌ها از طریق بازنگری در ریشه‌های فکری عصر روشنگری و پیامدهای عملی آن، رهایی را در فرایند پیچ و خم‌های پروژه‌ی مدرنیته با چالش‌هایی جدی مواجه دیدند. آیا طریقی به جز آن چه غرب پیمود وجود دارد تا انسان از سلطه و سرکوب رها شود؟

دریافت مقاله

هیچ جامعه‌ای وجود ندارد که کم یا بیش تنی زخمی از فقر، بی‌عدالتی، فقدان آزادی و فساد و بی‌حرمتی و طرد نداشته باشد. تحمل طاقت فرسای این وضعیت اگر به درازا بیانجامد و افقی گشوده نشود، هر جامعه‌ای در معرض این خطر خواهد بود که برای رهایی از مصائب فراوانش، دست به انتحار بزند، یا لخت و ناامید و فرورفته در خود، ایام را به امید فرارسیدن مرگ تحمل کند. تداوم بی‌سرانجام معضلات جامعه، مردم را به آرزوی تلخ مرگ جامعه می‌کشاند. مرگی که به تدریج در نتیجه گسیختگی‌های اجتماعی و اخلاقی و تنازعات درونی از راه برسد یا اسکندری به جای نادر، یکباره آن را به پایان برد. رانه مرگ در همین صور، با حیات اجتماعی بشر همراه بوده است. اما جوامع اگر به زندگی ادامه می‌دهند، به این معناست که به رغم معضلات جامعه، رانه مرگ غلبه ندارد. جامعه همزمان سرشار از رانه زندگی نیز هست. رانه زندگی با دو چهره، به زندگی اجتماعی امکان تداوم می‌بخشد: نخست از طریق بی‌اعتنایی به زخم‌های خونین موجود و بحران‌های پیش رو، دوم از طریق خلق و تولید امید به رهایی. عشق به آینده و باور به شرابی که شاید هنوز در رگ تاک باقی مانده باشد.

دریافت مقاله

«رهایی دیزونانس» اصطلاحی که نخستین بار آرنولد شوئبرگ به کار برد، مدت‌ها ذهن مرا به این پرسش مشغول کرده بود که؛ آیا می‌توان مفهومی مشابه را در تحولات معاصر موسیقی ایرانی جست یا حتی اگر فعلا محقق نیست، تخیل کرد؟ تامل برای یافتن پاسخ این پرسش هر بار به دلیلی عقب افتاد تا امروز که عاقبت به مناسبت موضوع این شماره‌ی پویه فرصتی مغتنم برای پرداختن مقدماتی به آن به دست آمد. اما پیش از رفتن به سر پرسش اصلی ناگزیر باید حالت‌های دیگر ارتباط دو کلمه‌ی موسیقی و رهایی را بکاویم و بدانیم این مقاله به کدام‌ها نمی‌پردازد و چرا.

دریافت مقاله

موضوع “زنان” تبدیل شده است به یک مسئله، یک امر اجتماعی و از این جهت مهم است. زنان، نیمه‌ی نادیده‌ی تاریخ مذکر که امروز مطالبه‌گر شده‌اند، محرومان ِاز قدرت و منابع که اینک با هیئت آبرومندانه و جدیدِ مطالبه جویان و سهم‌طلبان در قلمرو عمومی حضور یافته‌اند، جهت تغییر شرایط اجتماعی خود و اثرگذاری در ساختارهای جامعه به منافع خود پرداخته‌اند، روایت خود را گفته‌اند؛ خود را در تاریخ جا داده‌اند و خواهان حضور در متن اخبار و جامعه در آینده تاریخ شده‌اند.

این نوشتار به بررسی و افشای اَشکال غیبت‌یافته «سلطه» در جامعه نسبت به زنان از خلال توجه به مفهوم سلطه در معنای مشروعیت در اندیشه شریعتی و بوردیو می‌پردازد و درصدد است سلطه را در مفهوم بوردیویی آن (مشروع نشان دادن) در دیدگاه شریعتی بررسی کند و موقعیت فرودست زنان را نه تنها به علت ظلم مستقیم مردان یا نابرابری‌های قانونی و …، که به دلیل نقش مهم و مغفول مانده‌ی «همدستی زن» در «درونی کردن»،«سود»هایی که به عنوان «ارزش» در جامعه پذیری زنان نقش داشته است، روشن سازد. بی تردید، تمامی مباحثی که درباره سلطه صورت می‌گیرد نه برای به رسمیت شناختن آن، بل تلاشی است در جهت کنار زدن پرده از ریشه مشکلات درجهت نفی و آشکار کردن شرارت‌های پنهانی آن در مشی «آگاهی بخشی– رهایی بخشی» متفکران این اندیشه (شریعتی و بوردیو).

پیر بوردیو بر آن بود که هدف تحقیقات اجتماعی، قادر ساختن مردمان برای درک بهتر عمل خودشان و فهم کنش دیگران است. لذا هدف انجام پژوهش به مثابه یک روند توانمندسازی ازطریق خود آگاهی است. چه، به گفته‌ی شریعتی: آگاه بودن نسبت به اسارت، خودش عاملی در جهت نجات است.

دریافت مقاله

میل به تغییر، نقش مهمی در هویت ظاهری زنان ایفا می‌کند. در این میل به تغییر، دیدگاه عاملان و شناخت راهبردها در مواجهه با پدیده زیبایی‌خواهی قابل تامل است. در این‌جا، عواملی مهم چون دل‌زدگی رومزه زنان از نقش‌ها و هویت‌ها، فشارهای جامعه و اطرافیان، تقابل سنت و مدرنتیه و فضای رقابتی ارائه یک هویت مورد پذیرش از سوی زنان برای رهیدن از پیله فشارهای جامعه و اطرافیان، تاثیر زیادی دارند.

با در نظر داشتن مبحث مدرنیته و تسلط ارزش‌های آن در جوامع مدرن که مسئله هویت را در این جوامع اهمیت می‌بخشد، در این نوشتار سخن از تولید و بازتولید هویت‌هایی ا‌ست که بر اثر فشارهای ناشی از جامعه به زنان وارد می‌شود و به شکل برجستگی هویت‌های ظاهری و همین‌طور رهایی زنان از هویت‌های نادلخواه شکل می‌یابد.

بازنمایی هویت‌هایی که به مدد جراحی‌های زیبایی در زنان در حال تولید، تغییر و گاه ترمیم است‌، بحث ارزش‌ها و چگونگی تحرک‌ها و جابه‌جایی‌های اجتماعی را برهم می‌زند‌. باز تولید این هویت‌ها و رهایی از هویت‌های پیش‌ساخته نادلخواه چنان در همه طبقات اجتماعی هم‌رنگ و هم‌سنگ است که گویی متعلق به طبقه خاصی نیست.

زمانی که فردگرایی به میدان می‌آید، ارائه هویت‌های ظاهری و کلیت هویت‌ها بر اساس ملاک‌هایی ‌چون شبکه خانواده ‌،گروه‌های خویشاوندی و پایگاه تحصیلی رنگ می‌بازد چرا که ملاک هویت، ‌ظاهری است و ابزار آن هم مهیاست. ‌چه چیزی جذاب‌تر و مهم‌تر از ویتریتن‌های خوش‌رنگ و خوش‌فرم پزشکان قسم خورده­ی زیبایی و همین‌طور توصیه‌های پزشکی ایشان برای رهایی زنان از هویت‌های نادلخواه در جامعه.

دریافت مقاله

این نوشتار روایت کاریکاتورهای نشریه توفیق طی سال­های انتشار آن (۱۳۰۰ تا ۱۳۵۰) است. پنجاه سال پر ماجرا که در آغاز، مشروطه نوپا را نوعی اقتدارگرایی فردی به حاشیه راند و تا سال­ها آزاد­ی­های اجتماعی و سیاسی کاهش یافت. با خروج رضاشاه از ایران نظام سیاسی کشور به نوعی از آزادی همراه با هرج و مرج دست یافت. وطن هنوز از جرعه‌های آزادی سیراب نشده بود که کودتایی(۲۸مرداد ۱۳۳۲) آزادی سیاسی را برای سال­های دیگر به محاق برد. البته در این سال­ها، آزادی افراد برای انتخاب نوعی سبک زندگی­ متفاوت از جامعه سنتی آن ایام پذیرفته و حتی تشویق می‌شود.

در این دوران معادل­های استعاری فراوانی چون «مام میهن»، «سرزمین مادری»، «ایران خانم» برای اشاره به مفهوم وطن رواج داشت. واژگانی که به طور استعاری برای اهمیت وطن این دلیل را اقامه می­کنند که برای حفظ زنی که به ما تعلق دارد، [وطن] باید جان داد. روایت نشریه توفیق از وطن زنی است که باید رها شود. این رهایی از از استبداد و استعمار و گاه از معضلات و مشکلات اقتصادی است.

دریافت مقاله

فرد و جامعه، همواره در شرایط ویژه‌ای از سلطه و سرکوب چهره‌ای از تاریخ را نمایان می‌کنند. چهره‌ی دیگر این تاریخ تلاش و مبارزه‌ی همیشگی تحت سلطه‌گان و سرکوب‌شدگان برای رهایی است. این تلاش فردی و اجتماعی همواره با شرایط عینی جوامع و روان انسانی افراد درمی‌آمیزد. به همین دلیل، رهایی با مفاهیمی چون عدالت و برابری، شناسایی و ارج‌گذاری، آزادی و آزادگی پیوند می‌خورد و این‌گونه رهایی ساحتی فلسفی می‌یابد و دلمشغولی بسیاری از فیلسوفان و نظریه‌پردازان سیاسی و اجتماعی می‌شود.

دریافت مقاله

جمله ای که عنوان این نوشته شده است، نقل قولی است از میشل دو مُنتِنی در باره اینکه چرا او اتین دو لابوئسی را دوست داشته است.این مقاله از طریق ساخت‌گشایی این نقل قول و برجسته ساختن عناصر و مولفه های اصلی آن، بحث خود را در دو قسمت به هم پیوسته به سامان می‌رساند. در قسمت اول رهایی را به ترتیبی که خواهد آمد، در دوستی پی‌می‌گیرد و در قسمت دوم از طریق نگاهی به وجوه اصلی زندگی پوران شریعت رضوی ، درس‌هایی از زندگی او بر می‌کشد. درس هایی که، به آسانی و بدون تلاش برای تحریف داده‌ها، با درس دوستی و آئین رهایی همساز شده‌اند.

دریافت مقاله

مضمون رهایی برای ایرانیان آشناست و این آشنایی در طول تاریخی طولانی به وجود آمده است. اگر سرکوب و سلطه برانگیزاننده‌ی رهایی است، تاریخ ایران مشحون است از تلاش برای رهایی. چنین تلاشی که عمدتا برای رهایی از ظلم و بی‌عدالتی، نابرابری و برده‌انگاری بوده است، فرازهای تاریخ پر پیچ و خم ایران را برساخته است.

آرمان و اندیشه‌ی رهایی وجودی دیرین دارد و می‌توان مدعی شد که یکی از مهم‌ترین محرک‌های تحول در مسیر تاریخ بشری است. هر کجا و هر هنگام که انسان از وضعیت سلطه و سرکوب آگاهی یافته است، آرمان و اندیشه‌ی رهایی نیز آشکار شده است. گویی چیزی در درون انسان وجود دارد که باید رها شود؛ چیزی که باید با کنشی رهایی‌بخش همراه شود.کنش رهایی‌بخش، چیزی را آزاد می‌کند، که هم‌چون یک هویت در حال شدن یا استعدادی در حال تحقق، موجودیت داشته است، اما نیروهای سلطه‌جو و سرکوب‌گر از تکامل و توسعه‌ی آزاد آن جلوگیری می‌کنند. به این معنا می‌توان گفت که رهایی بدون سرکوب معنا ندارد. از آنجا که میان وضعیت رهایی و نظم مستقر جامعه یک شکاف کامل وجود دارد، رهایی یک کنش رادیکال را می‌طلبد. البته این کنش لزوما خشونت‌بار نیست، بلکه مستلزم گام نهادن در سویه‌ای کاملا متفاوت با وضع موجود جامعه است.

از جمله مباحثی که در سده‌ی بیستم میلادی با مفهوم رهایی پیوند خورد و گسترشی جهانی یافت رهایی جوامع مستعمره از طریق استقلال از حاکمیت استعماری، رهایی زنان از سلطه‌ی مردان و رهایی کارگران از سرکوب استثمار بوده است. معمولا گفته می‌شود که سرکوب زنان جنبه‌ای مضاعف دارد، چون زنان، علاوه بر تحمل فشارهای یک جامعه‌ی مردانه، به لحاظ طبقاتی، و سیاسی نیز در معرض انواع سرکوب‌هایی قرار دارند که مردان نیز دچار آن هستند. در حال حاضر، بحث رهایی زنان از سرکوب مردان و سلطه‌ی گفتمان مردانه از جمله مهم‌ترین تلاش‌ رهایی‌بخش مستمر و مدرن در جامعه‌ی ایرانی است. از آنجا که این شماره از نشریه پویه به خانم پوران شریعت رضوی تقدیم شده است، دانشورانی که تهیه‌ی این مقالات را به عهده گرفتند، بر روی موضوع رهایی زنان در ایران تمرکز بیشتری کرده‌اند.

دریافت مقاله

شماره‌های ۷ و ۸، بهار و تابستان ۱۳۹۸۱۳۹۹-۴-۳۰ ۱۱:۴۰:۴۲ +۰۰:۰۰

شماره ۵ و ۶، پاییز و زمستان ۱۳۹۷

گفت‌و‌گو
و احیای سیاست در ایران

دریافت مجله

روز جمعه، ۲۳ شهریور، به دیدار محمدرضا شفیعی کدکنی رفتیم. خانه انباشته از کتاب و شاگردان استاد بود. میهمانان یکی پس از دیگری می‌رسیدند؛ برخی ناچار خداحافظی می‌کردند. استاد با ورود هر میهمان از جای برمی‌خاست و خود پذیرایی می‌کرد. سخنانش با هر گروه در زمینه‌ای متفاوت بود و پرسش‌ها متفاوت‌تر. عبارات کتاب‌ها و مقاله‌ها را از حافظه نقل می‌کرد و گاهی کتابی را از انبوه کتاب‌هایش بیرون می‌کشید و بی‌درنگ صفحه‌‌ای را می‌گشود و گاهی نیز خاطره‌ای را از سال‌ها قبل با جزئیات نقل می‌کرد.

پیش‌تر چند بار از او، در باره‌ی نسبت دموکراسی و عرفان پرسیده بودیم و این‌بار بحث در باره‌ی «گفت‌وگو به مثابه امری اجتماعی» و نسبت آن با عرفان را پیش کشیدیم. سخن از هنر و میراث فرهنگی ایران به میان آمد. قرار نبود مصاحبه کنیم. بنابراین، آن‌چه گزارش شده، حاصل بحث‌ها و پرسش‌هایی فی‌البداهه در مورد ایده‌ای است که حاوی نکاتی بسیار مهم و قابل تامل برای اندیشمندان و روشنفکران ایرانی است.

دریافت مقاله

«خدایا! به من قلبی عطا کن که گوش می‌سپارد»

عهد عتیق، کتاب سالومون-شاهان

اهمیت یافتن گفت‌وگو از سر چیست؟ این «من» است که سر برآورده یا آن «دیگری» است که شأنی یافته؟ این”منِ» بازی‌خورده یک «ما»ی یک‌پارچه و تک‌صداست که دیگر به حرف آمده یا «دیگری»‌ای که جهنم بود و تهدید محسوب می‌شد و اکنون بدل شده است به فرصت؟ شاید هم این طریقه کشف حقیقت است که از قطعیت افتاده و نیازمند اجماع عمومی و گرویدن همگانی است؛ دیگر نمی‌شود پشت آن سنگر گرفت و شلیک کرد.

دریافت مقاله

در تاریخ معاصر ما گفت‌وگو آن‌گونه که فلاسفه سیاسی غربی مطرح کرده‌اند چندان بروز و ظهور نداشته و به‌عنوان راه‌کاری جدی در معادلات سیاسی قدرت مطرح نبوده است. نه‌تنها حاکمیت و احزاب تمایل چندانی به حمایت از گفت‌وگو در سپهر عمومی نداشته‌اند و حتی مانع آن شده‌اند، بلکه خود نیروهای مدنی هم جز در موارد خاص تاریخی و به تعبیری فرصت‌های ساختاری سیاسی قادر به پیشبرد گفت‌وگو و رسیدن به اجماع نظر نشده‌اند. در سال‌های اخیر هم تقویت سیاست هویت در سطح جامعه و نیز تغییر و تحول در سیاست دانش تأثیر منفی بر امکان گفت‌وگو داشته و تحقق گفت‌وگو را دشوارتر از قبل کرده است. در چنین شرایطی نیروهای مدنی طرفدار گفت‌وگو هم باید به پرسش‌های مطرح درباره چگونگی اجرای گفت‌وگو جواب دهند و هم این‌که ائتلاف حاکم را ندیده نگیرند. زیرا حاکمیت می‌تواند هزینه گفت‌وگو را بیش از حد افزایش داده، میل به مشارکت در گفت‌وگو را کاهش دهد. از این منظر انتخابات می‌تواند فصل مشترک گفت‌وگوگران سپهر عمومی از یک طرف و حاکمیت از طرف دیگر باشد. رواج و گسترش شبکه‌های اجتماعی مجازی فرصتی برای بازنگری در اهمیت گفت‌وگو در سیاست فراهم کرده است.

دریافت مقاله

انقلاب ایران با دو ویژگی، که گویی قراری است نانوشته میان افراد یک جامعه‌ی انقلابی، پا به عرصه‌ی وجود  گذاشت: یک ویژگی آن بود که در خارج رو به سوی مبارزه با سرمایه‌داری جهانی داشت و ویژگی دیگر آن بود که در داخل در اندیشه‌ی احیای دوران طلایی گذشته بود. این انقلاب مسیری پرپیچ وخم را طی کرد و در طول چهار دهه جامعه‌ی پساانقلابی به نحوی فزایده از آن دو ویژگی فاصله گرفت، اما از آن جدا نشد. همچنان این دو ویژگی حضور دارد و در کنار عناصر نافی خود وضعیتی بغرنج را به وجود آورده است. در این وضعیت جامعه به قرار تازه‌ای نیاز دارد.

دریافت مقاله

اگر بپذیریم جامعه‌ی ایرانی به لحاظ فرهنگی متنوع است، آن‌گاه سیاست‌های دولت در چه جهتی باید تدوین شود تا همبسگی در سطح ملی پایدار بماند؟ یکسان‌سازی از بالا در جهت تفوق بخشیدن به فرهنگ و الگوی زیستی خاصی در واقع الگوهای زیستی دیگر را طرد خواهد کرد و حس تعلق به دولت-ملت را در میان فرهنگ‌های طرد شده کاهش می‌دهد و  در نتیجه جامعه‌ی ایرانی دستخوش واگرایی و گاه تعارض می‌شود. در حالی‌که هنجار مورد پذیرش همگان آن است که همه‌ی افراد و گروه‌ها و اقوام جامعه باید در دایره‌ی یک دولت ملی قرار گیرند. با این توجه، چگونه می‌شود از سیاست طرد فاصله گرفت و به سیاست شمول نزدیک شد؟

دریافت مقاله

دموکراسی بیش از این که تکنیکی سیاسی و شیوه‌ای از حکمروایی و تدبیر دولت‌ها باشد، سبکی از زندگی نیز هست. پس جای دارد ظرفیت‌های معرفتی و اکتشافی آن توسعه پیدا بکند و محدودیت‌هایش رفع شود. دست‌کم یک کاستی در رویه‌های مرسوم و متعارف دموکراسی هست و آن این است که «می شماریم و هر کدام بیشتر بود، همان را انتخاب می‌کنیم»! این رویه، بدون ارتباط و مفاهمه و گفت‌وگو لزوما نمی‌تواند اختلافات اجتماعی را به نحو پایدار برطرف بکند. کار شمارش تمام می‌شود، اما چه‌بسا قهر و بیگانگی‌های آشکار و پنهان هم‌چنان باقی مانده‌اند و پایداری و همبستگی بشری و زندگی صلح‌آمیز انسانی دست نیافتنی است.

دریافت مقاله

پیش از انقلاب، در هنرهای تجسمی گرایشاتی چون هنر سقاخانه، نقاشی سنت‌گرا و نگارگری ژانر منظره و پرتره و طبیعت، هنر  مدرن شامل هنر انتزاعی تا هنر فیگوراتیو، و هنر چپ‌گرا منادی هنرمتعهد، گفت‌وگویی را در سپهر عمومی هنر ایران به راه اندازخته بودند؛ در این میان، گفتمانی که غلبه داشت هنر مدرن بود. در پی انقلاب هنر متعهد با گسترش هنر اعتراض گفتمان غالب شد و با تحکیم نظام اسلامی و آغاز جنگ این گفتمان رنگ و بوی اسلامی پیدا کرد. اما طی چند دهه، فرایند گفت‌وگو از طریق کتاب‌ها و نشریات کلاس‌ها و محافل، گفتمان نقاشان انقلاب که گفتمانی غالب بود و دیگر گفت‌مان‌ها را به حاشیه رانده بود، خود به حاشیه رفت و گفتمان دیگری غلبه یافت.

دریافت مقاله

موسیقی این‌گونه شهرت یافته است که مرزی نمی‌شناسد و فراتر از مرزهای ملی و فرهنگی و تمدنی، ظرفیت پذیرفته شدن و مورد تفسیر قرار گرفتن از طرف «دیگری» را دارد. آن‌گاه که اثری آفریده می‌شود و این اثر را مخاطبانی دریافت می‌کنند، آیا چنین فعل و انفعالی را می‌شود به صورتی عامیانه گفت‌وگو نامید؟ یا در سطحی فلسفی، آیا به مدد مفهومی که گادامر «درآمیزی افق‌ها» می‌نامد، می‌شود آن را توضیح داد و بر این اساس، نام گفت‌وگو برآن نهاد؟ اما پیش از آن باید پرسید که موسیقی چه نوع گفت‌وگویی را میسر می‌کند و چه افق‌هایی را بر گفت‌وگو می‌گشاید؟

دریافت مقاله

اگر گفت‌وگویی در مقیاس جهانی بخواهد صورت گیرد چگونه گفت‌وگویی است؟ چنین گفت‌وگویی می‌شود تحت نام‌هایی چون گفت‌وگوی تمدن‌ها، شرق و غرب یا جهان استعمارگر و جهان استعمارزده، طرح شود، اما آیا چنین گفت‌وگویی ممکن است یا ممتنع؟ چگونه می‌شود امکانی برای آن گشود.

دیتر میسگلد، از شاگردان هانس گئورگ گادامر، فیلسوف آلمانی، در باره‌ی چنین گفت‌وگویی، با هدف ایجاد شرایطی که این گفت‌وگو را ممکن کند، دیدگاهی دارد که بر به «رسمیت شناختن شدن» و «در جایگاه برابر قرار گرفتن» طرف مقابل یا «دیگری» استوار است.

دریافت مقاله

گفتگو به معنای هابرماسی آن روندی ارتباطی برای رسیدن به اجماع در یک جامعه یا همبود است. لازمه‌ی این گفتگو هنجارهای گفتگو از جمله برابری در دسترسی به گفتگو، تاثیرناپذیری گفتگو از مرتبه شرکت‌کنندگان در گفتگو و پرهیز از فریب، پنهان‌کاری و عمل استراتژیک در گفتگو است. رعایت این هنجارها در جامعه داخلی به خاطر هنجارمند بودن آن ممکن است اما در سیاست بین‌الملل که بر اساس نظریه‌های مسلط روابط بین‌الملل از جمله رئالیسم سیاسی، آنارشیک و سلسله مراتبی است و قدرت و منافع ارزش‌های آن هستند، آیا ناممکن است؟

دریافت مقاله

اولین کسی که به جای پرتاب نیزه، ناسزا گفت، بنای تمدن را نهاد

زیگموند فروید

موضوع ارتباط بین افراد و تنظیم روابط بین‌فردی از مهم‌ترین چالش‌های زندگی انسان‌های امروزین است. این امر نه‌تنها در زندگی فردی اهمیت بسزایی دارد، بلکه در ارتباطات اجتماعی، حرفه‌ای و سیاسی هم مؤثر است. بسیاری از تنش‌ها و مشکلات اجتماعی به دلیل سوءتفاهم در روابط بین فردی ایجاد شده، تداوم یافته و منجر به مشکلات ارتباطی شده است.

از همین رو در این نوشتار بیشتر به موضوع تأثیر ابراز کلامی هیجانات و نقش گفتگوی درون‌ذهنی و بین فردی در بهبود حس درونی افراد، تقویت و تسهیل ارتباطات بین فردی و هم‌افزایی و بهره‌وری در زندگی اجتماعی پرداخته می‌شود، گرچه تأثیرات سیاسی اجتماعی این امر مهم و قابل بسط است، اما در این‌جا مورد تأمل قرار نگرفته است.

دریافت مقاله

اگر بپذیریم که گفت‌گو جزئی از سبک زندگی و فرهنگ یک جامعه است، سهم گفت‌وگو در برابر سهم سخنرانی و نوشتن و تک‌گویی‌ها در فرهنگ و تاریخ جامعه‌ی ایرانی چقدر است؟ آیا گفت‌وگو همان بحث و مجادله است و آیا اساسا “‌گفت‌وگو” در جامعه‌ی ایرانی خوب فهمیده شده است؟

حال اگر به تعريف درست و دقيقي از گفت‌وگو دست يابيم، و با مروری بر تاریخ مکتوب و فرهنگ شفاهی ایران اگر تشخيص دهيم سهم گفت‌وگو در ارتباطات اجتماعي در ايران اندک است، آنگاه چه باید کرد؟

دریافت مقاله

ایرانیان زیادی به خارج از ایران مهاجرت کردند. خواست اغلب مهاجران در تعامل خود با جامعه‌ی میزبان از نوع سازگاری است. اما در صحنه‌ی عمل این سازگاری به سادگی حاصل نمی‌شود. غریبه بودن و دیگری محسوب شدن انسان مهاجر معمولا چالش‌هایی را هم برای خود مهاجر و هم برای کشور میزبان یجاد می‌کند. در این مواجهه، عمدتا ترس‌ها، اضطرابات، عدم قطعیت‌ها و هیجانات، در انسان مهاجر بیش از میزبان برانگیخته می‌شود. اما این مواجهه روی دیگری هم دارد: انسان مهاجر این امکان را می‌یابد تا نسبت به هویت غیرمنعطف خویش آگاه شود و تلاش کند هستی خود را به روی هستی‌های ناشناس دیگر بگشاید.

دریافت مقاله

چندی پیش در یکی از پژوهشکده‌های اقتصادی پایتخت جلسه‌ای به‌منظور نقد افکار و نوشته‌های یکی از اقتصاددانان مطرح کشور برگزار شد که در آن یکی ازمنتقدان این پرسش را طرح کرد: چرا در اغلب نوشته‌های اقتصاد دانان مقوله آزادی و دموکراسی مغفول ماند؟ این پرسش هرچند در خور توجه به‌نظر می‌رسد، ولی باید این‌گونه مطرح شود: چرا جریان غالب در اقتصاد به مقوله آزادی و دموکراسی کم اعتناست؟ نیز باید پرسیده شود: چه رابطه متقابلی بین دموکراسی و آزاداندیشی و نظام اقتصادی حاکم بر جامعه وجود دارد؟ آیا مفهوم دموکراسی همان انتخابات هر چهار سال یک‌بار است که مردم به قوه مجریه و مقننه تفویض اختیار می‌کنند و تصمیمات مهمی مانند اصلاحات اصول مهم قانون اساسی، قانون کار، وتکانه و چرخش ۱۸۰ درجه‌ای را در سیاست‌های اقتصادی به عهده آنها می‌گذارند؟ بی‌تردید بدون درک درستی از چرایی تنیدگی دموکراسی سیاسی و دموکراسی اقتصادی هر پاسخی که به سوالات مطرح شده ارائه شود ناقص خواهد بود. بنابر این برای رسیدن به این درک، بحث اصلی این مقاله به دموکراسی سیاسی و اقتصاد دموکراسی، یا «حکم‌رانی با گفت‌وگو» اختصاص می‌یابد.

دریافت مقاله

مسئولیت روشنفکر چیست؟ جایگاه روشنفکران در حوزه عمومی کجاست؟ آیا ساخت‌های اجتماعی موجود، پیش‌شرط‌های گفت‌وگو را فراهم می‌کند؟ در شرایط کنونی آیا امکان گفت‌وگو میان روشنفکران وجود دارد؟ آیا روشنفکران در بازتولید حوزه عمومی نقشی ایفا می‌کنند؟ روشنفکران تا چه حد توانسته‌اند در حوزه عمومی گفت‌وگو و شرایط گفت‌وگو را ایجاد کنند؟

با واگشایی این پرسش‌ها در قالب مرتبط‌ساختن دو مفهوم گفت‌وگو و حوزه‌ی عمومی در وضعیت کنونی ایران، امکانی برای دستیابی به پاسخ‌هایی فراهم می‌آید.

دریافت مقاله

دموکراسی به مثابه مدلی برای مدیریت جامعه، بر دو گونه است: تجمیعی (aggregative) و گفت‌وگویی (deliberative). دموکراسی تجمیعی بر اساس تجمیع منافع اکثریت از طریق رأی‌گیری و به لحاظ فلسفی بر اومانیسم فردگرا و اخلاق منفعت‌گرا استوار است و آنچه از ایالت متحده امریکا و کشورهای غربی تا کشورهایی همچون افغانستان و عراق تجربه شده، برهمین شالوده‌ی نظری استوار است. دموکراسی گفت‌وگویی، بر اساس اعتبار خرد جمعی و انتخاب از طریق گفت‌وگو در سپهر عمومی استوار است که نخستین بار در یونان متولد و سپس در دوران مدرن در قهوه‌خانه‌های بندری انگلستان بازتولید و در نهادهای مدنی و کشورهای اسکاندیناوی تجربه شده است. دموکراسی گفت‌وگویی، خواه‌ناخواه ماهیتی جماعت‌گرا دارد. از این‌رو جماعت‌گرایی نوین، با نقد جماعت‌گرایی سنتی و تأکید بر دموکراسی گفت‌وگویی و اعتبار جامعه به‌مثابه موجودیتی مستقل از فرد و تلفیق آن با آزادی فردی، به جنبشی رو به گسترش و به الگویی برای توسعه‌ی محلی و جامعه‌محور تبدیل شده است. در این مقاله با تبارشناسی گفت‌وگو در ادیان شرقی، زمینه‌های فکری و امکانات تاریخی تحقق دموکراسی گفت‌وگویی در ادیان ابراهیمی و در خاستگاه تاریخی آنها یعنی خاورزمین، بررسی شده است.

دریافت مقاله

ذهن ایرانیان، به بیانی دقیق‌تر، سوبژکتیویته‌ی ایرانی با مفاهیم مروت و مدارا خو کرده است و آن را می‌ستاید، اما با گفت‌وگو بیگانه است. در حالی که یک گفت‌وگوی اصیل، مملو از هم‌فهمی و نقد و استدلال، هم به مروت نیاز دارد و هم به مدارا. …

چندی است در قلمرو فرهنگ و سیاست به گفت‌وگو توجه شده است؛ در اغلب مواقع از گفت‌وگو به عنوان یک راه حل، به ویژه در خصوص معضلات و بحران‌های سیاسی جامعه یاد می‌شود. اما چیستی گفت‌وگو برای بسیاری روشن نیست؛ نه تنها روشن نیست، بلکه به روشن نبودن آن توجه زیادی نمی‌شود. درست است که صحبت از گفت‌وگو و خواست جریان یافتن آن در سطوح خرد و کلان، و حتی ملی از سوی روشنفکران و نیروهای سیاسی به میان آمده است؛ اما واقعیت این است که همچنان ماهیت این گفت‌وگو در اذهان همگان یکسان نیست و از این رو، در تصور جمعی ما ماهیت آن مبهم است. …

جای خالی گفت‌وگو در جامعه‌ی ایرانی باعث شده است سپهر عمومی نحیف و کم رمق شود. خشونت، از جانب حکومت‌ها، به ویژه حکومت‌های مستبد همواره مانعی بزرگ و سخت برای پیشبرد گفت‌وگو میان افراد و جماعات در سپهر عمومی بوده است. برخلاف گزارش هابرماس از گسترش سپهر عمومی در انگلیس، آلمان و فرانسه، آن چه در ایران وقوع یافت اعمال خشونتی دیرپا و گسترده نسبت به بازیگران سپهر عمومی بوده است. سپهر عمومی در ایران خونین است. از دوره‌ی مشروطه تا کنون، حیاتی‌ترین امکان‌های ترویج گفت‌وگوی اصیل در سپهر عمومی ایران، یعنی نشریات مستقل، دانشگاه‌ها و محافل و مجامع روشنفکری و در زمان‌هایی مساجد، همواره در سایه‌ی خشونتی دیرپا و گسترده زیسته‌اند؛ اما همچنان سپهر عمومی زنده است و جامعه را به گفت‌وگو فرامی‌خواند. …

شرایط، جایگاه، معانی و مصادیق، و تحلیل و ارزیابی گفت‌وگو و گفت‌وگوگر، در ارتباط با جامعه‌ی ایران محتوای مجموعه مقالاتی است که دانشوران در این شماره از پویه به آن پرداخته‌اند. نیز، فضای کلی مقالات آکنده است از پیوند گفت‌وگوی اصیل با مفاهیمی چون اخلاق، جماعت، همبستگی، و رهایی. …

دریافت مقاله

شماره ۵ و ۶، پاییز و زمستان ۱۳۹۷۱۳۹۹-۴-۳۰ ۱۱:۱۷:۳۳ +۰۰:۰۰